شبلـــــــــــی  
الحق که تفسیر بسیار مو شکافانه و مستندیه! اما باید بگم انگار ارادتی که به حضرتش داری ناخودآگاه باعث شده که بعضی ویژگیهای ناپسندش رو زیر سبیلی رد کنی. از جمله خود شیفتگی مفرطی که داشته:
«نی بود و نی بیاید چون من در این زمانه!» واقعن که! درخت هر چی پر بارتره...

گناهش به گردن اونایی که میگن اما شهرت داره که با مرحومه «قمر الملوک وزیری» هم صنم داشته:
«من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو!»

ظاهرآ اهل نفرین و بد زبونی هم بوده:
«بمیرید! بمیرید!»

از اینا گذشته یک خصلتی که داشته و به هیچ وجه قابل اغماض نیست تحریک خلق النّاس به قتل و به منظور خلاص شدن از شر معشوقشه:
«بروید ای حریفان بکُشید یار ما را!»
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
سلام !
تازه يه عيباي ديگه اي هم داشته ![وقيح] 
مثلا بر مي گرده مي گه :
«اي عاشقان اي عاشقان امروز ماييم و شما !»[خجالتي] 
[مسعود] 
      وب سایت
 
اممیر  
یا مثلن میگه عقل و دل واندیشه را آنجا کجا بگذاشتی؟!
کاری بکن نانی بیار فی الجمله باقی مافیا!
      وب سایت
 
چمــــــــــن  
مثکه داآشمون باسه فسق و فوجول بیخیال ساعت ماعتم بوده و اَ صُب علطّولو شورو میکرده. خودش میگه عریون کَندم هر صب دمی!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
سهیلا ملکی  
عجب سلسله مقالاتی بود [چشمك زن] 
آتیش بیار معرکه هم اضافه کنید

کو عشرت شبهای تو ، کو شکرین لبهای تو
فرزند و اهل خانه ات از خانه کردندت برون
      وب سایت
 

ماهیتابه

سلسله مقالات در توجيه و تفسير اشعار و متون کهن ادبيات پارسي

جعفر بهروان

سلسله مقالات در توجيه و تفسير اشعار و متون کهن ادبيات پارسي 

يکي از نکاتي که اينجانب طي سالها جد و جهد و مداقه و تحقيق و بررسي در اشعار مولانا جلال الدين محمد دريافته ام
,نوع شخصيت و اخلاق و منش ايشان مي باشد!مولانا به گواه اشعار خويش بسيار آدم مردم آزار .لوده.پشت هم انداز و لاابالي و تخسي بوده!
"اين بارسرمست آمدم تا جام و ساغر بشکنم/ساقي و مطرب هردو را من کاسه ي سر بشکنم"اين نوع رفتار از يک آدم عارف و اهل معرفت و طريقت بسيار بعيد مي باشد .در اين بيت مولانا توضيح مي دهد که چگونه به سبک لمپنها کافه را به هم ريخته و سر و دست ساقي و مطرب را مي شکسته!
و يا در اين بيت:"پنهان شدم آن نرگس مخمور مرا ديد/بگريختم از خانه خمار مرايافت" برداشت اينجانب اين است که مولانا با نگار.صنم يا به قول امروزي ها GF خويش قرار مي گذاشته و بعد طفلي را سر قرار قال مي گذاشته و در گوشه اي پنهان مي شده!آخر مردم آزاري از اين بيشتر که آدم صنم خود را قال بگذارد؟!؟
و يا در بيتي توضيح مي دهدکه چگونه جماعت عازم به سفر حج را با آن خدم و حشم و بارو بنديل و اسب و شتر سرکار مي گذاشته و در بيابان سرگردانشان مي کرده و از اين سو به آن سو مي کشانده !:"اي قوم به حج رفته کجائيد کجائيد ؟/معشوق همين جاست بياييد بياييد"تصور کنيد که مولانا در بيابان تغيير موضع مي داده و هربار مي گفته بياييد که معشوق اينجاست!آنوقت ملت بيچاره هربار سر خر را کج مي کردند و مي رفتند به سمتي که مولانا نشاني ميداده!
و يا با دادن اخبار کذب و پراکندن شايعه مردم را ريشخند مي کرده:"خبرت هست که در مصر شکر ارزان شد؟؟خبرت هست که دي گم شد و تابستان شد؟"
ازاين بدتر اينکه گهگاه شمس هم همپاي مولانا به مردم آزاري مي پرداخته. تاجايي که مثلآ ملت را برسرچاه مي کشاندند و ناغافل بنده خدا ها را به داخل چاه هل مي دادند :"يعقوب را بگويم يوسف به قعر چاه است/چون بر سر چه آيد تو در فکن به چاهش"
في الواقع جاي بسي شرمساريست که انساني با اين استعداد و فهم و کمالات چنين رفتاري را پيشه کرده بوده و يکي نبوده بگه پسرجان!از سن و سالتو گيس سفيدت خجالت بکش!چرا مردم آزاري مي کني!؟!ليچار و لغز و لن تراني و پشت هم اندازي و لاابالي گري هم شد کار؟!؟

نظرات شما ( 5 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3