تقدير  
سلام
مثه پدر بزرگا ياد قديما كردي[وقيح] 
يكي از بازي هاي كودكي من اين بود كه سر ظهر با چند تا از پسراي همسايه پشت جوي آب ميايستاديم و رو به ديوار كارتاي فوتبالي (كه مقوايي بود) رو پرت ميكرديم.كارت هر كسي كه روي بقيه كارت ها ميافتاد همه ي اون كارت ها رو بر ميداشت براي خودش.ويكي ديگه اينكه از همين عكش هاي آدامس رو روي هم ميذاشتيم و با كف دست ميزديم روشون تا بلند بشند.
پس نتيجه ميگيريم اين بازيا زمان زيادي ازشون نگذشته بوده كه ما هم همين بازيا رو براي سرگرمي داشتيم.
لطفا مثه يه پير مرد 60_70 ساله از قديما ياد نكن.
البته اين بازي ها جدا از برنامه ي خاله بازي ِ(دخترانه) خودمون بود.من تيله بازي هم كردم.جالبه بگم قبل از اينكه به دنيا بيام مادربزرگم فكر ميكردند كه من پسرم.چون اون قدر توي شكم مادرم ورجه وورجه ميكردم كه از يه دختر بعيد بوده اين حركات[زبان دراز] [خجالتي] [وقيح] [چشمك زن] 
      وب سایت
 
تقدير  
در ضمن اينو هم بگم كه دوستاي زمان كودكيم همه از خودم كوچكتر بودند.[چشمك زن] 
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
جعفر اين چه كاري بود كردي ؟![سائل] [زبان دراز] 
مگه قرار نبود خودمونو لو نديم ![وقيح] مگه قرار نبود مثه همه اهالي اينجا مرفه و بي درد و فرهيخته باشيم ؟ حالا ديگه كسي مطالب مونو نمي خونه [وقيح] [وقيح]  ديگه لو رفتيم[ناراحت]  الان همه فهميدن كه ما از 6 سالگي كتاب هايدگر نمي خونديم !
اييييييييي روزگار[وقيح] [چشمك زن] 
[مسعود] 
      وب سایت
 
علی یوسفی  
سلام به جعفر عزیز.
داداش ما که چیزی نگفتیم.قدمت هر موقع که اومدی رو فرش داستانام.شما دوست داشتی میتونی جهت تنبیه چارتا فحشم بدی.ضمن اینکه ما یه مدت نبودیم و بچه ها از طرف ما زحمت میکشیدن دعوت میکردن.
البته به خودم حق میدم نسبت به کارم کمی مغرض باشم و اگه کامنتا رو خونده باشی اکثر انمتقادارو قبول کردم چون خیلی ها بهش اشاره کردن.
خلاصه اینکه بقیه بچه ها رو نمیدونم ولی خودم هرچی نقد رک تر باشه خوشحالتر میشم.ولی منظورم از اون کامنتی که گذاشتم این بود که نظرت رو بقیه تاثیر میذاره و کسی به خودش زحمت نمیده چیز جدیدی بگه یا فکر میکنه نظرش اشتباهه.
      وب سایت
 
روهولا  
سلام وعرض ادب وعذرخاهی از حرفهایی که قبلن بابت شما زده ام.
راستش افرادی مثل جنابعالی که یزبین ودقیق هستند باعث ÷یشرفت میشوند .
البته افتخار خاهم کرد که گذشته ها را فراموش کنید ومرا جز ارادتمندانتان محسوب کنید.
لطف کنید به وبلاگ بنده تشریف بیاورید .قصه ای قدیمی را بازنویسی کرده ام.
البته جنابعالی هیچگاه به وبلاگ بنده تشریف نیاوردید .
اگر وقت دارید همه ÷ستها را بخانید .
ارزش یکبار خاندن را دارند.
بازهم س÷اس گزارم.
      وب سایت
 
سهيلا ملکی  
سلام
اهالی چراگاه خوبن انشاالله؟

واقعا نگه داشتید عکس فوتبالیاتونو ؟
[لبخند]
علاقه قوی بوده یا اینکه از همون 6سالگی جای خوندن هایدگر در فکر تاسیس چراگاه بودید؟[چشمک]
فکر کنم آدمای چراگاه از بچگی هم فکرشون بزرگ بوده.
[متين] 
اما من اسم آدامسا رو یادم نمیاد شایدم دقت نمی کردم اما چه اونایی که ماشین داشت چه عکس فوتبالیستا همه رو می گفتم آدامس فوتبالی..

اما روش جالبی برای ارائه بعضی نکات انتخاب کردید ..همون چندین خط آخر رو می گم .چیزایی که با اون پوستا یاد گرفتید
      وب سایت
 
سهيلا ملکی  
همش شد اما[نگران] 
      وب سایت
 
چمــــــــــن  
مام هنو پوسّامونو داریم.دادیم به ننه تو صندوقش قایم کرده باسمون. طالب باشین تاقم میزنیم! طالبین؟ بزنیم؟ نیسّین؟ نزنیم؟

چه همه سوال بی جباب!!! [سائل] [شرور] [شرور]  آسیاب به نوبت: لازم شد این دفه ما با داش جعفر یه سر به خانوم والده شوما بزنیم شا مسّود! حباسمون هَ! [ساكت] [شرور] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
سلام !
به چمن :
خدا از برادري كمت نكنه داش چمن ! ما كه ديگه از زمين و زمون نااميد شديم ![وقيح]  «هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند !»(حافظ)
اتفاقا داشتم چند تا پيشنهادي كه بار قبل داده بودي رو بررسي مي كردم ! چند تا اشكال شرعي/قانوني داره كه اگه حل بشه همشو هستم[وقيح] [وقيح] [صميمي] !
راستي خواستي بياي دست ننتم بگير بيار ! بالاخره بعد عمري يه پابوس آقا برده باشيش ...
زت زياد !
[مسعود] 
      وب سایت
 
تقدير  
سلام
يه سوال دارم
چرا چراگاه براي كامنت ها تاريخ و ساعت نداره؟؟؟؟
اگه ممكنه اضافه كنيد.البته با اجازه ي مديريت [وقيح] [چشمك زن] 
      وب سایت
 
محمد  
سلام جعفر جان به روزهای خوب بچگی رفتم با این پست یادش بخیر
هیچ وقت در این بازی لعنتی شانس نداشتم البته غیراز مهارت شانس هم میخواست که چشمه اش برای ما خشک شده بود با هزار مکافات پول میگرفتیم تا آدمس بخریم وعکس های فوتبالیست های معروفمان را جمع کنیم وبعدظهرها در بازی که بیشباهت به قمار بزرگترها نبود ببازیم وبعد هی مدارم سرهم غر بزنیم تو جر میزنی یا داری تقلب میکنی یادش بخیر
راستی از نقدها ونظراتت ممنون امیدوارم در بازنویسی بتوانم کمال استفاده را ازشان ببرم
وحرف آخر اینکه با یک داستان بروز هستم اگر قبل دانستی بیا وبا آن نظرات موشکافانه ات یاری ام کن
      وب سایت
 
مسعود  
سلام!
به تقدير:
پيشنهاد شما رو يكي دو نفر پيشتر هم گفته بودند ! اما...
به هر حال چراگاه چشم براه تغييراتيست كه گمانم نظر همه را تامين كند .
راستي ! مديريت رفته گل بچينه واسه همين من جواب دادم[چشمك زن] 
[مسعود] 
      وب سایت
 
تقدير  
سلام
چشم به راه تغييرات چراگاه هستم
در ضمن مشهد شما مگه شهر گل و بلبله كه توي اين سرماي زمستون مديريت رفتند گل بچينند!!!
من كه از شهر شما فقط خشكي و خاك يادمه(البته حرم امام رضا(ع)مثه يه باغ پر گل شهرتون رو زينت بخشيده)
راستي تا يادم نرفته از مديريت خوش سليقه تون خيلي تشكر كنيد.به خاطر نگه داشتن اشيا قديمي .فكر ميكنم بايد به ميراث فرهنگي خبر بدم بيان اتاق ايشون يه بازرسي بكنند
[وقيح] 

به هر حال ممنون و منتظرم
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
اول - اينكه احتمالا به شما جاهاي خشك و خاكي مشهد رو نشون دادن تا يهو ناغافل هواي موندن و مجاور شدن به سرتون نزنه ![وقيح] [وقيح] 
دوم - علاقه مديريت به عتيقه جات از آدمايي كه دوروبرش جمع كرده كاملا مشهود و مبرهنه ![وقيح]  نظر شما غير از اينه ؟
[مسعود] 
      وب سایت
 
ویارهای پسری آبستن  
واااااااااااااای عکس ها


وااااااااااااای بچگی

واااااااااااااای تیله بازی
      وب سایت
 
تقدير  
سلام
ميخواستم پام توي نوشتن كامنت باز نشه !!!!اما شد
[وقيح] 
جواب اول-اتفاقا بر عكس، سعي بر اين بوده كه مناطق خوش آب و هواي شهر شما رو به من نشون بدند تا شايد نظرم عوض بشه و قصد اقامت در ديار شما رو كنم.اما يه چيزي رو بگم،تا به حال به هر شهري كه سفر كردم از جمله كلان شهرايي چون مشهد-اصفهان-تبريز وديگر شهرها مثل همدان-شيراز-يزد-اردبيل-رشت_و ديگر شهر هاي شمالي و خوش آب و هوا ،توي مسير احساس خوبي دارم اما وقتي چشمم به تالبوي خوش آمد گويي (به شهر شهيد پرورو يادار المومنين)و از اين قبيل جملات مي افته احساس غربت ميكنم.در يك كلام خاك شهرتون مشخصه كه يه شهر ديگه است و بايد بگم(هيچ جا تهرون خودمون نميشه)
تا از دروازه ي شهر شما و ديگر شهرستانها عبور ميكنم لهجه ي شيرين مردم اينو يادآور ميشه كه اينجا شهر ديگريست.

جواب دوم-علاقه ي شما به عتيقه جاتي كه اطرافتون هستند رو تحسين ميكنم.ميراث باستاني ما هميشه مورد علاقه ي ما و همه ي ملت ها هستند و در اين شكي نيست كه خيلي با ارزش هستند و مايه ي افتخار. [بدجنس] [وقيح] [چشمك زن] 
ميدونم شما هم به داشتن چنين آثار با ارزشي افتخار ميكنيد.
و سعي در نگه داري اونها به نحو احسنت داريد.
بي شك همنشيني مديريت محترم چراگاه با افراد برجسته و نخبه ي تاريخ(عتيقه جات)[وقيح] مايه ي مباهات ايشونه و من از اين بابت خوشحالم .چون تعداد انگشت شماري از آدمك ها قدر اين عتيقه جات رو ميدونند.

همين جا از جعفر دعوت ميكنم كه به جمع ما توي اين بحث بپيونده تا از نظراتش استفاده كنيم.
[وقيح] 

با آرزوي بهترين ها براي شما
پيشاپيش ميلاد ثامن الحجج، آقا علي بن موسي الرضا(ع) رو به همه ي چراگاهيون و شما اهالي مشهد مقدس تبريك ميگم.
      وب سایت
 
چمــــــــــن  
سلام شا مسّود. بنازم به این اشتها! یکیم نه، همشو؟! باآ دسّت دُرُس!کمک ما چی به کار شوما میاد؟ کل اگه طبیب بودی! دُرُس یه نیگا دور و ورت بنداز بیبین «که شهیدان که اند اینهمه گلگون کفنان»! چشب. ایشالا باسه عروسی با ننه خدمت میرسیم! کی هَ ایشالا!؟
(بیبینیم میتونیم با این کامنت کیششون بدیم! متوجه هسّی که چاکرت هر اخلاقی تو رفاقت داشته باشه دومن شومارم میگیره! چه کنیم که اصل بد نیکو نگردد!)
    پست الکترونیک   وب سایت
 
نگین  

سلام همشهری
یادش بخیر بعضی ها عکس ادامسا رو پشت دستشون می چسبوندن ولی من میزدم تو دفترام
راستی قسمت اول اندر خم کوچه کجاست؟
ممنون.....

      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
به تقدير :
من هي مي گم اين رد كفشا چيه تو چراگاه [وقيح]  نگو پاي شما به كامنت نوشتن باز شده ![زبان دراز] 
اول اينو بگم كه نمره كامنت نويسي تون 18 شد [وقيح]  دو تا اشتباه داشتين : 1- تابلو (نوشتين تالبو) 2 - نحو احسن (نوشتين احسنت !)
دويم اينكه اگه عتقيه جات توي چراگاه هم قد «سر سرباز هخامنشي» بيارزن! واقعا جاي مباهات داره [وقيح] ولي چه سود كه يه تيكه سنگ نيم ميليون دلار معامله ميشه و كسي نيست بياد اين ميراث باستاني ما رو سرقت كنه ![وقيح] [وقيح] (كسي هست ؟)
سيم ظاهرا جعفرم رفته گل بچينه ! مگه مشهدم گل داره [سائل] 
[مسعود] 
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
به سد چمن :
از اشتها گفته بودي ، كه باس بگم منم يه پنج سيري از اون معجون تزويجي جعفر زدم بالا و الان رووشن ِرووشنم ![وقيح] 
بعد از اونم گفتم كه يكي دوتا اشكال شرعي- قانوني داره كه باس حل شه ! (آخ اگه اسلام دست و بال ما رو نبسته بود[وقيح] )
اونام كه شما ديدي شهيد نبودن ! مفقودالاثر بودن [وقيح] [چشمك زن] مي بيني كه ما به يه پلاك دلخوشيم !
دس آخرم بت بگم بيخود پرپري نكن سيد ! «پرنده»هاي چراگاه جل همينجان !
[مسعود] 
      وب سایت
 
رامین رادمنش  
سلام جعفر خوان !
راستش هفته ای یک بار به وبلاگتون سر می زنم ولی هیچ وقت نظر ندادم . نه اینکه مطالبتون رو دوست نداشته باشم ! بر عکس . فقط طوری هستند که چیزی برای گفتن درباره شون ندارم .
الان هم که دارم این چرت و پرت ها را می نویسم ملالی نیست جز دوری شما !
ببخشید ! خط رو خط شد ![وقيح] 
اللان هم که دارم نظر میدم واسه اینه که بگم پاتوق ادبی به روز شده ![وقيح] 
راستش مونده بودم کجا نظر بدم ؟ تو گاهنوشت ها یا روزنوشتها که اون عکس جرمی عزیزم رو دیدم ! من از همون دوره ی ابتدایی که یاد گرفتم کتاب بخونم با شرلوک هولمز بزرگ شدم ! وای که سریالش چقدر قشنگه ! میدونستین وقتی جرمی برت مرد چند هزار نفر در مجلس ختمش شرکت کردن که همگی پلاکارت هایی با این مضمون داشتند :" خدا حافظ شرلوک !"
به هر حال واسه خاطر شلوک هم که شده گفتم اینجا نظر بدم .
دمتون گرم که یادی ازش کردید .
به هر حال منظور اینکه پاتوق ادبی به روزه ! [خندان] 
      وب سایت
 
جعفر  
سلام!
به مسعود:
می گم مسعود داداش! قربونت زحمت تصحیح بقیه ی اوراق ببخشین کامنتای چراگاهو هم بکشو نمره هارو بزن رو برد![وقيح] البته اگه بقیه شامل طرح تکریم ارباب رجوع(خووننده)نمی شن!!![سائل] 

به تقدیر:
تاوقتی گلایی مثل من تو مشهد هستن!زمستونشم بهاره!!![وقيح] مگه نیست؟!؟ [خجالتي]  به این می گن حس ناسیونال- پاناسونیک!!![وقيح] 

به حاج کاظم ِ آژانس شیشه ای!!!:
مُو که مِدِنُم ای ِوِسَط گوشتِ قوربونی عباسه!!!
حداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
سلام !
به جعفر :
[تسليم] [ساكت] 
[مسعود] 
      وب سایت
 
هادي خشايي  
با ديدن عكس ها ياد 15 سال پيش افتادم ...
      وب سایت
 
تقدير  
سلام
18 هم نمره ي خوبي ِ، چون هيچ جوابي نداشتيد، گشتيد 2 تا غلط تايپي پيدا كرديد[چشمك زن] 
مثه اينكه زياد خبر گوش نميديد.
اگه اشتباه نكنم ايتاليا يي ها به تازگي تعدادي از ميراث باستاني ما رو كه به سرقت رفته بوده رو به سفير ايران برگردوندند.در ضمن از نظر شما دروازه مِلَل يا نقش برجسته اي كه جنگ گاو و شير و پيروزي بهار بر زمستان رو نشون ميده يا اِسْفَنْكُْس هاي موجود در تخت جمشيد و ديگر آثار باستاني ما يه تيكه سنگ ِ ،كه كسي براي سرقت به سراغشون نمياد.اگه يك بار به تخت جمشيد رفته بوديد متوجه ميشديد كه سارقان حتي به ستون هاي حدوده 20 متري ِ تخت جمشيد هم رحم نكردند.
[وقيح] 
اينو هم بگم كه من حاضرم قديمي ترين و با ارزش ترين اثر چراگاه رو سرقت كنم[چشمك زن] 
البته من اين كار رو ،چند ماه پيش كردم[خجالتي] [زبان دراز] 
مشهد خشكِ شما يدونه گل داشت كه من چيدمش[خجالتي] 


به جعفر:[خجالتي] [خجالتي] [خجالتي] [گل] 
      وب سایت
 
جشنواره داستان کوتاه کوتاه  
جبهه مشارکت ایران اسلامی حوزه اصفهان برگزار می کند
نخستین جشنواره داستان کوتاه کوتاه "سرزمین مادری ما"
جبهه مشارکت ایران اسلامی حوزه اصفهان نخستین جشنواره داستان کوتاه کوتاه "سرزمین مادری ما" را در آستانه شب یلدا برگزار خواهد کرد.

شرایط ارسال داستان:
موضوع آثار آزاد مي باشد
شرط سنی برای شرکت در جشنواره وجود ندارد
آدرس، تلفن و سن شرکت کننده در پايان اثر قيد شود
علاقمندان مي توانند با ارسال حداکثر 5 اثر در بخش آزاد و 3 داستان در بخش "سرزمین مادری ما" در این جشنواره شرکت نمايند

مهلت ارسال داستان: 15 آذرماه 86
زمان برگزاری جشنواره: 29 آذرماه 86 (به میمنت شب یلدا)

صفحه ویژه جشنواره در سایت بازباران به نشانی www.bazbaran.ir شما را در جریان مراحل برگزاری جشنواره قرار خواهد داد.
دریافت آثار و ارائه پیشنهادها از طریق پست الکترونیکی زیر نیز میسر می باشد.
Email:
isfmosharekat@yahoo.com

نشانی پستی دبیرخانه جشنواره: اصفهان، خیابان شمس آبادی، روبروی بیمارستان سینا، بن بست انصاری، ساختمان جبهه مشارکت ایران اسلامی
دبیرخانه نخستین جشنواره داستان کوتاه کوتاه "سرزمین مادری ما"
    پست الکترونیک   وب سایت
 
جعفر  
سلام!
سلامتی اهالی چراگاه و آقای راننده صلوات ختم کن!!!
خداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
باغ بان  
گل به روی شاخه زیباست نه در دست شما![شرور] 
     
 
چمن  
حرف شنفتن ادبه: اللهم صل علی محمد و آل محمد

عجب دس به فرمونیم داره!
آخ برم راننده رو، اون کلاچ و دنده رو!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
جعفر  
سلام!
اون بابا توکامنت جشنواره ی داستان کوتاه کوتاه نوشته:
به میمنت شب یلدا!!![حيران] [روده بر] [روده بر] [روده بر] !!!
خداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
بادبادک  
عکس ورزشی کامنتم نمی یاد
بعد از قرنی خرخونی سر زدیم به اینترنت این شد....


در مورد قیصر هم عالی بود

خدا رحمتش کند
      وب سایت
 
هستی  
تولد امام رضا (ع ) بر شما مشهدیان محترم مبارک باد از طرف ما هم زیارت کنید و میلاد خجسته اشان را تبریک عرض کنید [گل] 
      وب سایت
 
 
[غنچه]  [داغون] [نگران] [نگران] [مسعود] [مسعود] [بدجنس] [گل] [ساكت] [زبان دراز] [سائل] [داغون] [داغون] [داغون] [روده بر] [صميمي] [خوشحال] [ناراحت] 
      وب سایت
 
 
[غنچه]  [داغون] [نگران] [نگران] [مسعود] [مسعود] [بدجنس] [گل] [ساكت] [زبان دراز] [سائل] [داغون] [داغون] [داغون] [روده بر] [صميمي] [خوشحال] [ناراحت] 
      وب سایت
 
 
[غنچه]  [داغون] [نگران] [نگران] [مسعود] [مسعود] [بدجنس] [گل] [ساكت] [زبان دراز] [سائل] [داغون] [داغون] [داغون] [روده بر] [صميمي] [خوشحال] [ناراحت] 
      وب سایت
 

خارج از دستور

نوستالژی بادکنکی

جعفر بهروان

نوستالژی بادکنکی 

اون وقتا (سالای 69 -70 ) یکی از دلخوشی های یه بچه دبستانی _از نوع خودمون البته_علاوه بر کارتونای تلویزیون اونم روزی یه ساعت که مفیدش به نیم ساعت هم نمی رسید! جمع کردن عکس بود. یک سرگرمی سالم و محبوب!از برچسبای بروس لی واستالونه(راکی و رامبو) شروع شد تا کم کم دست فروش نزدیک مدرسه مون سورپریزمون کرد!با یک تیردونشون!!!هم آدامس هم عکس!آدامسای بزرگ و سفتی که یکیش واسه درآوردن پدر فک کافی بود!بماند که چارتا چارتا می چپوندی تو دهنت و باد می کردی و بادکنکش می شد اندازه ی کله ات و یه از خدا بی خبر پیدا می شد و با دشو خالی می کردو تو تا یه ربع آدامسارو از صورتت پاک می کردی! سری اولش به اسم TURBOاومده بود که توش عکس ماشین داشت!بعدتر FINAL 90وCIN CIN وCHAMPION اومدن که طرفدار بیشتری پیدا کردن چون می شد عکس فوتبالیستای محبوب و غیر محبوبمونو توش پیدا کنیم!به اون عکسا می گفتیم پوست آدامس !درکنار این تفریح سالم یه بازی ناسالم!!!!اختراع شد به اسم پوست بازی!!!که به نوعی تمرین قماربازی بود !قاعده ی بازی این بودکه دوطرف هرکدوم یک یا چندتا از پوستاشونو می ذاشتن روی کف زمین .جوری که پشتش که سفید بود بالا باشه بعد به نوبت با کف دست می کوبیدن روش اگه عکس برمی گشت طرف برنده بودو پوستای اون یکی رو هم که کاشته بود جمع می کرد!با اون پوستاخیلی چیزارو تجربه کردیم!اینکه همیشه اوضاع جوری نیست که تو می خوای !قرار نیست همیشه بخش عمده ای از پول توجیبیتو تو مشتت بگیری بری تو مغازه و با عکس موردنظرت بیای بیرون!و یا اگه صبح با هزار مکافات پوستاتو با خودت اوردی مدرسه و نذاشتی که معلم و ناظم ببینه!ظهر همه رو سر یک ریسک(حماقت) مجبور شدی دو دستی تقدیم فلانی کنی!و یا اینکه اگه بابای تو هم مثل بابای مهرداد اختراعی پولدار بود می تونست برات یه بسته ی سیصدتایی فینال بخره که بابت اینکه پولی که می تونستی باهاش کیک بخری و بخوری رو دادی واسه آدامسی که عکس توش تکراری ِ خودتو سرزنش نکنی!یادمی گرفتی که با همه ی ادعای لیلاج بودنت ممکنه یهو به باخت بشینی و هرچی داری ببازی! ... ظاهرا سر درد و دل باز شده چون این چندجمله ی آخر هیچ ربطی به پوست آدامس نداره !بگذریم هنوزم بعد این همه سال یاد عکس فوتبالیستای اونموقع به همراه بوی خوبی که هنوز دارن کافیه که برت گردونه به گذشته!

توضیحات :

تشکر ویژه از مسعود که آدم چیز نگه داریه و پوستاشو نگه داشته !وگرنه نمی شد عکس اصل جنسو بذاریم اون بالا!

نظرات   شما ( 35 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3