مسعود  
سلام !
قرائت شما اشكال داره اخوي !!![وقيح]  بعد از نماز بمانيد اصلاحتان كنيم !!!
هم خودتان هم ولاالضااااالين تان را ...
[مسعود] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
تقدير  
اي هستي آگاه كه پنهان از ديده اي،در جهان هستي و براي جهان هستي!تو ميتواني صدايم را بشنوي،زيرا تو درون مني و تو ميتواني مرا ببيني،زيرا تو بصيري.
لطف كن و در روح من دانه اي از حكمتت بكار تا در جنگل تو ببالد و از ميوه هاي تو بياورد.آمين!
-------------------------
عاشقانه ها
جبران خليل جبران

عيد سعيد فطر بر همه و اهالي چراگاه مبارك.
      وب سایت
 
اممیر  
سلام آقا جعفر اینا!
باور کن دل و دماغ مقاله نوشتن ندارم درگیر یه پروسه عشقولانم!امر بفرما پاتوق بحث رو کجا بذاریم میز و صندلی رو کجا بچینیم پذیرائیش با شما(آخه شما زیادین!).چت کنیم؟! یا بیاین بفرماین تو وبلاگم.منشی اینا که ندارم واسم تایپ کنه و ازتون پذیرائی کنه (راستی ببین یه منشی خانم خوشکل مجرد پیدا میشه ؟!).همینجا بحث رو آغاز می کنم بقیش با آقا مسعود!.به نظر من آنچه که اغلب سنت تاریخ زده دینی مارو احاطه کرده غلبه و تجلی ظهور اسما سلبی _قهری_جبری_مقتدر_جبار_شدیدالعقاب_ یعنی جریان تفسیر فقهی زده بواسطه تمرکز روی همین اسماء بوده است.و تجلی اسماء رئوفیت_عشقولیت!_رحمانیت_کریمیت!_ را باید در تفسیر نهانخوانه ای و عزلت محور جستجو کرد.بگذریم بابا![حيران] درواقع تقابل نهادن باطن و ظاهر دین شریعت و حقیقت وطریقت ما را در فهم انواع مدل دینداری در گفتمان روشنفکری دینی امروز ایران یاری نمی کند.اصلن بحث بعد از سریال را در مورد شیطان دقت کردید؟!مسلمه که نوع چینش و بارگیری از مفاهیم درون دینی بخصوص در قسمت اخلاق مبنی بر اتخاذ یک نوع نگاه بیرون دینی به انسان و رابطه او با خدا می باشد.در واقع هسته اصلی مرکزیت بحث من روی این است که بادقت زیاد روی همین پیش فرض اولیه بیرون دینی از انسان خود از کجا می آید؟در واقع باید بگویم ازدرون دین_نظام_تفسیرفرمایشی (به خاطر آمیختگی به قدرت).نمیخام بگم که دنبال منبع خیزش تئوریها و استدلال ها هستم.از هر کجا میخان بذار بیان.میخواهم بگویم که با طردآگاهانه مثلن تئوری پیچ پیچی بودن! روان آدمی یا ما یک نوع تنسیق و تنظیم از اخلاق خواهیم داشت و با پذیرش آن چیز دیگر.در واقع جائی که نوع رویکرد فرااخلاقی( فلسفه اخلاق) منبعث از خود متن دین است ما در واقع به یک نوع امتناع و دور در اندیشه خواهیم رسید.همین است که اول باید ایمان بیاوری به کتاب مقدس بعد آنرا می پذیری یا عقلانیت! می کنی.و تو تا ایمان نیاوری هیچ برهان عقلی نمی تواند تو را مجاب کند و به خاطر همین است که عنصر ایمان آوری بیشتر وابسته به اعجاز است تا استدلال!
      وب سایت
 
اممیر  
کجا بودیم!آها!من در واقع مخالف این هستم که معرفت پیشرفته و غنی شده مثلن عرفان زیبا بین بلوکه بشه و بیفته مختص یه عده خاص .میگم باید اینا رو به زبان و وسیله دیگر مثلن هنر آن را ترجمه کنیم بذاریم اختیار عامه مردم روش فکر کنندو مثلن چرا نباید تئوریهای ابن عربی را در مورد لایه لایه بودن جهان و بهشت و جهنم یا محتویات کتاب "تلبیس ابلیس" ابن جوزی را ریختشون توی کوچه و بازار.ها؟!اوه یادم رفت.باید برم جعفر خان! انشاءالله بحث داغ تر بشه و ما برگردیم و خوشحالمون کنین. منتظر هستم.
      وب سایت
 
جعفر  
سلام!
به اممیرخان:به عنوان یه فرد دلسوز یه توصیه دارم اونم اینکه همون پروسه ی عشقولانه!رو بچسب که هم خیر دنیا درش هست و هم عقبی!!![وقيح] 

با اجازه ی کوچیکترا! من نقش "اکبرعالمی" رو براتون بازی می کنم!تاجایی که خاطرم هست این مبحث سر مقوله ی سریال سازی جناب مقدم آغاز شدو در ابتداحکایت جنبه های تکنیکی و هنری کارای این عزیز دلمون بود!که این دومین تجربه ی کارای ماه رمضونی ایشونه که اولی اسمش خاطرم نیست!عبدالرضا اکبری بازی می کردوکتایون ریاحی وتهش مجید اخشابی می خوند:"یکی خونش اُی منفی !یکی خونه ش مثل قصره!..." اون موقع هنوز سریال ماورایی سازی !!! رایج نشده بود!و فقط همین که تو ماه رمضون اتفاق بیوفته و تهش ادماش زور متحول بشن کافی بود!ولی از دو سال پیش و ساخته شدن "او یک فرشته بود!"همه یاد ماورا!!! افتادن!
"اغما" ی جناب مقدم هم درهمین راستا ساخته شد!!!بماند اینکه این چطور ابالیسی!!!(جمع ابلیس) هستند که در آن واحد نمی تونن دو نفرو وسوسه کنن؟ و یک ماه وقت سر منحرف کردن یه نفر می ذارن و تو این یک ماه بقیه از شر ابلیس در امانن!!!و همینطور کیلو کیلو ثواب ذخیره می کنن!بگذریم که چه جور ابالیسی هستن که می تونن یه نفرو که مانع راهشون شده بکشن!؟!!!چه جورین که از مهر و تسبیح می ترسن و حالشون بد می شه ولی از کسی که سر همون سجاده و مهرو تسبیح در حال نماز و ذکربوده نمی ترسن!وقتی لازم باشه تو حیاط مسجد میان و با امام جماعت محل خوش و بش می کنن!ولی یه وقت دیگه بنا به اقتضای قصه!!! از همون روحانی فرار می کنن!!!بنده خدا هایی که اینارومیسازن فرقی بین روحانیا و کشیش فیلم جن گیر(که جن گیری می کرد!!!) نمی بینن!
و اما سر تجلی اسماالله! کار ندارم "...سنت تاریخ زده دینی مارو ...تفسیر نهانخوانه ای و عزلت محور جستجو کرد" و اینا و یا شایدم حرفتو بد فهمیدم ولی اگه منظورتو درست فهمیده باشم!حرفم اینه که یه بچه مسلمون که مقید به انجام فریضه ست!و اهل تفکر!(که خودش عبادته!)روزی سی و چهار بار اسم "رحمان " و "رحیم" و میاره!چند بار خدارو با جبارو قهارو شدید العقاب مکلفه که صداکنه؟!؟ پس اسما "رئوفیت_عشقولیت!_رحمانیت_کریمیت" زیادم مهجور نموندن!(خدارو شکر شاهد مثال کاملا اتفاقی تو همین مطلبی که پاش کامنت می ذاریم هست!(خط چهارم))فکر می کنم این منم که باید به فراخور احوالم خدارو با فلان اسمش به یاد بیارم!مثلا در حین ارتکاب سیئه "شدیدالعقاب" منو از انجام کار باز می داره یا"غفار"!یادمون نره داریم در مورد ادمای معمولی بحث می کنیم!
تابیشتر از این بحث اصلی رو منحرف نکردم!تریبونو می دم به شیخ الاکبر مسعود ! بفرما !!!
یادتون نره "اکبر عالمی" وسط حرف مهمونا می پره !پس شماهم منتظر من باشین![وقيح] 
خداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
جعفر  
سلام!
اون بالا بعد از کلمه ی غفار یه "؟" جاافتاده!!!این توضیحو دادم چون تو اصل قضیه اشکال ایجاد می کرد![وقيح] 
خداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
aleph.mim  
آقای مصطفوی را نگاه کن...علی آقای سوپری را...قاضی مرتضوی را...اون طرف جهان آرا رو هم رو نگاه کن...چمران رو نگاه کن...حلاج رو نگاه کن...مولانا رو نگاه کن...درخت رو نگاه کن...پنکه رو نگاه کن...
حالا هر ذکری که خواستی بگو...
دل ت خواست بگو یا قاضی المرتضوی دل ت خواست بگو یا علی آقای سوپری...دل ت خواست بگو یا ممد جهان آرا بگو یا مصطفی چمران بگو یا درخت های رشید پارک فرح (لاله) بگو یا پنکه ی توشیبای اتاق پدربزرگ توی گرمای تابستونِ کویر...
ذکر رو به نام اونی بگو که دل ت باهاش ئه...فرقی نمی کنه. اگه دل ت با اونی با شه که خدا باهاش ئه...ذکرت ذکر خداست.
یا ممد جهان آرا...کمک م کن استوار بمونم و از نیروی شر نترسم...یا مصطفا چمران...کمک م کن دربرابر شر خون م رو هم بریزم...یا منصور حلاج...کمک م کن حق رو بشناسم...یا درختای پارک فرح...کمک م کنین نفس مردمو تمیز کنم...یا پنکه ی توشیبای اتاق پدربزرگ...کمک م کن دل تن و دل مردمو خنک کنم.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
سلام !
اول - از شما چه پنهان زبان و قلم به هيچ وجه قصد همكاري ندارند و...
دوم - چون هيچ تعلق خاطري به سيروس خان مقدم وآثارش ندارم و مجموعا بيش از 90 دقيقه از كل 30 قسمت اين سريال رو نديدم براي نقد اين سريال نه صلاحيت دارم و نه شوق ... !
سوم - فراموش نكنيم كه وقتي مدعي دين داري و حكومت ديني باشيم اما كل آثار توليد شده در حوزه ي دين به 10 درصد توليدات هم نرسه نبايد انتظار بيش از اين داشته باشيم ! به قول معروف : «تو شهر كورا يه چشمه پادشاهه !» و ديدگاه خوش بينانه مي تونه اين باشه كه آدماي كارگردان تر از سيروس خان سراغ توليد در اين عرصه برن و ...
چهارم - قبلا هم گفتم كه بد نيست قبل از شروع مباني بحث رو مشخص كنيم ، براي مثال :
مبناي اول عقله ، و راه تشخيص صحت و سقم استدلال عقلي هم همون منطق متداوله ! نمي دونم مي تونيم در بحث از مباني نقلي هم استفاده كنيم ؟ مثلا قرآن يا ساير كتاب هاي مقدس ؟
اينا فقط براي شروع بود و قابليت دخل و تصرف داره ! تا در وسط بحث كسي جر زني نكنه ...
پنجم - از جعفر عالمي هم به خاطر جواب هاي مناسب و پي گيريش ممنونم ! فكر كنم بحث سه نفره جالب تر باشه ، و حتي چهار يا پنج نفره ...
[مسعود] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
راوی  
خوب وقتی خودتون به رذیلانه بودن جمله اعتراف کردید من چی بگم دیگه [ناراحت] این جور نماز خوندن ما به درد عمه مون هم نمیخوره که ایکاش میخورد بلکه عمه بیچاره هم به یه نوایی میرسید ولی از بزرگی خدا که نمیشه حالا کم کم آدم میشیم و عین بچه آدم نماز میخونیم[خوشحال] 
      وب سایت
 
هستی  
خداوند رحمان و رحیم است و در عین حال قهار و جبار و این صفات در ذات حضرت حق هیچ منافاتی باهم ندارند خداوند برای بنده ای که تلاش کند در محضرش از گناه مصون بماند و اگر ابالیسی ! به تورش خورد که میخورد به مدد عقل و بصیرت از خطا رویگردان شود و دچار وسواس خناسش نشود و آن کند که خدا میپسندد که این امر نیز در ذات انسانها هست یعنی هر کس خود میتواند درک کند که در چه کاری رضایت حق با اوست و در چه عملی غضبش را همراه خود خواهد کرد برای چنین بنده ای رحمانیت الله نمود و تجلی میابد پس اصل همان عملی است که انسان مرتکب میشود و خدا بدادمان برسد زمانی که همه فضائل را مرخص کنیم بر عقل و فکر مان خط بطلان بکشیم و بشنیم و ببینیم جناب ابالیس ! چه فرمایشاتی دارند و کت بسته اطاعت کنیم ( دکتر پژوهان معروف و با کمالات ! بشیم و غلام حلقه به گوش آن جناب ! ) آنزمان هم خداوند مهلتی میدهد و در پایان آن قهر خود را جاری میسازد ... دوست دارم بگویم ای خدایی که بیشتر رحمانی و کمتر قهار به ما بفهمان و بیاموز که تنها به تو توکل کنیم و سعادت یک رکعت صادقانه را به ما بچشان ....
      وب سایت
 
چــــــــمن  
از اول نوشتت به به و چهچه زدم تا اینکه رسید به آخرش... آخه داش من، از میون اینهمه اسم باسه چی رعنا؟ حالا ما چه جوری حواسمون دیگه سر نماز پرت نشه؟ آخه کوچیکتونم یه وختی یه رعنایی داشت... گناهش گردن شوما! زیادم خودتو شماتت نکن. خود حافظم همچینا حواسش همیشه جمع جمع نبوده:

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

یا:

در مسجد و میخانه خیالت اگر آید...محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم

دیگه شوما و مخلص که جای خود داریم!
      وب سایت
 
رضا بهاری  
سلام
دل من هم برای خدا تنگ شده (در سریال های مثلا مذهبی تلوزیون )
با مطلبی به عنوان "تلوزیون هیروشیمای من" به روزم و منتظر نقد شما
    پست الکترونیک   وب سایت
 
اممیر  
سلام دکتر جعفر عالمی!
ببینم اینجا می تونم سیگار بکشم؟!
ببینید سوالاتی که میشه حول این بحث کرد اینا هستن:واسط بین ما و خداوند چه کسی است؟براستی چگونه می شود مرز واقعی شیطانی و رحمانی بودن واسطه ها را دریافت؟آیا براستی شیطان و رحمان در تقابل با هم هستند؟مکاشفه های شیطانی و رحمانی را چگونه می شود از هم بازشناخت؟آیا مفاهیم وسوسه اغوا دعوت شیطان همه اینها قابل ارجاع به مصادیق عینی هستند؟نسبیت مفاهیم اخلاقی را چگونه می شود در این مورد نادیده گرفت؟چه کسی می تواند ادعا کند که شیطان درونش را کجا گذاشته؟کدام قرائت از شیطان در قرآن می تواند در صدر بنشیند؟آیا نمی شود که شیطان را با مفاهیم بیرون دینی مثل امواج منفی و تاریک و انرژی تاریک باز شناخت؟آیا نمی شود که خود همین مفهوم شیطان در اسلام یک ابزاری بشود برای شیطونی کردن بعضی ها؟شیطان در کجای روانشناسی نفس در اسلام ایستاده است؟آیا نفس اماره همان شیطان درون است؟اماره را چگونه می شود از لوامه باز شناخت؟نیت خوب از بد را چگونه می شود از هم تفکیک داد؟وقتی نیتها دچار سولت لهم انفسهم یا همان پوشش شیطانی می شوند دیگر چگونه می شود از زیر دام سنگین این پوشش رها شد و خود رانمایاند؟آیا خود همین باز بینی در نیت پوشیده شده خودش با چه چیزی پوشیده می شود؟آیا می شود حدود و نفوذ عقل جمعی را در درون نگری نادیده گرفت؟آیا خود این عقل کاملن مبرا ازامواج شیطانیست؟ ها؟![وقيح] 
در ضمن نگاه تیز بین آقای دکتر جعفر رو در مورد شیطون در این سریال کاملن قبول دارم و خودم هم اینا رو دیدم ولی گفتم دیگه گناه داره ولش کن!.اصولن اینجوری میشه نقد انسجام گرا که هیچ تمایلی بهش ندارم اینکه نقد درون سیستمی انجام بدیم رو میگم از این بابت که هزار تا ایراد داشت.راستی بعد میام راجع به تجلی اسماء با هم می گپیم بحث هیجان انگیزیه.لزومی هم نداره که مقابل هم بگیریم این یه میزگرد همفکرانه ای می تونه باشه با کمی زوایه های دید متفاوت.مگه نه مسعود خان گل؟!
به دکتر عالمی:
چه عجب وسط حرفم نپریدی؟![وقيح] 
      وب سایت
 
بادبادکبـــاز  
ای بابا.اخوی این جور نماز خودن که اشکال نداره!خیلی هم عادیه..از دو رکعت نمازای لاتی که به عشق فاطی خونده میشه خیلی هم بهتره![وقيح] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
سلام !
نقش من تو اين ميز گرد نقش اون پيرمرديه كه نوبه ي حرف زدنش كه مي رسه صداي خرخرش (به ضم خاء) بلنده !!!
به هر حال :
«اگر دير آمدم مجروح بودم / اسير قبض و بسط روح بودم»
راستش اممير خان اونقدر باب بحث باز كرد كه واسه جواب دادنش يه حوزه علميه لازمه !
اول حرف آخر رو بزنم :
«در كف ندارم سنگ من ! با كس ندارم جنگ من!
بر كس نگيرم تنگ من! زيرا خوشم چون گلستان»
اما اگر يه جوون مردي اون مباني رو كه صحبت كرديم رو تاييد كنه و يه سوال رو به عنوان سوال اول يا اصلي طرح كنه ! شايد خدا قوت داد منم چار خط اظهار فضل كردم [چشمك زن] 
[مسعود] 
      وب سایت
 
چــــــــمن  
بَدِشم!!! حالا چون شوما اسمت جعفره که حُکمن نباس نمازتم مِث جعفر طیار باشه!
      وب سایت
 
راوی  
برای من که 10 سال پیش یعنی دو پنجم از کل عمری که داشته ام پس میشه اون قدیما[وقيح] 
      وب سایت
 
najmeh moulavi  
رسیدن بخیر اقا مجتبی میخواهی بگویی هرکس که سگ دارد و سگش واق واق میکند بلاخره میمیرد . چه دشمنی با سگ بد بخت داری !؟
    پست الکترونیک   وب سایت
 
 
[روده بر] [تسليم] [شرور] [گريان] [عاشق] [خجالتي] [دل شكسته] [مسعود] [نگران] [مشكوك] [بدحال] [عصبي] [گل] [ساكت] [متاثر] [داغون] [داغون] [خسته] [روده بر] [صميمي] [خوشحال] [ناراحت] [چشمك زن] [وقيح] [متين] [سائل] [عاشق] [خجالتي] [عصبي] [عصبي] [گل] [متاثر] 
      وب سایت
 
 
[وقيح] [چشمك زن] [ناراحت] [خوشحال] [حيران] [غنچه] [زبان دراز] [عاشق] [خجالتي] [زبان دراز] [دل شكسته] [بدجنس] [مسعود] [شرور] [مشكوك] [صميمي] [روده بر] 
      وب سایت
 

نوعي نگاه

یک رکعت صادقانه

جعفر بهروان

یک رکعت صادقانه 

سعی می کنم 2 دقیقه حواسم را جمع کنم قربة الی الله!(مگرمی توانم؟!؟) الله اکبر!
به نام خداوندبخشنده ی مهربان ۩سپاس پروردگاری راکه به حق خداوند هردوجهان و جهانیان است۩می بخشد و مهربان است اما جبارو قهار نیز هست!۩صاحب روزیست که باریکتر از مورا از ماست می کشندروزی که بابت کارهایم بایستی جواب پس بدهم خودش آنروز کمکم کند!۩درواقع قرار بوده فقط از تو کمک بگیریم وتورا بپرستیم!ولی وقتی تورانمی بینیم!!!از اطرافیانمان!از اقای مصطفوی مدیر کل... گرفته!تا تقی اقاسوپر سرکوچه مان!کمک می خواهیم و اگر پایش بیوفتد اورا پرستش نیز می کنیم!۩خدایا قیقاج رفته ایم یک عمر خودت کمکمان کن!وگرنه ماکه راه مستقیم برو نیستیم!مارا هدایت کن به راه آنهایی که یک آن مانند انها بودن حسرت یک عمرمان شده است!و خودت برده ایشان آن بالای سفره نشانده ای! آخ که چه کیفی می کنند!!!نه راه آنهایی که مثل من واجب الغضبند و راه را می دانند و خودشان را به راه دیگر مشغول کرده اند!۩
به نام خداوند بخشنده ی مهربان۩بگو خداوند یکی است و واحد!از اول عمر هی گفتم خدایم یکیست!تا آخرش هم می گویم!اما واقعا خدایم یکیست!؟!پس اینها که چشم امیدبه کرمشان بسته ام!!!کی اند؟ همین چندروز پیش آن بابایی که گفت فردا بیا دفترم ببینم چه کاری می توانم برایت بکنم!آنقدر خوشحالم کرد که اگر پایش میوفتاد دو رکعت نماز رو به او می خواندم: قربة آن آقا!۩خدایی که تصور می کنم به همین کله معلق زدن من نیاز فوری فوتی دارد!واگرنماز نخوانم چیزی ازش کم می شود!به همین خاطرکله ی صبح خمیازه کشان وردی می خوانم و سریع میخزم زیر لحاف تا با خیال اسوده از اینکه نیاز خدارابرطرف کردم خوابم را ادامه دهم!۩ نه فرزند کسیست و نه فرزندی میاورد اما خلق می کند!من را ! ابن ملجم را!محمد(ص)را!حاج آقا رضا را!ورعنا را !(نه!سر نماز خوب نیست یاد رعنابیوفتم!وگرنه باقی نمازم را به یاد طره ی موی رعنا می خوانم و به قصدقربت!)۩همه آنهایی را که کمکم می کنندومنت همه شان بر گردنم است می بینم ولی اورانه!به همین خاطر اعتراف می کنم که هیچ مثل و همتایی ندارد۩
...

سبحان ربی العظیم و بحمده ( 20 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3