لیلا  
خلایق هر چه لایق ! من که صد بار به اهالی منزل اعلام نمودم این سریال ساخته سیروس مقدمه ! به گوششون نرفت که نرفت ! چه کارنامه پرباری هم داره ! پلیس جوان ، دریایی ها ، وکیل و این اخری هم که اغما ! یکی از یکی قشنگتر بودن !
به نظرم اینقدر غیر قابل باوره که صداش رو هم نشونم !
خدا صبرمون بده ![نگران] 
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
هرچي منتظر شدم كه به جاي فحشش برسه نرسيد ![وقيح]  خدايي ماه رمضون در اخلاق همه تاثير خير گذاشت الا ما ![چشمك زن] 
اما اگه شمام مثل من بي فرهنگين و دوست دارين تخم مرغ گنديده به ايشون پرت كنين ! مي تونين به كامنت پست استعفا نامه مراجعه كنين و قبل از هر فحش بگين «اي سيروس ...»
[بدحال] 
راستي در كارنامه آقا نرگس جا افتاد ![بدحال] [بدحال] 
[مسعود] 
      وب سایت
 
شب نويس  
سلام :
ولادت امام حسن مجتبی را به شما تبریک عرض می کنم
به امید قبولی طاعات در این ماه مبارک...
التماس دعا.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
شب نويس  
بازم سلام
قالبتون واقعا عاليه
موفق باشين
مهدي
    پست الکترونیک   وب سایت
 
هستی  
از کارهای درخشان !!! آقای مقدم همون نرگس [بدحال]  را مثال میزدید کفایت میکرد اما فراموش کردید
      وب سایت
 
اممیر  
آی جعفر خان خیلی دلم پره از این اغماء
سلام.
به عنوان کسی که مشغول غور و تعمق در فلسفه دین هستم باید بگویم که نوع نگاهی که در پس پشت این فیلم به ببیننده در خواب رفته داره الغاء میشه کاملن ارتجاعی، بسته،دوقطبی شده،ایدئولوگ گرا،نسبت به دین هست که در کنار پشت پا زدن و تحقیر ضمنی تفکر تاویل گراو باطن نگر عرفانی راه را برای سلطه تفسیریکسونگر،سطحی بین،تقلید گرامی گشاید حتی مانع ورود معرفت غنی شده و تعمق یافته به فرهنگ میشه و تاویل را فقط در فضاهای بسته و انزوای فردی انسانهای خاص جستجو میکنه و با تصویر مخدوشی که از شیطان و نیروهای منفی به نمایش دارد می گذارد ریز ریز به تمسخر تئوریهای عرفانی و تاویلی در مورد ابلیس و نیرو های شر می پردازه
      وب سایت
 
اممیر  
به شدت از دست این فیلم سریال عصبانی هستم [عصبي] البته تا اینجاش.اینقد این فیلم پررو هست که داره از زبان شیطان میگه که علت تنبلی کردن در اجرای فقه و شریعت که به قول خودش(شیطان یا آقای کمیلی)ازاین نشات می گیره که آدم دو دستی بچسبه به آن مدلی از دین که موسوم به دین داری حقیقت اندیش هست و ظاهر را ول نکنه و به پوسته بچسبه .واقعن که.اصلن این جور رویکرد و وارد شدن به این بحث آن هم در ملاء عام جز نماینگر تبلیغ هنر و تفکرفاشیستی چه می تواند باشد؟ ها؟ فقط دارد تصویر یک بعدی و یک جانبه از شیطون داره نشون میده؟شیطون کی اینجوریه؟گوئی در سر فاصله مغزو پوسته دین ابلیس نشسته است.[حيران]  جل الخالق.
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
به اممیر :
به قول شیخ محمود شبستری :
شریعت پوست , مغز آمد طریقت
مراد از هر دوی اینها حقیقت
با آشنایی اجمالی با دین و دین داران دارم , تا حالا ندیدم کسی شریعت رو دودره کرده باشه و یه راست رفته باشه روی جاده طریقت و از این راه به حقیقت رسیده باشه !
گمانم اهل به اصطلاح طریقتی که به فرمان شرع گردن ننهند , در قله کمال به چیزی بیش از حجب نورانی نمی رسند !
[مسعود] 
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
لازم به توضیح است که :
کامنت بالا به هیچ وجه قصد تایید آثار مثلا معنا گرای گل درشت رو که از سیما پخش می شه نداره !
[مسعود] 
      وب سایت
 
اممیر  
به مسعود خان گل!
جل الخالق باز هم. من کی گفتم که آدم بدون گذر از ظاهر به باطن می تونه برسه؟.اصولن هیچ ظاهر و صورتی را بدون ذات و معنا و باطنی نمی توان یافت و برعکس.دغدغه اصلی من چگونگی طی کردن مرحله گذر از ظاهر به باطن دین هست.منظور من اصلن طرفداری کردن از اباحی گری و سهل انگاری نیست.منظور جهت توجه درونیه که روی کدام بخش دین تمرکز کنه.در کل اعتراض قوی من روی این است که در این سریال جای تئوری های زیبابین و تاویل نگر (که بشر مصیبت زده و روان پریش امروز سخت به آن نیاز دارد)را نوعی قضاوت عامه پسند ظاهر نگر در مورد دین و مسئله اغوا گری شیطان گرفته است.
      وب سایت
 
اممیر  
مگر آدمهای دیگه سریال نیرویهای منفی و شیطونی ندارن؟ همین خود دکتره مگه قبل از آشنائیش باالیاس جون! شیطون درونش رو موش خورده بود؟![وقيح] .مسعود خان! اگه قبول و باور کنیم که در عصر پایان ایدئولوژیها وشکسته شدن تدریجی و بناچار(به جهت غلبه شبکه ارتباطات و نزدیکی و بیماریهای صنعت)مرزها و هویتها هستیم آیا به نظر تو نباید برای گریز از این بحران به جای پرداختن وتلاش انرژی برو بی حاصل حفظ هویتها و چهارچوبها و ظواهر، به باز اندیشی و رفتن به گوهر و جان انگاره های عرفانی و تجربه های دینی واپس زده بیندیشیم؟!حواست باشه کجای تاریخیم و چی داره به سرمون میاد؟نماز می خونی؟ بخون.روزه می گیری؟ بگیر.ولی به پیام اصلی کتاب مقدس هم گوش بسپار و دو چیز مهم رو هنگام خواندن کلام خدا از یاد نبر:یکی سیالیت متنها و گوشها و الفاظ!و یکی هم آزادی و فردیت تو به عنوان یک انسان که دقیقن یک هدیه الهی و فرادینیست.
بعد اتمام سریال مفصل در این مورد بحث می کنیم.منو ببخش جعفر جون که اینجا رو بهم ریختیم.
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
به اممير :
گمانم بحث ما دو تا شد ! يكي بحث در مورد اثر فخيمه ي سيروس خان [بدحال]  و دومي اين بحث با كلاس و خارجي كه در مورد دين و ظاهر و باطنش داريم !
در مورد اول كه اصلا لازم نيست منتظر اتمام سريال بشيم ! از همين الانه شما لعنش كن من ميگم بيشباد !!![چشمك زن] 
اما در مورد دوم كه فكر هم نمي كنم توي كامنت دوني جاش باشه ! (اگر چه بودنش بهتر از نبودنشه!) اول بايد حدود بحث رو مشخص كنيم ! بعد بگيم كه مبناي ما در بحث كردن چيه و بعد بر پايه توافقات به گفتگو بنشينيم !
تا همين جا هم من نمي تونم جمع سالمي (از لحاظ معنوي) بين بعضي جملات پيدا كنم مثلا :«منظور من اصلن طرفداری کردن از اباحی گری و سهل انگاری نیست» و «پرداختن وتلاش انرژی برو بی حاصل حفظ هویتها و چهارچوبها» !
اگر تلاش در حفظ هويت ها و چارچوب ها بي حاصله! پس رسيديم به اول اباحي گري ! (توجه داشته باش كه اسامي فقط قراردادند!) چه طور مي شه به ظواهر پايبند نبود و اباحي گري هم نكرد ؟ يك راه بيشتر نيست ! بي خيال شدن اصل دين ![خوشحال] 
در مورد پيام اصلي كتاب خدا ، كي مي تونه اصل و فرعش رو مشخص كنه ؟ جايي در مقدمه ي نويسنده اشاره شده كه پيام اصلي در صفحه ي شماره ... اومده ؟از شما كه دم از تاويل مي زني بعيده ![وقيح]  يك حداقل براي كتاب تاويل پذير وجود داره و اون اينكه پيامش براي هر مخاطب به فراخور حال متفاوته ! شايد پيام براي من اين باشه كه «فعلا نماز بخون تا ببينيم چند مرده حلاجي ؟!» هر چند رسيدن به مقام بالاتر باعث انكار مقام قبلي نيست ! كسي كه در پله ششم و هفتم نردبان ايستاده چطور مي تونه پله ي چهارم و پنجم رو منكر بشه ؟...
حيف مي ترسم خسته شده باشي و الا «يك سينه سخن دارم ، اين شرح دهم يا نه ؟»
[مسعود] 
      وب سایت
 
احمدبابایی  
سلام
ممنونم ازمحبتتان
یاعلی
    پست الکترونیک   وب سایت
 
حرف زيادی  
البته که من خیلی خوشحال شدم به خاطر تبریکتون،مرسی.
اما در مورد این آقای کارگردان منم همیشه میگم که ایشون قسم خوردن هر سال یه شاهکاری به نمایش بذارن.همیشه هم سوالم اینه که این همه چرا و اصلا نماد چی؟؟
سه ماه با نرگس سر کار بودیم حالا هم با اغما.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
اممیر  
به مسعود خان!
"گر یک سینه سخن داری،آن شرح بده بدو"
بعد از اتمام سریال یک مقاله دارم در همین مورد می چسبونم به وبلاگم بعد شروع می کنیم با هم داد و هوار کشیدن در مورد مسئله ظاهر و باطن دین و علی الخصوص ابلیس!.حدس می زنم با ریاضیات و مهندسی سرو کار داری که مشخصه در تکوندن ریاضیوار و دقیق حرفای من.خوشم میاد که بیشتر از این بهم گیر بدی تا کمی خودمو و افکارمو روشن تر ببینم. واسه تو هم خوبه باور کن. در کل معتقدم که دیگر هیچ گونه اصول منطقی و تفسیر عقلانی از طبیعت (اعم از خود ،خداو کلامش و آفرینش)نمی تونه بشر مشوش امروزی رو آروم کنه وتنها راه حل ، پناه بردن به انگاره های زیبائی شناختی و تفسیر هنری و شخصی (مذاقی )از آفرینش پروردگار است .جدا از اینها ،میبینم که حکومتها چگونه از ابزارهای تحمیق سازی توده مثل تلویزیون(نه سینما) سعی بر سلطه همه جانبه و حفظ نظام خود دارند.همه حکومتها اینجوری هستند.نه فقط تمامیت خواه ها.با این سریال جیب سیروس خان پر میشه از اسکناس و حکومت هم موفق به دادن
جهت فکری خودش به مردم می شود.تنها مردم می ماند و این القا که گردنت را به تنهاتفسیر قدرتمند و رسمی و موجه مان از خداوند و کلامش خم کنید تا اقلن زنده بمانید!!.حالا می تونی بگی که چطوری میشه حدود و ثغور و مبنای بحث رو مشخص کرد ؟بگو نکنه سر از ترکستان در بیاریم .ویادت نره که من با تفسیر هیچ کس از کتاب مقدس مخالف نیستم ولی سعی دارم که افق معنائی و تجربه شخصیمو انتشار بدم. و مخالف هر گونه تحمیل و تحمیق و تاریک سازی هستم .هیچ جنگی مجاز نیست الا جنگیدن برای صلح و تفاهم و گفتگو در کنار هم.
[گل] جعفر کجاس پس؟!
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
«چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند!»
به اممير خان :
اول اينكه مطمئني در مورد «با ریاضیات و مهندسی» سروكار داشتن من حدس زدي ؟! [چشمك زن] [وقيح]  به عبارت درست تر من «با ریاضیات و مهندسی » سر كارم ![خوشحال] 
به هر حال براي من كه فصل سر و صدام گذشته و موقع سجاده نشينيم رسيده زياد هم احساس جووني كردن خوب نيست ! توي سن و سال من (نپرسي چند سالته؟! چون اين جمله تاويل پذيره) اگه فرصت كني به خودت نگاه كني ، مي بيني دستت هم از ظواهر خاليه هم از بواطن ! و به قول شيخ بهايي :«ني از او كيفيتي حاصل نه حال!»
اگر تا بعد از اتمام سريال زنده بودم ، بدم نميآد با هم گپ بزنيم ! مشخص كردن «حدود و ثغور و مبنای بحث» هم بماند براي همون موقع ...[خوشحال] 
اما اگر خواستي تا اون موقع به ياد من [وقيح] به چيزي فكر كني به اين سوال فكر كن : «توي هر بحثي اولويت با منه ؟ يا حقيقت ؟ حقيقت مطلق و قابل شناخته يا نه؟»
من بعد با حريفان دور مدام دارم !
در گوشه ي خرابات با نغمه ي چغانه ...
[مسعود] 
      وب سایت
 
اممیر  
آی مسعود خان کاش منم به سن تو میرسیدم!
سه مرحله رو تا حالا پشت سر گذاشتم:1-یقین آموخته شده و القائی(در دوره نوجوانی)2-تعقل فلسفی و عقلانی (توجیه معرفتی ایمان)درسن 20تا25 سالگی3-شکاکیت و تردید کنترل شده(آگاهانه)در باورهای دینی .خوشبختانه هنوز به قول پدر(در معنای مذهبی)به مرحله انکار و کفر نرسیدم.[شرور] ولی آن چیزی که مرا شاید! دوباره رجعت دهد به بقین نه از جنس مرحله اول همین شکاکیت یا به قول غزالی کفر ممدوح می باشد که این یقین از ذات و درک خودآی(خود+آ یا همان خدا) آدمی بر میخیزد که در آنجا دیگر هوشیاری و ناهوشیاری نسبت به دین وخدا در هم میریزد و وحدت متعالی شکل میگیرد و مرزهای وجودی در هم شکسته خواهد شد.والبته این گونه وحدت را نه می توان تصور نمود و نه تصدیق!فقط باید چشید.نمی دانم مسعود جان نمی دانم.فقط می دانم و آگاه هستم که لذت را همیشه می خواهم و آنهم در شدیدترین وجهش و نمی دانم شکل بیرونی این لذت چه خواهد بود و در هنگام تجلیش در موقعیت بیرونی_ تاریخی ام چیست.به من چه؟!معنا خود مسئول آفرینش صورتهاست مسعود!
مگرنه جعفر؟![گل] 
      وب سایت
 
محمد امامي  
سلام .
نویسنده کار ایشان ، همان نویسنده او یک فرشته بود است . جالب است که هر دو اثر از مضمومنی یکسان برخوردارند . تکرار را به درستی معنی کرده اند .
    پست الکترونیک   وب سایت
 
چمن چراگاه  
آخدا،چی میشد اگه مام یه تیلویزیون داشتیم که الانه بتونیم دو کلوم نظر بدیم و باسه خودمون یه سری تو سرا درآریم؟ اقلکن دیگه شرمنده اخلاق داش جعفرمون نمیشدیم.[خجالتي]  ای مصبتو شکر هی[دل شكسته] 
     
 
جعفر  
سلام!
به اممیر ومسعود:
خداروشکر این آق سیروس باعث شد حداقل توچراگاه بعد از مدتهایک حرکت چراگاهی هرچند کم رمق و در سطح نه چندان گسترده شکل بگیره![وقيح] 
اگه بدونم ادامه پیدا می کنه این مباحثات!!!درباره ی سعید سلطانی و قاسم جعفری و بقیه ی "از هنر بری" ها هم می نویسم!!![وقيح] 
خداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
سلام!
به اممير :
رسيدن به اين سن براي كسي كه شيفته لذت باشه هيچ لذتي نداره ! سن من مقدمه ي دنيوي «يوم الحسره»ست ! در ضمن چون شباهت زيادي در راه ها نيست ... منتظر تشابه ويژه اي در انجام هانيستم !
في الجمله رسيدن به «يقين» حتي القايي يا توجيه معرفتي و نظاير اينها ، لقمه هايي ست كه براي دهن من برزگي مي كنه !
در مورد وحدت و نمود بيروني و ... هم «دست ما كوتاه و خرما بر نخيل»
شرح اين هجران و اين خون جگر
اين زمان بگذار تا وقتي دگر...
[مسعود] 
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
به جعفر :
شما بنويس آقا جان ...
كل كل كردنش با ما في الحال همين يك كار رو بلديم !
در ضمن اون شيلنگ آبم بذار پاي «چمن»ا كه خشك نشن ! نخ اون گوسفندم سفت كن يه وقت هوا برش نداره ...[وقيح] [وقيح] 
[مسعود] 
      وب سایت
 
طلوع  
سلام
با داستاني به روزم و منتظر نظر و نقد شما.
      وب سایت
 
چمن  
آب نطلبیده مراده!
     
 
تقدير  
ششمين سالگرد رهايي جاودانه ي موسيقي ايران(فريدون فروغي)بر دوسنداران و شيفتگان صداي هميشه نابش تسليت.

نفسم اين خاكه
خون گرمم پاكه[گل] 
      وب سایت
 
ذلکش  
[سائل] این برای مسعود و امیر بود.
یه طرف بحث خیلی متعصبه برای به نتیجه ی دلخواه رسیدن.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
پاتوق  
حتما اين فيلم بعد از تموم شدنش مورد نقد از نوع يكش قرار ميگيره ديدن نقدش خيلي بايد جالب باشه
خداييش ايرادات فيلم به اينها ختم نميشه
نميدونم چي گفتن وچنين فيلمي رو ساختن
      وب سایت
 
بوسهل  
واما بعد

يا شيخ پس از دود گشتنتان در هوا، بانوي بانوان مهربانوي اعظم كه شرح ماوقع را شنوده بودندي.
ساعت ها در سرسرا قدم زدندي و تفكر نمودندي. تا اينكه اين چنين افاضات نمودندي كه اي وزير الوزرا بوسهل جان! في الحال اكيپي مامور نماي از ديوان اشراف وحاجبان حضرت ما،من جمله مغز المتفكر جاگوار( مدظله العالي) تا اين زاهد ظاهرپرست را در اسرع وقت كت بسته به حضرت ما آوردندي!

واما جرايم:
1- چگونه بر خود واجب ديدندي كه بانوان محترم قصر همايوني را نصف مردان محسوب نمودندي!؟! مگر نمي داني كه بانوي بانوان عليا مخدره مهربانو جا پاي جده ي مرحومه ي خود بلقيس نهادندي وعزم را جزم نمودندي تا انتقام مادر خودرا از هر چي سليمان نامرده بگرفتندي؟!
2- علي ايحال كه بر بلاد بانوان مستدليه پا نهادندي آيا نميهراسيدندي كه بلاي خواهر خلفمان دخترك رومي را بر تو اي شيخ جعفر صنعان صفت در آوردندندي؟!
3- سرزمين ما بلاد خوش دار ودرختي بودندي كه به سرزمين سبا گفتندي برو بابا باد بيايندندي! چگونه آن را با گليمي مقايسه كردندي؟ و وبلاگ خوش صداي ما را " وبلاغ" خواندندي؟!
4- جرايم ديگر از جمله قرمطيت ،بر سر پيمانه شدن، و عليا حضرت همايوني را ضعيفه خواندن در جرايم شما مشاهده نمودندي كه بعد ازشور با خواجه جاگوار بلاگفايي اعلان خواهد شدندي.
5- في الحال ممنوع الخروج از چراگاه بودندي تا زماني كه بانو اجازه فرمايدندي.
6- اين را هم بداندي كه من همانم كه حسنك را بر دار كشيدندي ،و شرانگيزي كردندي. با شيخ معلوم الحالي چون شيخ جعفر چراگاهي كه خود ياغي گشتندي تكليف روشن بودندي.
7- يا شيخ! با اين حال بعد از مطالعه ي چراگاه دوباره بازگشتندي !

يا هو!
      وب سایت
 
كنيزك  
چيزه ،بات موافقم . جون داداش فضاي تاريكش وآرايش تيره ي شخصيتا چشو مي سوزونه
      وب سایت
 
محمد محسنی  

سلام جعفر عزیزم
زخم های التیام یافته ام بعد از خواندن این پست دوباره سر باز کرد سال قبل وقتی این به ظاهر کارگردان سریالی به نام نرگس را روی آنتن داشت من سخت میجنگیدم وسخت تر شکست میخوردم از بقال سرکوچه تا مادرم میدانست که من از این سفارشی ساز لعنتی متنفرم اما افسوس که هرچه فریاد براوردیم که این سریالهای متعفن جز ابتذال واهداف سیاسی چیزی ندارد کسی گوش نداد که نداد زجر آور ترین درد این است که ببینی آقایانی که دم از تجدد طلبی و روشنفکری میزنند مینشینند پای فیلم این آقا و درد آور ترین بخش قضیه اینجاست که تو میدانی که این فیلم جر تاثیرات مخرب چیزی ندارد اما خانواده ات شبها وقت اشان را پای این فیلم تلف کنند
حرف آخراینکه از نظر لطفی که به داستان من داشتی ممنون


      وب سایت
 
شیخ سعدی  
Manat khoday ra, azoo jal, که بیهقی نماند(ندی!)
    پست الکترونیک   وب سایت
 
كنيزك  
يا شيخ چگونه غيرتت آيد كه مسعود [عصبي] عليا مخدره را ژاژ گويد؟!

درسته كه متواري هستي ولي يه فرسخ پايين تر يه چيز بهش بگو!!

پ ن : بعدا ميام ديالوگاتونو بررسي مي كنم!
[چشمك زن] 
      وب سایت
 

رسانه

نمادشناسی سیروس مقدم

جعفر بهروان

نمادشناسی سیروس مقدم 

همه جاتاریک است.در پس زمینه دود زیادی از یه جایی درمیاید .شایدهم مه باشد!مهم آن است که در بیاید از کجایش مهم نیست!یک نوار باریک نور که منبع این هم مهم نیست چشمانش را روشن و نمایان می کند!نترسید دراکولا نیست!سیروس مقدم است که شاید دوست داشته اسمش امجدالدوله مستوفی الممالک!!! باشد!چرا که اگر اشتباه نکنم یکی از دغدغه هایش برای سریال سازی پیدا کردن اسم پرطمطراق و فاخر برای شخصیتهایش است!واگر اغراق نکرده باشم حتمااول اسم انتخاب می کند بعد برای اسمها داستان جور می کند!حمید بنان . خانم دکتر بردیا.جودت.طاها پژوهان و... .
نمی دانم چه قراردادی دارد این آقا با "سیما" که حالا حالا باید بسازد و ما بسوزیم!   "به سوی افتخار "ش که عاری از هر هنری بود کافی بود که اگر آدم دلسوزوعاقلی پیدامی شد!فعالیت این آقا را محدود و نظارت کند! 
حکایت سیروس خان مقدم و نور صحنه حکایت "جن و بسم الله"است!اگر دونفر پای سفره مشغول چیز خوردنند و درتاریکی نشسته اند می گوییم یا می خواهند انرژی را بهینه مصرف کنند یا می خواهند شاعرانه چیز بخورند!و یا... ولی وقتی در بیمارستان و از آن بدتر در اتاق عمل چنان ظلماتی ست که چشم چشم را نمی بیند تکلیف چیست؟ یحتمل در شاهکارهای آتی این آقا در اتاق عمل از یه جایی دود هم بیرون میاید!
از یک زمانی به بعد با دیدن کارهای ایشان خیالمان راحت شد که حرفی برای گفتن ندارند!و فقط مسئول خرج کردن بخشی از بودجه ی اختصاص داده شده به سریال سازی در سیما هستند!شخصیتهای اغراق شده!  "بدمن" هایی که از فرط سیاهی به زغال می زنند!کدهای بی نهایت تابلو و اذیت کننده(به عنوان نمونه صحنه ی مسخره ی ضیافت شام در "پلیس جوان" که از مدعوین با گوشت مار و باقی حیوانات حال به هم زن پذیرایی می شد و یا مسخره تر !تابلوی نقاشی که در دو سه سریال در اتاق "بدمن"ها نصب شده بودو صحنه ی خورده شدن ماهیهای کوچک به وسیله یک ماهی بزرگ در آن تصویر شده بود!) نور پردازی منحصر بفرد!!! طریقه ی بستن کادرهای دوربین! استفاده ی هوشمندانه از هنروران! (در صحنه ای از پلیس جوان سیاهی لشکرها در پس زمینه بدون توجه به قاب دوربین قبل از اینکه از کادر خارج شوند دور می زدند و برخلاف جهت قبل حرکت می کردند!...)بازهای تصنعی !وگهگاه هندی!!! ... همه و همه امضای هنری کسی ست که فعالیت سینماییش را از دستیار کارگردانی و طراحی صحنه و لباس سریال"دائی جان ناپلئون" آغاز کرده!!!

توضیحات :

روزی نیم ساعت به اغماء بردن ملت بعدازافطار!بهانه ی نوشتن این مطلب شد!هرچند به ظاهر با سریالی" معناگرا" روبه روییم! 

نظرات   شما ( 32 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3