روز ازل که توی دستگاه ساخت و ساز آفرینش بعد از تبدیل نقشه های محاسباتی به اجرایی و طبق نقشه های اجرایی ساخت و ساز آدمها راه افتاد . كه به دلایل اجرایی و مسائل حین اجرا بعضی ها چیزی شدند که الان هستند نه چیزي که قرار بود باشند .
گل هر کی رو اوستا یا خودش درست می کرد یا می داد " فرشته " ها کمی آب و خاک هم می زدن.
این شد و گل مسعود رو توی میکسر ( دستگاه مخلوط کن و تهیه بتن ) درست کردن و وقتی داشتن می ریختن توی قالب مخزن میکسر چپ شد و قالب ترکید و واسه اینکه عالم و آدم گلی نشه سه سوت کاری کردن که این گلها خشک بشه که نمی دونم چه کار کردن .
که احتمالا افزایش تصاعدی مسعود در راستای محور x, y هم به این موضوع ربط داره و خارج از برنامه خلقته . خلاصه مسعود اینی شد که بعضی ها دیدن و بقیه باید تصور کنن .
گل جعفر رو هم ( با اجازه بزرگتر ها ) توی یک استامبولی ( وسیله ابتدایی ساخت مصالح و دم دست اوستا ) تر و تمیز بعد از اینکه چند تا فرغون خاک آوردن درست کردن و چون خالق اون ایام سرش خلوت بود و هنوز امر خطیر نظارت را بر عهده نداشت شروع کرد به نقاشی طرح جعفر و و بعد هم گل رو زد رو چرخ سفالگری و جعفر شد جعفر .
اما موقع ما به قول روشنفکری که تازه دیدمش و هنوز اعصاب چشمم از نور فکرش درد میکنه
نسل ما که " انفجار جمعیت " بوده .احتمالا خالق حال نداشته برای هر کی یه استامبولی گل درست کنه و پرونده محاسباتی ما هم که گیر می داده و خلاصه خالق لای انگشتهاش رو پاک کرده و کشیده به ماله و قالب ما رو گرفته و این شد که ما شدیم مشتبی بلکم مجتبی .
اما نقطه مشترک این موارد بی ربط اینه که به تمامی دلایل فوق چپ شدن میکسر و تر و تمیز بودن زیاد استامبولی و گل لای انگشتها , جهت ضد عفونی شدن کمی الکل به گل ما اضافه شد . ( اخه می دونه چی خلق کرده )
بعد هم که گذاشتن تو کوره و الکل آتش گرفت و کوره رو به گند کشید و نیم پز در آوردن و اما بعد ...
به علت افزایش آلودگی محیط زیست و گرم شدن کره زمین و گشاد شدن سوراخ لایه اوزون , آتش بازی هیروشیما , جنگ داخلی عراق , افزایش آمار طلاق و ازدواج موقت , و یک خورجین از همین منقولات و غیر منقولات این الکل نپرید و درصد آن به صورت تصاعدی زیاد شد تا اونجا که رسید به گوش خواجه و فرمود : " چشم بد دور که بی باده و می مدهوشیم "
و آن شد که جهت جلوگیری از انفجار این موضوع بساط " چراگاه " راه افتاد . در هر حال " ما باده نخورده ایم و مستیم "
و با اجازه مسعود و جعفر به کلیه عزیزان :
" در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد "
آن کسی باخت که در مجلس ما می کم زد
|