دردسر  
سلام
اینگار همهیشه باید درد سر اول بشه بعد از ظهر اومدم این افتخارو به کسی دیگه دادم نشود که بشه
منم موافقم مخصوصاء روبان قرمز اخرشه در مورد اولی
ولی ازانس رو در مورد هر دو چه میکنن این دوتا با هم مخصوصاء حرفهای اولی غوغاست[تسليم] (بدرود)[گل] 
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
آره داداش بچه محلاي ما همه هنرمندن [وقيح] [وقيح] !
[مسعود] 
      وب سایت
 
حب  
اي صاحب دو چشم چشمي بر بند وچشمي بر گشا بر بند يعني از عالم وعالميان بر گشا يعني بجمال قدس جانان. مطالبي دارم وبراي من مهمتر نظر شما لطفا بي هيج تعصب وپيش داوري و با دقت وب را مطالعه بفرمائيد منتظر نظر شما مي مانم

      وب سایت
 
من(نه "من"ام)  
خودم اولین نظرو نوشتم دردسر. فقط با چشم غیر مسلح نمیشه خوندش !
     
 
امیر  
در اوایل انقلاب کیانیان یه مدت با پسر شاملو تئاتر خیابانی اجرا می کرد .که یه روز خلق ا.. می ریزن (نمی دونم برای چی) رو هم و شلو غکاری میشه [داغون]  . پسر شاملو بعد از اون قضیه گفت : دیگه برای مردمی که همیشه در صحنه هستند رو صحنه نمی رم ..
ولی کیانیان موند و ادامه داد و حالا ..... ماشاا..[متين] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
بادبادک  
سلام
اتفاقا من حاتمی کیا رو دوست دارم ولی این دوتا فیلمشون رو ندیدم





راستی در جواب بهائیان"حب" مطلب نوشتم [وقيح] 
      وب سایت
 
یه دوست  
سلام
شرمنده دوست عزيز مثل اينکه خيلي خيلي دير رسيدم
مطالبتون رو خوندم
رضا کيانيان منکه واقعا از بازيگري اون لذت ميبرم وبه نظرم کارش عاليه وحرف نداره
داستان جالبي از زندگيش تعريف کرديد واقعا جا داره از اين تجربه درس بگيريم
استفاده از فکر وداشتن خلاقيت
راستي مثل اينکه به جشن تولد آقا مسعود هم نرسيدم
از بي سعادتي هست ديگه
گرچه گذشته ولي باز ميگم مسعود جان تولدت مبارک

داشت يادم ميرفت اون همايش ادبي رو
منتظر شنيدن بقيه داستان هستم
موفق باشيد دوستاي عزيز
از خوندن مطالب زيباتون لذت بردم
      وب سایت
 
حب  
مطلب شما را در بادبادك خواندم عزيز دل وب من وپاسخ شبهات را خودتان مطالعه بفرمائيد منتظرم
      وب سایت
 
راوی  
سلام. خوب در مورد آقای کیانیان اینارو نمیدونستم اما میدونستم که دفترش سر کوچه مون بود(قدیما) و نامه هاش همیشه اشتباهی پست میشد در خونه ما(اون کوچه دو تا پلاک 12 داشت)
درباره کازابلانکا خوب مطمئنم شنیدین که پر از باندهای جنایتکاره ...حتی اگر خیلی هم قشنگ باشه اصلا امن نیست ولی خوب من چی کار میتونم بکنم جز دعا...بعدشم اینکه خواهر من دیگه برنمیگرده احیانا منظورتون این نبود که از قبر همفری بوگارد و برگمان امضا بگیره بیاره[وقيح] [خوشحال] 
      وب سایت
 
ارمیا  
من به عنوان یه بازیگر جوون(خیلی جوون)از مطلبتون خیلی استفاده کردم و کلی چیز یاد گرفتم.حتما از استاد پرستویی هم بنویس[خسته] [تسليم] 
      وب سایت
 
ارميا  
بسم الله .
چون حرف دل بود به دل هم نشت . مطلب پست جديد را هم بخوان .
    پست الکترونیک   وب سایت
 

رسانه

بچه ی خیابون ارک مشهد

جعفر بهروان

بچه ی خیابون ارک مشهد 

((سالهاپیش پسرنوجوانی عاشق بازیگری بود. برادربزرگش یک گروه نمایشی داشت پسرک هرچه از برادر می خواست که اوراهم در نمایشی بازی دهد اما برادرش اورا تحویل نمی گرفت ...پسرنوجوان نقاشی هم می کرد.روزی در خانه,یک پرتره از چهره ی "راکوئل ولش"کشیده بود.می خواست نقاشی اش را رنگ کند.اما همه ی مدادرنگی هایش تمام شده بود.فقط یک مداد قهوه ای نصفه داشت. از برادرش خواست تامدادرنگی هایش را در اختیار اوبگذارد اما برادرش از سر بی حوصله گی گفت: اگر بتوانی با همین یک رنگ این چهره را از کار دربیاوری هنرمندی!پسر نوجوان هیچ حرفی نزد سعی کرد و با سایه روشنهای همان مداد قهوه ای چهره را ازکاردراورد.به برادرش نشان داد و اورا غافلگیر کرد...و بدون اینکه چیزی بگوید برای راهیابی به صحنه خیلی کارهاکرد...  ))  *
نمی شه شیفته ی سینمای "حاتمی کیا" باشی و "سلحشور" و "جمعه" رو نادیده بگیری!هرچند دلایل بیشتری واسه ی علاقه به آقا رضا وجود داره,ولی همین یه مورد به خودی خود کفایت می کنه!
جزچند نقش از یادرفتنی در سینما و علی الخصوص تلویزیون!که می شه دلیلش رو در باقی عوامل_مشخصا کارگردانی_ جستجو کرد,کارنامه ی کیانیان مجموعه ای از نقشهای متنوعه!که در هرکدوم مشخصه هایی از کیانیان دیده می شه اما کیانیانی نیست که قبلا دیدی!به عنوان مثال دو نقشی که در دوفیلم آخر  "فرمان آرا" بازی می کنه از نظرشخصیت شباهت دارن ,ولی این شباهت طوری نیست که بشه گفت این همون کیانیان ِو بی انصافی نیست اگه بگیم همون قدر از هم فاصله دارن که نوع گریمشون!تسلط بر گفتار, لحن و نوع ادای کلمات و درخدمت گرفتن حرکت دستها !در جهت ایفای بهتر نقش از ویژگیهای کارآقا رضاست!
یکی از امتیازای یک بازی سطح بالا,اینه که بی توجه به اندازه و طولش , توی ذهنها بمونه!بازی کیانیان در "سلطان" از همین دستِ.
واما اون چیزی که سلحشور و جمعه رو از بقیه ی بازیهاش متفاوت می کنه!(حداقل برای من)تاثیریه که تقابل وبده بستون در برابر دیگر غول بازیگری سینمای ایران "پرویز پرستویی"می ذاره!صحنه ی درگیری فیزیکی و یا دیالوگای آژانس به همراه صحنه ی مباهله در روبان قرمز نمونه های خوبین از این تقابل با شکوه !

توضیحات :

_*: شماره ی 150دوهفته نامه ی گزارش فیلم- قسمتی از مطلبی که خود کیانیان در جواب به نامه ی یکی از خواننده ها نوشته.
_اگر عمری باقی باشه کتاب" تحلیل بازیگری"  به قلم آقا رضا رو هم معرفی می کنیم !و همچنین از " آقا پرویزپرستویی" هم خواهیم نوشت و بنابه رسم چراگاه ادای دین می کنیم !

نظرات   شما ( 11 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3