تقدير  
سلام
1_ منظورت از اون گربه(پيشي سياه) روي ديوار چيه؟
2_ من آش رشته نياوردم دم خونه تون كه![خجالتي] فقط يه off
گذاشتم[وقيح] [چشمك زن] 
3_چادر با گلاي ريز زرد و بنفش سرم نبود[زبان دراز]  روسري بود.[وقيح] 

هر چند كه پشت دستم و داغ كرده بودم كه ديگه تا عمر دارم اينجا كامنت نذارم ولي اين پست خيلي قشنگ بود.ممنونم ازت[گل] [گل] [گل] 
      وب سایت
 
جعفر  
سلام!
به تقدیر:
خودیا که پشت دستشونو داغ کنن !پس چه توقعی از دیگرون می شه داشت!؟![وقيح] 
مهمه اینه که دیر میاد ولی میاد!...
خداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
ویارهای پسری آبستن  
آخی...لابد دلت خیلی براش تنگ شده[چشمك زن] 
      وب سایت
 
مسعود  
سلام
به اين ميگن مصادره به مطلوب به نحو احسن !
خدا حافظ[مسعود] 
      وب سایت
 
دردسر  
سلام جعفر خان
نمیدونم راز این دل تنگ تو دل لاله صحرایی جا میشه یا نه
فرق نمیکنه یه کاسه اش یا یه ....
نمیدونم ولی به دلم نشست چه با گناه چی بی گناه
[گل] بای
      وب سایت
 
شبلـــــی  
وقتی که دوست میداریم

بوسه نباید پنهانی باشد

_ کاش انسان میدانست.


اولآ که آفرین به اینهمه لطافت. درثانی، آش نذری و نظر بازی؟! واقعن که!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
سلام
به شبلي از طرف جعفر:
در نظر بازي ما بي خبران حيرانند !
به جعفر در جواب :
برو يره توجيه نكن ![وقيح] 
[داغون] [مسعود] 
      وب سایت
 
جعفر  
سلام!
به[مسعود] :یره تو کُلاته!!![وقيح] 
خداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
شبلـــــی  
جعفر که سرگرم آش خوردنه و وقت نداره برای رفقاش! زحمت خوندن نظرات لابد باز میفته به گردن مسعود. به هر حال:

1_ والا ما هم که خبر داریم حیروونیم!

2_زبان استفاده شده بیان بسیار دلنشینی به متن داده.

3_ به اعتقاد من یک "تک گوئی" قویه که میتونه با یه اجرای خوب سخت تآثیر گذار باشه.

4_ تک گوئی کاراکتر خر در نمایش "شهر قصه" رو به یادم آورد.

5_ آش غذای سنگینی است که خوردن زیادش توصیه نمیشود. همان هر بیست و هفت سال یک کاسه نذری کافیست!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
بادبادک  
واقعا احساساتی شدم[دل شكسته] 
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم[ناراحت] 
واقعا دارم اشکهایم را در پهنای صورتم می زدایم(!)[نگران] 
واقعا زبان قاصر است از بیان نظر[داغون] 
واقعا نمی دونم این هم احساساتم را چگونه بیان کنم[بدحال] 
      وب سایت
 
برزو  
کار قشنگیه
از آشنایی با سایت شما خوشحالم
    پست الکترونیک   وب سایت
 

نوعي نگاه

لنگ بهونه ست...

جعفر بهروان

لنگ بهونه ست... 

باز بوی نعنا داغ آش و دل ما...نه که فقط نعنا داغ و آش تورو یادم میاره !...نه!این دل لامصب لنگ بهونه ست!نه که باید یه چیزی بهونه باشه تا یاد تو هم باشه!...نه !یادتو هست !همیشه هست!اولاش کنار یادت نم اشکیم بود ...ولی الان بی حال تر از اونم که...
...اونقد نشئه اون نیگات بودم که نفهمیدم دستت کجای کاسه رو گرفته بود!حیف...اگه می دونسم!
...اونقد نشئه اون نیگات بودم که مزه ی آش یادم نمونده !ولی با حیا!مگه می شه تو چیز بد دسم داده باشی؟اصلش مگه تو و بدی یه جا جمع می شین؟...
یادمه!...خوب یادمه!گلای ریز زرد و بنفش رو چادرت که کنار طره ی زلف رو پیشونیت نشئه گی نیگاتو بیشتر کرد!
بیست وهفت سال که چیزی نیست!صد سالم که بگذره چشام از وسط هزارتارنگ . رنگ موهاتو پیدا می کنه!
ولمون کن!... گناه کدومه؟...راستیاتش اگه گناهم هس باشه!پای تاوونش وایسادم!...نامحرمی نیس !..تو محرم دل مایی!...مگه چی کارم می کنه؟...می خواد بسوزونتم!...خیالی نیس!ماکه یه عمره تو آتیش تو سوختیم!...تازه مگه خودش تورو با کاسه ی آش نفرستاد در خونمون؟...مگه خودش منو نیوورد دم در؟...مگه خودش...مگه نمی گن خودش اصل عشق ِ؟...خودم از سد هاشم تو مچد شنفتم!...
گفتم اولا کنار یادت نم اشکیم بود که الان... نه اونم هنو هست !دیر میاد ولی میاد!...

دیر میاد ولی میاد!... ( 11 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3