دلا ! "پست"کسی می خوان که او از جان خبر دارد
به سمت آن "چراگه"رو که آن گلهای تر دارد
دراین بازار مکاران مخوان هرچی چو بیکاران
به "وبلاگ" کسی می رو که از کذب او حذر دارد
ترازو گر نداری !بیخودی زوری نزن جانا
یکی چرتی نگاریده!!!توپنداری نظر دارد؟
سرت را گول می مالد به طراری که من "آن"م
تومنشین منتظر! ساده!نخورگولش!خطردارد
به هر دیگی که می جوشدمیاور کاسه و منشین
که هر دیگی که می جوشد در او چیزی دگر دارد
به هرچیزی که بنویسد ستایشها براومنویس
که هرچه "قائم الگوشه"!!!بدون شک وتر دارد!
نه هرکلکی شکر دارد !نه هر زیری زبر دارد
چنان اینجا !کجادیدی چنین درو گهر دارد؟
خمش کردم زگفتن من شدم مشغول حال خود
که باد است این سخنها و به باطن کی اثر دارد؟
عجب شعر دل انگیزی !اگر خواندی بدان جانم
دلت در وادی حیرت یقین عزم سفردارد
|