آريا  
سلام دوست من
با داستان (گورستانی برای جوجه های مرده) به روزم و منتظر نظرت.
ممنون
      وب سایت
 
شبلی  
چه پیر مرد دور اندیشی! راست میگن که «آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام!» فقط نگران وضع مزاجی مسعودم با این محدودیتی که اونجا برای دست به آب رفتن وجود داره! اصلآ قرار نبود که وردها به مسعود اثر کنه!
آفرین به این قدرت تخیل که به زیبایی زمین و زمانو به هم بافتی و از اتللو و دزدمونا گرفته تا پدر ژپتو و یونس و جعفر و مسعود، همه رو به خدمت گرفتی برای اینکه لبخندی به لبهای خواننده بنشونی یا هر مقصود دیگه.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
سلام !
بر خلاف نظر شبلي واقعا ... به اين تخيلت كه به جاي آفرينش هر چي داستان درست و درمون بود و لت و پار كردي[وقيح] [وقيح]  مي خوام خواننده صد سال نخنده...[چشمك زن] [وقيح] 
در ضمن اين يارو ونيزي رو هم زود تر ردش كن بره من حس خوبي نسبت بهش ندارم ...[متاثر] 
در مورد دل دردم داري فرافكني مي كني ... اين از پسته نيست از آبگوشته ! آييييييييييييييي دلم ...[بدحال] 
راستي آدمي كه دماغش روي زمينه ، فرق نشسته و ايستادش رو از كجا مي فهمي ؟ (از نشستن گاه ؟)[خجالتي] [وقيح] 
[مسعود] بد حال
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
به شبلي :
سلام !
تا امروز جماعتي نگران اضافه و-زنم بودن ! حالا وضع مزاجي هم اضافه شد ...[وقيح]  من موندم اين همه آدم به فكر تا حالا كجا بودن ؟[سائل] 
[مسعود]  خوشحال
    پست الکترونیک   وب سایت
 
شبلی  
به [مسعود] : دیگه کم لطفی نکن. جعفر مشخصآ در بکارگیری کاراکترهای شناخته شده استعداد خوبی داره و به راحتی اونا رو توی متنهاش جا میندازه. نمونه اش هم سیندرلا در «Happy Ending».
منکه گفتم وردها برای تو بی اثر بود. مرحبا [تشویق] درست حدس زدی. کار کار آبگوشته! کدبانو ها میدونن من چی میگم! [شرور]  - خواهرم همیشه میگه خدا رحم کرد که تو پسردار نشدی. وگرنه بیچاره اون عروس! درست میگه!-
اضافه وزن تا زمانی که سلامتی رو تهدید نکنه به خودی خود جای نگرانی نداره. بالاخره یه زمانی باید یاد بگیریم که آدمها رو همونجوری که هستن بپذیریم و دوست بداریم. گاهی وقتا آدم بعضی چیزا رو از فرط نزدیک بودن نمی بینه مسعود جان!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
به شبلي :
سلام !
اگه دقت مي كردين مي فهميدين كه اون بد خلقي در اثر بد حالي بوده ...[وقيح] 
و الا ما كي باشيم به كار داش جعفر بگيم ...
[مسعود] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
خاتون  
سلام
ميبينم كه آخر سر همه كاسه كوزه ها رو سر آبگوشت من خراب كرديد[گريان] اين رسمش نيست.در ضمن شوهر خواهر من باغ پسته نداره[بدجنس] ببينم [سائل] نكنه جعفر شلوارش 2 تا شده من خبر ندارم؟[عصبي] [دل شكسته] [گريان] از باغ اون يكي خواهر زنش پسته آورده؟[حيران] [عصبي] 

اما نه[وقيح] جعفر فقط يه خاتون داره و خاتون فقط و فقط يه جعفر.
[عاشق] [عاشق] [عاشق] 
آقا مسعود دل درد شما از پر خوريه.اگه شما هم يه كم به جعفر توي پارو زدن قايق كمك ميكردين و همش غذا و تنقلات نمي خوردين مريض نميشدين.[چشمك زن] چرا بقيه سالم موندن و فقط شما حالتون بده؟؟[وقيح] 

در پناه يار
      وب سایت
 
مسعود  
سلام !
به همه :
وقت كردين يه كم به ما گير بدين !!![وقيح]  حالا ما با ظرفيت بازي در ميآريم دليل نمي شه كه ...[مشكوك] 
جعفر خان پاي من بشكنه ديگه باتو جايي بيآم[وقيح] [وقيح] ! حالا رفتي گفتي تو پارو زدي و من تنقلات خوردم ؟[ناراحت] [ناراحت] 
فعلا ركاب بزن تا حالت جا بيآد اونوقت خدمتت عرض مي كنم !
[مسعود] [متاثر] [ساكت] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
شبلی  
[ساكت]  «من از گفتن میمانم...»

و میرم «جعفر و گلنار» تماشا کنم!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
سهیل  
سلام و وقت بخیر. ببخشید ما اینجا خدمت می رسیم ها ولی فرصتی برای نظر دادن پیدا نمیکنیم .در ضمن توی این داستانتون اگر جایی هم دارید ما ها را هم شریک کنید به هرحال ما هرکاری بفرمایید بلدیم . جارو کردن و آژدها کشتن. و پارو زدن و روی بینی نشستن و . . . به هرحال ما ها را هم (نه تنها من بلکه سورنا و بقیه خوانندگان چراگاه را ) توی این داستانتون جای بدهید فکر کنم بهتر بشود
وبلاگ صبح بهاری هم به روز شده کلوپی تشریف بیاورید خوشحال می شویم
http://sobhebahary.blogfa.com/
میزبان هر روز شما با حافظ :سهیل
      وب سایت
 
بچه مارمولک  
سلام
منتظر ادامه اش هستم ...[گل] 
      وب سایت
 
بچه مارمولک  
www.bacheh-marmoolak.blogfa.com
      وب سایت
 
بچه  
برای محکم کاری بود [چشمك زن] 
      وب سایت
 
مریم  
سلام.موافقم ... یا علی
      وب سایت
 
 
جعفر جان لااقل ما رو تا یه جایی می اوردی بعد لب پادگان مینداختی پایین ؟
      وب سایت
 
مجتبی  
این بالایی رو من نوشتم
      وب سایت
 
بچه مارمولک  
سلاااام
بچه مارمولک به روز شده [گل] 
      وب سایت
 
مارمولی  
شبیه کارتون های سند باد شده.
      وب سایت
 
لیلا  
علیک سلام !
      وب سایت
 
fiona  
Hello!
It can be promising!
fiona doc [URL=http://fiona.obqn.info/]fiona[/URL] doc http://fiona.obqn.info/ fiona doc
dydyusADDAbn
See you
    پست الکترونیک   وب سایت
 
neucherse  
used toyota embroidery machine
generatio
ns embroidery software
corporate logo embroidery uk
baby lock embroidery machines
    پست الکترونیک   وب سایت
 

ماهیتابه

قصه های ولایت جابلقا_روایت اول_قسمت دوم

جعفر بهروان

قصه های ولایت جابلقا_روایت اول_قسمت دوم 

"...من یک "تاجرونیزی" ام!عاشق دزدمونا بودم ولی بعد ازدواجش با اتللو از فرط ناراحتی خودمو تو آب دریا انداختم! توی دریا یک ماهی گنده منو خورد و رفتم تو شیکمش اونجا با پدر ژپتو و یه نفر که خودشو یونس معرفی کرد آشنا شدم!و بعد چند وقت موفق شدیم از شیکم ماهی بیایم بیرون تا اینکه شما منو نجات دادین!"
 ک
شتی سه شبانه روز کامل  رفت و رفت تا اینکه ناخدا به مسعود و جعفر گفت که دیگه نمی تونه اونارو جلوتر ببره چون به حریم اژدها نزدیک می شن ولی می تونه بهشون یه قایق بده تا خودشونو به مقصد برسونن! 
تاجر ونیزی هم باکمال میل با اون دوتا همراه شد ! و سفرشون رو سه نفره ادامه دادن!
دو شبانه روز پارو زدن رفتن و رفتن تا از دور چشمشون به خشکی افتاد هرسه تعجب کردن !به خشکی نزدیک شده بودن بدون اینکه اثری از اژدها ببینن!
به ساحل که رسیدن و رفتن  و رفتن تا اینکه به دامنه ی کوه رسیدن ! اونجا یه پیرمرده  رودیدن که آروم و ساکت رو دماغش نشسته بود!وایستاده بودن تا کار پیرمرده تموم شه !که یهو مسعود دادش دراومد که :"آآیی دلم!!!" جعفر گفت : چقد بهت گفتم از این پسته های باغ شوهر خواهر اون بنده خدا نخور! همشون دعا خونده ست!"!!! 
پیرمرده که از حس اومد بیرون جعفر پرسید:"پیری ! چه جوریاست ؟ما اومدیم  اینجاولی خبری از اژدها نبود؟" پیرمرد دستی به ریش بلندش کشید و گفت : " این یه شایعه ست که خودم ساختمش! وگرنه هرکی دو   دقیقه  عمل دفعش به تاخیر میوفتاد زرتی میومد اینجا! من که از این دکتر علفیا نیستم که پیرزن میرزنا بیان پیشم جوشونده بگیرن!" مسعود و جعفر و تاجر ونیزی هرسه تعجب زده زدن زیر خنده!
پیرمرده گفت:" حالا که شما دستمو خوندین و اومدین اینجا به شرطی بهتون دوا می دم که سه تا سوال منو جواب بدین!"...
ادامه دارد  

توضیحات :
نظرات   شما ( 21 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3