شهر ما مار داره خیابوناش خار داره
شهر ما بزرگه پر از شغال و گرگه
شهر ما همینه بخوای نخوای اینه
شهر ما شبه جزیره ای فرهنگی است غرق هار مونی آلودگی صوت که منطبق بر اصول معماری و شهر سازی دوره غارنشین ها ساخته شده است . شهر ما را با خرافات آذین بسته اند .شهر ما بر خلاف مردمش آنقدر بزرگ هست که وسعتش تا لب ....... و .....کشیده شده است .
شهر ما توی بوی الکل ضد عفونی شده و توی تخدر مسکن ، درد هایش آرام گرفته اند . فرهنگ شهر ما سالهاست توی قوانین ارث- میراث ، معلق مانده است .شهر ما بین چند نفر تقسیم شده است البته مسئولیتهایش . برای همین شهر ما شهر – دار دارد . فرمان – دار دارد . استان – دار دارد . شو- راءی – شهر دارد .
ماموران امنیت شهر آدمهای صبوری هستند و صبر می کنند تا مردم خودشان سر عقل بیایند و به خوشی ختم به خیر شود .
شهر ما هم بالا دارد و هم پایین و تنها جایی است که بین بالا و پایین شهر اختلاف طبقاتی و فر هنگی وجود ندارد . چون همه مردم بالا و پایین شهر مثل هم زندگی می کنند همه دروغ می گویند تا کارها انجام شود . همه زیر آب می زنند . همه چشم دیدن هم را ندارند . همه تهمت هم می زنند . همه توی قبرستان اقوامشان را بغل می کنند . همه ارزشهایشان بر اساس نداشته هایشان شکل می گیرد . و همه از این حرفها خسته شده اند .
همه وقتی می خواهند به هم دروغ بگویند یا بعد از مرگ به هم گل می دهند .شهر ما یک معجزه است . جایی که آدمهای سیر و گرسنه کنار هم دوام آورده اند .شهر ما اصل توازن است یعنی حاصل ازدیاد رفاه بعضی ها با کمبود نیاز های عده کثیری صفر میشود .و زندگی بین عده ای سر شکن می شود تا زنده بمانند .
توی شهر مساحت رشد بعضی ها از روابط ریاضی با داشتن قطر گردن بعضی های دیگر بدست می آید .
امید میان جوانان شهر ما بالاست بخصوص امید به جوان ماندن و بودن که خیلی ها تا آخر عمرشان جوان می مانند در حد 30 سالگی .
توی شهر ما اعتیاد وجود ندارد بجز در مراکز ترک اعتیاد .
اغلب جوانان شهر ما جهت احترام به بزرگتر ها کار هایشان را رها کرده اند .
توی شهر ما همه سر جای خودشان نشسته اند یا توی صف نوبت ایستاده اند تا ارثیه شان مراحل قانو نی اش را طی کند . آخر هنوز هم درس " همه جا به نوبت " که توی کتاب دوم دبستان پدر بزرگم بود ، چاپ می شود .
از آنجایی که عالمان شهر ما افتادگی پیشه کرده اند و از جیفه دنیا دست کشیده اند کار های مهم بر عهده دیگران افتاده است .
شهر ما هنر بند هم دارد .از آنجایی که گفته اند فرق هنر مند و میوه در وقت رسیدن و افتادن است ، هنر مندان شهر ما افتادند تا برسند اما همان موقع میوه های رسیده افتاده بودند و برای اینکه این سرمایه ها از بین نروند مردم خواستند از روی زمین جمعشان کنند و هنر مندان زیر پای مردم له شدند .
توی شهر ما روی "نگرانی"زندگی مردم یک تشدید (ﱢ ) نشسته است
مردم شهر ما آنقدر به فکر اقتصاد خاکشان هستن که عشق را هم به مزایده می گذارند .
توی شهر ما هیچ افراط و تفریطی وجود ندارد و همه چیز بنا بر اصل عرضه و تقاضا وجود دارد حتی فساد .
توی شهر ما آدمها برای معطر ماندن شهر با توجه به دامنه دود در فواصل منظم ، مشک انبر می فروشند مثلا در ایستگاهای قطار شهری .
توی شهر ما مردم مهربان بدون مراجعه با سا زمانها ، خونشان را به هم انتقال ی دهند .
توی دانشگاهای شهر ما از علم محافظت می شود و برای همین دانشگا هایمان پاس + گاه هم هستند .
مردم شهر ما خون گرمند و گاهی حرارنت خونشان بعضی ها را می سوزاند یا داغ می کند .
شهر ما شاید شهر شما هم باشد یا شاید جایی که شما زندگی می کنید هم مثل شهر ماباشد .
|