من و برهنگی و خاطرات بدبختی
تووگرسنگی و سوروسات بدبختی
واوکه درعوض بیست سال جان کندن
سپرده اند به دستش برات بدبختی
دوباره مجمع بانکی و حرفهای قشنگ
و لایروبی یک صد قنات بدبختی
و کنفرانس مبانی اقتصاد نوین
و بحث راجع ذات وصفات بدبختی
و شاعری که به جای نشاط هر غزلش
پر است ازغم و لاتا الات بدبختی
ومن که نان شب و سقف روی سردارم
چگونه شرح دهم عمق ذات بدبختی
مباد آنکه یتیمی برنجد از این شعر
و یا اضافه شود مشکلات بدبختی
وچشمهاش بگوید به من که اشعارت
چه کرده اند برای نجات بدبختی
یکی به برکت عشق وشراب شهره شده
و دیگری ز بیان نکات بدبختی
الا اهالی بالای شهرممنونیم
برای دادن خمس وزکات بدبختی
***
ومات قوت ایمان آن کسی هستم
که قرنهاست شده کیش ومات بدبختی
|