بعضي پست ها شبيه فيلم هاي مرحوم «بروس لي» ست !
در اين فيلم ها و معمولا در يكي از سكانس هاي پاياني آقاي لي همه آدماي بد رو از نوچه و دربان گرفته تا خود «رئيس برزگ» حسابي كتك مي زنه ! بعد در حالي كه به گوشه از صحنه تف ميندازه ... به جايي در روبرو خيره مي شه ؛
نكته جالب اينه كه بروس لي هم كتك مي زنه هم جيغ مي كشه ، و براي كتك خور بد بخت كاري جز خوردن باقي نمي مونه ... چون همه تصميم ها از قبل گرفته شده !
اين چند جمله رو به نيت كامنت گذاشتن در وبلاگ يكي از دوستان قديم نوشتم اما ديدم همه ما كم وبيش به رفتار بروس لي گرفتاريم و طبق معمول از خودمون غافل .
ديد بعضي آدما نسبت به مسائل اطراف اينه كه «ديگي براي ما نمي جوشه توش سر سگ بجوشه !» ، اما گروهي هم هستند كه نسبت به مسائل اطراف بي تفاوت نيستند ، يا حداقل خودشون بر اين باورند !
تكليف گروه اول به واسطه موضع صريحي كه نسبت به مسئله گرفتند براي همه روشنه ؛ اما گروه دوم اونقدر زير گروه داره كه گاهي بايد در اصل مدعا -بي تفاوت نبودن شك كرد- گاهي براي ارضا حس خود برتر بيني (من آره و شما نه !) حرف هايي مي زنيم ، اما حاضر نيستيم براي -به اصطلاح - عقيده مون قدم از قدم بر داريم !
گاهي ژست روشنفكري مي گيريم و براي فقراي عالم -مخصوصا خارجي هاشون- هاي هاي گريه مي كنيم ، اما عمراً اگه حاضر باشيم پيتزاي اين شب جمعه رو به خاطر يكي شون بي خيال شيم ! - طريق كام بخشي چيست ؟ ترك كام خود گفتن (1)-
پشت تريبوني رفتم كه حالم ازش به هم مي خوره ! تربيوني كه به جاي پرداختن به خود براي ديگران نسخه مي پيچه ! تريبوني كه حاشيه امنيت براي منه تا جزئي از شما -عوام كالانعام- نباشم ...
اين جمله آخر رو براي خودم مي نويسم تا به كسي بر نخوره :
جناب آقاي (يا سر كار خانم )معترض ! به نظر من گلي به گوشه جمال آنجلينا جولي كه براي پز هم شده ميره جايي زايمان مي كنه كه شايد يه لقمه نون گير كسي كه تو براش گريه مي كني بيآد ! براي كسي هم گريه نمي كنه ! با فرض اينكه اين گفتن ها و نوشتن ها در كسي اثر كنه -مثل قطره ي آب تو سنگ- بنويس ! اما اگه پاي «من» بودن خودت وسطه لطفا خفه خون (درستش خفقانه) بگير ! |