مسعود  
سلام !
من كاملا با نظر دستتون موافقم ![چشمك زن] 
يه كمي سخت هست ، اما بالاخره به امتحانش مي ارزه !
[مسعود] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
شبلی  
چارچوب خیلی دلنشینی رو برای بیان مطلبت انتخاب کردی من عزیز.
بیصبرانه منتظرم ببینم سایر اعضای بدنت به چه کارهایی هدایتت میکنن!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
نانا  
اگه من ميخواستم اين متن رو بنويسم ( البته جسارت نباشه ) به جاي دست راست بايد مينوشتم دست چپ !‌
چراگاهي شدن هم صيغه نداره يا اگر هم داره من سر ازش درنميارم بيشتر مثل يكي از اتحاد هاميمونه ! شايد اتحاد دوم ! يادته كه !!! [بدجنس] 
--
[گل] [گل] 
--
NaNa
      وب سایت
 
الف.ميم  
1:یاد اون فیلم مجسمه افتادم.
2: شماها خودتون نمی خواین بنویسین؟ این نویسنده های میهمان دارن شماها رو تنبل می کنن.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
سلام!
به الف ميم :
عزيز جان احترام مهمون واجبه ! حتي از نون شب هم واجب تره ...
[مسعود] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
به نانا :
چراگاهي شدن هم صيغه داره ! خيلي هم طولانيه ! [وقيح]  و تركيبي از سه زبان عربي ، اسپرانتو و فارسي پهلويه !
لذا هر كسي حوصله ياد گرفتن و جاري كردنش رو نداره...
[مسعود] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
من  
می بینم که کار منو زدین و دیگه دیگه
به [مسعود] :
حالا نمی خواد زیاد سختش کنی ما یه چیزی گفتیم تو چرا جو گیر شدی [شرور] 
به شبلی عزیز
حالا ما گفتیم حرف دستمون رو گوش میدیم ولی نگفتیم که هر دفعه به حرف یکی از اعضای بدنمون گوش میدیم که.
اگه بخواد اینطوری باشه که تیکه تیکه میشم [وقيح] 
بازم به مسعود:
[متاثر] 
      وب سایت
 
مجتبي  
دست بهانه گيره دله
نمي دونم چرا گفتي قلمت با دستت بيشتر رفيق شده ؟؟
خدا كنه يه روزي دعا نكني دستت قطع بشه ؟؟؟؟
      وب سایت
 
ميرزايي  
سلام
با " عمو زنجیر باف در موهات " بروزم و منتظر حرف های تازه شما ؛
بغلم کن به سینه ات بفشار مرگ بالقوه ! من که می دانم
بافه های طناب دار من اند حلقه های گشاد بازوهات .
یا علی
      وب سایت
 
من  
خب به سلامتی بر وبچ این وبلاگ یکی یکی با" من" غریبه شدن

اقا مجتبی نمیدونم چرا دیگه کارای منو نقد نمی کنین حالا میگیم این اقا مسعود دیگه حوصله نوشته های ما رو نداره ولی شما دیگه چرا؟دلم برای اون نقد فوق العاده ای که به داستان نیلوفر من داشتن تنگ شده .
اق جعفرم که انگار دوباره اب شده رفته توی زمین
معلوم نیست کجاست؟
امیدوارم هر جا هست خوشش باشه

      وب سایت
 
نانا  
به مسعود :
داشتيم ؟ [بدجنس] 
      وب سایت
 

ديوار نوشته

من

نويسنده مهمان

من 

سالهاست باهمیم
دستم را میگویم .دست راستم را.
سالهاست با همیم .ولی نمی شناسمش .اخر شناختنش سخت است .با هر کسی اشنا می شوم سعی می کنم بشناسمش و خوب هم میشناسم ولی دستم را نمی شناسم .دست راستم را میگویم .
یک روز حرف گوش می کند یک روز خیره سر می شود!
یک روز می شود اشنای قدیمی . روز دیگر غریبه ای که انگار تا حالا ندیدمش!
َِّبیش از اینکه با من رفیق باشد با قلمم رفیق است .
"قلم هم رفیق خوبی است ."
این را دست راستم میگوید .عقایدی دارد برای خودش .
امروز از ان روزهایی است که حرف گوش نمی دهد .میگوید:" میخواهم چراگاهی شوم!"
با قلمم دست به یکی کرده اند .می خواهند لج مرا در اورند.درست است است که بهش رو نمیدهم ولی خداییش همیشه سعی کردم طبق عقاید او رفتار کنم .هر چه بگوید قبول دارم-چشم وگوش بسته-اخر منطقش خیلی جاها با منطق من همخوانی دارد .
ولی امروز مانده ام این چه کاریست ؟چراگاهی شدن دیگر چه صیغه ایست؟شما می دانید؟ 
نام نويسنده : من
نام وبلاگ : تولد يك مرگ

توضیحات :
نظرات شما ( 11 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3