رسول ملاقلی پور دارفانی را وداع گفت!
"...خبر با همه ی کوتاهی مثل شب خوانی یک زنجره طولانی بود!..*"حاج رسول رفت !لازم نیست بگم سازنده بلمی به سوی ساحل و مجنون و مزرعه پدری و میم مثل مادر( که این آخری سرآغاز آشنائی خیل عظیمی از سینما روهای" تفننی" با حاج رسول بود!) که به طور" قطع و یقین"_(این ترکیب رودر طول سلسله برنامه تلویزیونی"برداشت دو" زیاد از زبون حاج رسول شنیدیم!)_ این روزها همه جا نوشته می شه و گفته می شه و شنیده می شه!
وباز هم شاید لازم نباشه که بگم حاج رسول و حاج ابراهیم (مطمئن نیستم که این دوعزیزبه حج مشرف شدن یانه؟ولی به قول عباس تو"آژانس شیشه ای" :خیبری ها همه حاجین!) موندگار ترین آثار سینمای دفاع مقدس روساختن!
امروز حاج رسول مهمون "باکری "هاست! امروز حاج رسول با بچه های کانال کمیل خوش و بش می کنه!
خدا حافظ حاج رسول ! خداحافظت که زیباترین و دلنشین ترین و عاشقانه ترین جملاتی رو که می شه بین دو همسر رد و بدل بشه از زبون تو شنیدم در "هیوا"!
خداحافظت که بی پرده حرف دلت رو می ساختی !و... بگذریم!
حرف که زیاده ولی سخته هم بخوای دوباره گویی نکنی و هم همه چیز رو بنویسی و اصلش قصدم این نیست که اطلاعات آماری بدم و بگم اولین کسی که... ویا تنها کسی که...پس برای بارآخر می نویسم : خداحافظ حاج رسول!
باز تکراری از این گونه که رسم من وتوست
نوشدارویی از آن دست که می دانی بود * |