مسعود  
سلام !
بابا مجتبا تو اينقده حساس بودي و ما نمي دونستيم ؟[وقيح] 
مردم غير از اميد يه چيز ديگه رو هم يادشون رفته ! اونم خودشونه ! چون همه اون كارا رو واسه چشم اين و اون مي كنن ، حتا ماچ كردنو ![غنچه] 
[مسعود] 
    پست الکترونیک   وب سایت
 
سریر  
لطف کردی سرزدی.این مطلبت رو همخوندم .زیبا بود .باز هم سر میزنم .یک جورایی مشتریتون شدیم .نمک گیرمونم که کردی.
مرامتو.
یا علی.
      وب سایت
 
جعفر  
سلام!
می گم خوش به حال اینا:"آدمهايي كه زندگي مي كنند و زندگي را دوست دارند و زندگي كردن را بلدند ." کاش منم از اینا بودم!!!
خداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
سهیل  
سلام و وقت بخیر.واقعا برای لحظه سال نوباید چه کار کرد.اما به نظر من یک کاری را باید حتما انجام داد و اون هم اینه که گریه نکنیم.لااقل همین چند لحظه را بخندیم.
میزبان هر روز شما باحافظ : سهیل
      وب سایت
 
مجتبي  
سلام
به مسعود : لپ ما پيشكش شما
به جعفر : كاش منم بلد بودم يا ياد مي گرفتم حال هر چقدر شد شد !!11
به سهيل : نميشه بغض كرد ؟؟؟؟؟
      وب سایت
 
سریر  
آقا ناراحت که نمیشم هیچی ،باور کن از این کامنت ها بیشتر از اونهای دیگه که همش تعریفه لذت می برم.ای کاش در مورد ضعف های کارام بیشتر توضیح می دادی.هر چند که قابل نیستم.
منتظر نوشته های جدیدت هستم.
یا علی
      وب سایت
 
بهزاد  
سلام دوست خوبم!
ممنون از حضورتون در صد کوچه
سایت زیبائی دارید. مجددا بر می گردم تا با فرصت بیشتر مطالبتون رو بخونم
با یک ترانه برای بار دوم در این ماه به روز هستم و منتظر حضور صمیمی شما
ارادتمند: ب.م.تنها
    پست الکترونیک   وب سایت
 
bentolhoda  
جالب بود
عيد التحرير قشنگي بود
به خصوص جملات آخر
يا علي
    پست الکترونیک   وب سایت
 
آرزو  
سلام مجتبی نو شدن سال هم برای تو جدا فرقی داره . تو همون ادمی یکنواخت همیشگی هستی
      وب سایت
 
نسرين  
سلام
عيدتون مبارك.
حالا چرا توي اين كلوزآپ آخر بايد تفنگ هم باشه؟؟؟
      وب سایت
 
شبلی  
چه تلخ و چه دلنشین.
    پست الکترونیک   وب سایت
 

خارج از دستور

عزاي عيد

مجتبی جعفري

عزاي عيد 

سال يك هزار و سيصدو هشتادو ... . توي حجم شادي صدا به صدا نمي رسد . صداي شليك توپ دارد تمام  مي شود .
***
عيدي هايي كه بوي ياس لاي قران گرفته اند توي دست پدر بزرگ ، كوچك تر از هميشه شده اند .
" يك نفر مجتبي را صدا بزند ، سال تحويل شد"
دارد كاغذ سياه مي كند . معلوم نيست اين آخر سالي ديگر چي دارد مي نويسد . يكي عطر ميزند تا بويش خوب باشد يكي داد ميزند " اين پسره نيومد اي كه مرده شور .." يكي ميرود  جلوي آيينه " برو كنار بسه ديگه خوشكلي " و از توي آيينه تا خودش را ميبيند موهاي بهم ريخته ديگري توي آيينه مي خورد به شانه اش . شايد هم باز " ‘گوزنها " را مي بيند .جلوي شير آب دستهاي زلي اش را دارد ميشويد . شانه اش را مي ؟آورد سمت شير آب ، مي شنود : گل لگد نمي كنم ها ... اوي "
" اون ضبط رو يكي كم كنه  و ببينه چرا هنوز نيومده " .
" توي اتاق نيست ...
***
پياده رو پر است از آدمها از آدمهايي كه زندگي مي كنند و زندگي را دوست دارند و زندگي كردن را بلدند .
ماهي و چند تا چيز ديگه كه به رسم گذشته مي گذارند روي سفره و دورش جمع مي شوند تا به بهانه عيد از روي ديوار غرورشان بپرند و به كسي كه دلشان برايش لك زده است سلام كنند و شايد هم به بهانه سال جديد همديگر را ماچ كنند _ آخر ماچ كردن كه ديگر بهانه نمي خواهد ؟؟؟؟_  بعد لپ بعضي  ها قرار است گل بياندازد ...
به قول آقاي مرتضوي به من چه .......
براي همين هم از آدمهايي كه سر سفره شان گل كاغذي دارند يا نقاشي ماهي قرمز توي تنگ يا اصلا نقاشي تنگ پر از ماهي قرمز ، شايد مداد  قرمز نباشد تا ما هي هاشان قرمز باشد 
اصلا به من چه كه حتي يك ديوار ندارند تا روش سفره هفت سين را نقاشي كنند و يك بسم ا... را به نيت قران بنويسند روي ديوار ...
همه آدمها رسم ها را خوب يدك ميكشند يا بهتر بوكسل خيلي خوبي براي رسومات شده اند اما يك چيز را جا گذاشته اند كه اين روز ها جاي خالي اش زياد توي چشم ميزند شايد اميد .
عيد قرار است مبارك باشد و آدمها شاد باشند  و بياييم با اين حرفها خرابش نكنيم ...
 ***
" اين پسر را يكي صدا بزند بابا سال جديد ....
-  سال يك هزارو سيصدو هشتادو ...
صداي بهم خوردن در بلند مي شود .
" نمياد "
" چرا داره مياد ،  سال تحويل شد ؟"
" ساعت خواب "
اين يكي آن يكي را مي بوسد و همين جوري مي روند تا برسند به پدر بزرگ .
"  پدر بزرگ ، مجتبي ...:" هق هق امانش نمي دهد .
كاغذ و گلدان و تفنگ ، با قاب پنجره  كلوزآپ مي شوند .

توضیحات :قابل توجه دوستان : قاعدتا اين مطلب به مناسبت عيد نيست .
چند تا شليك ، لطفا!!! ( 11 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3