شبلـــــی  
چرا نداره دوست من! خب طبیعیه که منم ترجیح میدم با یه فرد جنس مخالف هم صحبت و همنشین و هم... باشم! غیر از نیاز جنسی(نه به معنای صرف سکس) دلیل گرایش به جنس مخالف درواقع بخشیش از اینجا ناشی میشه که آدم کم و بیش از ماهیت همجنسان خودش آگاهه اما هرچقدر هم که درباره جنس مخالف بدونه به واسطه عدم همسانی جنسیت و وجود تفاوتهای فاحش بین دو جنس، شناخت و کشف ویژگیهای جنس مخالف همیشه جاذبه خاص خودش رو داره. گرایش برای برقراری ارتباط با جنس مخالف تنها از نیاز جنسی سرچشمه نمیگیره بلکه خصلت طبیعی بشره که درباره هرپدیده ای که نکات ابهام و جنبه های ناشناخته بیشتری داره کنجکاوی بیشتر نشون بده و سعی در شناختش داشته باشه. مثلن من به عنوان یک زن اگه مشکلی داشته باشم یا بخوام درمورد مطلبی نظرخواهی کنم کم وبیش میتونم حدس بزنم که عقاید همجنسانم حول چه محورهایی دور خواهد زد بنابراین نظرخواهی از همجنسان شاید اطلاعات چندان تازه ای دراختیارم نذاره. به فرض اینکه عقاید افراد جنس مخالف هم چیز چندان تازه ای در بر نداشته باشه، پیش فرض عدم اشراف کامل به شیوه نگرش جنس مخالف فی نفسه انگیزه بیشتری برای ایجاد ارتباط با این جنس به وجود میاره. بنابر این، به اعتقاد من گرایش به برقراری ارتباط با جنس مخالف فقط در چارچوب نابسنده «نیاز جنسی از نوع سکس» نمیگنجه. ضمن اینکه چنین ارتباطی هم فاله و هم تماشا!
مراتب عمیق شادی من رو به عنوان فردی که اضافه وزن داره درمورد اضافه وزنت پذیرا باش!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
به نظر من جواب شبلي به بعضي از واقعيت ها اشاره خوبي داشته مثلا تحليل جالبي از دليل گرايش به جنس مخالف ارائه داده ، اما گمانم چند نكته اينجا جا افتاده : مثلا اينكه "چرا من پروفایلم رو با دورغ پر می کنم ؟..." نكته بعدي اينه كه واقعيت هايي كه من از روابط دو جنس در ايران سراغ دارم در بسيار موارد دچار "سوتفاهمات جاریست " براي اينكه به كسي برنخوره و بحث از روال خارج نشه در همين حد توضيح ميدم كه طرفين در بسياري (نه همه)از ارتباطات تصور غلط از خود ، طرف مقابل و تعريف ارتباط دارند... و نكته آخر اينكه اشاره من به عدم اعتماد به نفس و عدم يكساني رفتار در محيط مجازي و واقعي بي جواب مونده ، به گمان من هر چه رفتار فرد در محيط مجازي به واقعيت شخصيت فرد نزديك تر باشه سلامت بيشتري در جربانه !
    پست الکترونیک   وب سایت
 
جعفر  
سلام!
از اونجاکه قراره راحت حرف بزنیم ! من الان با پیژامه نشستم و دارم چیز می نویسم!
یک تبریک من باب اینکه بعد از این نزدیک دوسالی که از راه افتادن چراگاه می گذره!بالاخره یه "چرا؟"ی درست ودرمون مطرح شد که حداقل تا اینجا یه"زیرا..."یی به دنبال داشته باشه!البت باهاس بگم چرا که بود زیرایی در کارنبود!ولی حالا چرا "چرای بدبد!؟!"؟استفرالله!!!!!!!!!!!
بعد یه عمر ابروداری یهو پته مون ریخت رو آب!!!
به جان خودم هیچی به ذهنم نمیاد بنویسم چون به نظرم پاسخ در خود متن مستتره!درضمن شبلی "فال و تماشا"رو خوب اومده!
خداحافظ!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
هستی  
ارتباطات انسانی برای هر شخصی جذاب و جالب است منهم بنوبه خودم دلم میخواد دوستان خوبی داشته باشم راستش اینجا زیاد به جنسیت افراد کاری ندارم ترو خدا نگید داره جا نماز آب میکشه ! شما راحت حرفاتون رو زدید منهم راحت میگم جنسیت خیلی برام مهم نیست نوع نگرش افراد و جذابیتهای فکری اونها توی این عالم مجازی من رو به طرف اونها میکشه به اینکه برم نوشته هاشون رو بخونم و از اونها بخوام که در مورد نوشته های من نظر بدن ..
اینکه کسی پروفایلش را با دروغ پر کند و دلش بخواهد در اینجا خودش را کسی دیگری جا بزند کسی که همیشه آرزو داشته که باشد اما موفق نشده که به آن شخصیت برسه و بخواد از این طریق خودش را آنچه که نیست نشان دهد و از این طریق ارتباط برقرار کنه و شاید به هدف ارتباط جنسی هم که مدنظرش بوده برسه ...هر چند که در عالم واقع نیز میشود به دروغ و نیرنگ شخصیت دیگری برای خود ساخت ! اما در هر دو مورد وقتی ارتباط نزدیکتر و پر رنگتر شود حتما حقیقت جلوه گر خواهد شد در ضمن این سوءتفاهمات موجود که از آن سخن گفتید بیشتر همان چیزی است که جنس مذکر بوجود میاورد چون اکثر اقایون در اینترنت هم بدنبال دوست شدن از نوع نا پسند آن هستند نمیگم همه اما میتونم بگم اکثرا چون متاسفانه همینطوره یعنی توی کل جامعه ما اینطور شده گاهی شده که دلم خواسته مسئله ای رو با مردی در میان بگذارم و نظرش را جویا بشم اما همیشه از اینکار نتیجه خوبی نگرفتم بیشتر آقایون برداشتها و عکس العملشان در مقابل اعتماد زنها فقط توقع زیاد و نا متعارف است و همین باعث میشه که دیگه توی هیچ موردی اینکار را نکنم یعنی این تصور را خود مردها بوجود میارن البته شاید هم در زنها باشد اما درصدش کمتر است جذابیت ارتباط با جنس مخالف را منکر نمیشم اما هر چیزی باید اصول خودش راداشته باشه اینکه هر دوستی و ارتباطی باید به روابط جنسی ختم بشه نهایت ابتذال و هرزگی است و اصلا هم جالب نیست ...در آخر همان حرف آخر خودتان را تایید میکنم که هر چه رفتار فرد در محيط مجازي به واقعيت شخصيت فرد نزديك تر باشه سلامت بيشتري در جربانه
کلا هر چه انسانها از دروغ و ریا دورتر باشن وصادق و صمیمی مسلما اوضاع بهتر و دنیا زیباتر خواهد شد ... ببخشید زیاد وراجی کردم
      وب سایت
 
مسعود  
به جعفر :
گمانم داري بعضي چيزا رو حاشا مي كني !؟ (برخي از نظراتت رو مي گم) در ضمن تو رو به مطلب شماره 114 ارجاع ميدم http://www.cheragah.com/archive.php?id=114 اونجايي كه مي گه توي هر مطلب يه چراي كلي وجود داره !
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
به هستي خانم :
از اين كه زحمت كشيديد و نظراتتون رو گفتيد ممنون اما چند نكته :
اول اينكه مي خوام از دريچه اي ديگري به مطلبي كه طرح كرديد نگاه كنم ؛ گفته بوديد "اينكه کسی پروفایلش را با دروغ پر کند و دلش بخواهد در اینجا خودش را کسی دیگری جا بزند کسی که همیشه آرزو داشته که باشد..." ؛ با اين يادآوري ميروم سراغ نگاه دوم من به موضوع : گاهي اوقات پيش ميآد كه آدم در واقع دوتا شخصيت (يا حتي بيشتر) داشته باشه نمي دونم اين بيماريست يا نه اما مي دونم كه بازخورديست به خواهش جامعه به اين معني كه گاهي ما طوري رفتار مي كنيم كه از ما انتظار مي رود يعني اگر مثلا به شعر علاقه مندم بايد حتما آدم رومانتيكي هم باشم يا ... به تجربه من حتي در بعضي موارد ساختار شكني هم نتيجه نمي دهد (البته اگر جسارتش را داشته باشيم) مثلا وقتي بر خلاف انتظار جمع حرفي را ميزني كه بهش اعتقاد داري همه اون حرف رو به حساب شوخي ميذارن (اين يكي از برخوردهاست)اين ميشه كه توي حرف زدن آدمي مثل من شوخي و جدي غيرقابل تفكيك ميشه !! تا اينجا رو بفرستم...
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
ادامه حرف :
نكته بعدي اينكه براي "اينكه به كسي برنخوره و بحث از روال خارج نشه در همين حد توضيح ميدم كه طرفين در بسياري (نه همه)از ارتباطات تصور غلط از خود ، طرف مقابل و تعريف ارتباط دارند... " اما طرح نگاه خانم هستي به موضوع باعث شد من كمي عمقي تر به موضوع بپردازم و بگم كه عليرغم درست بودن بخشي از گفته ايشون بايد بگم ارتباط يك تعامل دوطرفه ست چيزي شبيه عرضه و تقاضا هرچند قبول ندارم همه تقاضا از طرف جامعه ذكور باشه !(به استناد اينكه همه ما غريزه داريم) اما با همين فرض غلط هم بايد عرضه اي باشد تا تقاضا را جواب بدهد ! در واقع اين دو مكمل يك چرخه هستند و البته منظور من دقيقا عكس حرف شما بود كه باز هم از توضيح بيشتر پرهيز مي كنم...
ادامهاش با شما...
    پست الکترونیک   وب سایت
 
 
پیش ما بیا!!!!!
      وب سایت
 
شبلـــــی  
بعد از خوندن کامنت مسعود نکات زیر در تکمیل کامنت اول به نظرم رسید:
روند منطقی بحث درباره پدیده ها خصوصن رفتار انسان ایجاب میکنه که دو مقوله در نظر گرفته بشه: اول «توصیف» پدیده مورد بحث، یعنی برشمردن همه ویژگیهاش و دوم «تبیین» یا چرائی(تعلیل) بروز رفتار. (بدون هرگونه قصد تعارف) نویسنده در متن به خوبی از عهده بخش اول یعنی توصیف براومده و در واقع بخش دوم یعنی تبیین رو به بحث آزاد اختصاص داده. اگر بخواهیم درک و تبیین درستی از رفتار انسان داشته باشیم، بهتره که اول ترازوی قضاوت ارزشی رو کنار بگذاریم و بعد از تعریف دقیق رفتار مورد نظر، به یافتن علت رفتار بپردازیم. در مورد اطلاعات نادرستی که در پروفایلها داده میشه باید گفت علاوه بر نیاز به ارتباط با جنس مخالف که در کامنت قبلی بهش مفصلن اشاره شد، نیاز به تآیید و توجه دو نیاز اصلی روانشناختی در نوع بشر هستند. از سوی دیگه هر جامعه برای تآیید و توجه به افراد دارای معیارهایی است که میتونه برحق یا بر باطل باشه. صحبت درباره درست بودن یا نبودن این معیارها موضوع این بحث نیست بلکه نفس وجودشونه که اهمیت داره. فردی که به طور طبیعی درصدد برآوردن این دونیاز اساسی است به خوبی از وجود چنین معیارهایی در جامعه اطلاع داره بنابر این چنانچه از نظر فیزیکی یا شخصیتی فاقد معیارهای مذکور باشه برای رفع این نیازها که از شدت خاصی برخوردار هستن ممکنه تصویری از خودش ارائه بده که سخت با واقعیت تفاوت داره. چنین واکنشی البته با توجه به میزان اعتماد به نفس و درصد اقناع شدگی این نیازها، از فردی به فرد دیگه متفاوته. در جوامع سنتی که امکان ارتباط آزاد و سالم به شکل همه جانبه با جنس مخالف وجود نداره شدت نیازهای فوق احتمال وقوع رفتارهایی رو که با واقعیت منطبق نیستن بالاتر میبره. درمورد داشتن تعاریف یا توقعات نادرست از ارتباط با جنس مخالف هم باید گفت که وقتی تابوهای موجود در جامعه امکان دیالوگ آزاد و کسب آگاهی و شناخت صحیح رو فراهم نکنه مسلمن تعاریف صراحت و خصلت «جامع و مانع» بودن رو که شرط واجب هر تعریفیه نخواهند داشت. یعنی در واقع نگرش و عقیده درمورد این روابط در خود جریان رابطه ایجاد نمیشه (چون رابطه ای از نوع همه جانبه وجود نداره) بلکه هر چه هست به صرف داشتن روابط محدود، ناقص و یا به صرف تجربیات دیگران حاصل شده. بنابر این وجود چنین سوءتفاهمات و یا رفتارهای به دور از واقعیت (از دیدگاه آسیب شناسی رفتار) کاملن محتمل خواهد بود. تآکید میکنم که در چنین موقعیتهایی همه افراد به شکل یکسان رفتار نمیکنن.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
 
چون راحتی من هم میگم...من باید چه نظری در مورد عضویت سرکار تو وبسایتها و لخت بودن دوستان بدم؟ بهت میگم پیش ما بیا چون میبینم نظری ندارم اما می خوام با خوندن نظر تو وبلاگم بفهمم که واقعا میشه لینکتو اضافه کنم یا همیشه باید ساکت و صامت متنشو بخونم و برم بیرون....راستیتش من این وبلاگ رو واسه خودم مینویسم و نظر بقیه خیلی مهم نیست ...محض بازی میگم بذار نظر دیگران رو هم در مرد نحوه زندگیم بدونم.... اما اگه دلت می خواد با هم بحث اجتماعی کنیم این وب لاگ رو بخون....
http://osianeman.blogfa.com
      وب سایت
 
مسعود  
اگر وبلاگمون از اين شكلك هاداشت حتما يك [نيشخند] براي نظر بالا درج مي كردم...
    پست الکترونیک   وب سایت
 
الف.ميم  
بحث نکین آقایون یه صلوات بفرستین ختم به خیر شه.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
هستی  
دامنه بحث به وبلاگ منهم کشیده شد !
      وب سایت
 
مسعود  
مدتي اين مثنوي تاخير شد
مهلتي بايست تا خون شير شد
اول : در كامنت اخير جناب شبلي خوانديم "...در جوامع سنتی که امکان ارتباط آزاد و سالم به شکل همه جانبه با جنس مخالف وجود نداره..." سوال اينجاست كه آيا در جوامعي مثل ايرلند و تركيه يا قبرس هم در تعريف سنتي بودن مي گنجند ؟ چراكه به لحاظ ساختار اجتماعي سنتي بودن شامل اين جوامع هم مي شود ! و شايد جامعه مورد را بشود مذهبي تعريف كرد.
دوم : نكته اي كه در اينجا جاي طرح داره اينه كه در اكثر نخبگان و نوابغ از شخصيت هاي چند وجهي برخوردار بوده اند كه اين را نبايد با دوگانگي شخيصت يكي دانست
سوم : شايد براي همه ما پيش بيايد كه به منظور پرهيز از برخورد يا دلايل مشابه بخشي از شخصيت خود را براي همه آشكار نكنيم به نظر من اين از آن موارديست كه بايد فيلد هاي پروفايل را خالي گذاشت ...
    پست الکترونیک   وب سایت
 
شبلـــــی  
منظورم به طور کلی تمام جوامعی بود که در آنها(به هر علتی) امکان ارتباط آزاد و همه جانبه دو جنس وجود نداره. عامل ایجاد این محدودیت در بحث (شیرین!) حاضر چندان تعیین کننده نیست. مهم نتیجه، عواقب و تآثیر نهائی چنین محدودیتیه که در رفتار انسان متجلی میشه و مورد بحث ما بوده.
نخبگان و نوابغ وضعشون از بنده و جنابعالی خرابتره! خدارو شکر که نخبه نیستیم!
نکته سومی که بهش اشاره کردی در واقع نوعی رهنمود یا برخورد اخلاقی با قضیه است که انسانی به نام«مسعود» ارائه میده. فرد مورد نظر درواقع یک «کلیت» به حساب میاد که شیوه برخوردش با مسائل با اتکا به تمام تجارب قبلی، آگاهیها، تعلیم و تربیت و... انجام میشه. هر فرد دیگری رو هم که درنظر بگیری یک «کلیت» به حساب میاد که به دلیل تفاوت در زمینه هایی که اسم بردم، نحوه برخوردش با مسئله میتونه با مسعود متفاوت باشه. شیوه رفتار آدمها رو هم یک «مجموعه عوامل» تعیین میکنه. بنابر این نمیشه مطمئن بود که حتا با یادگیری، وقتی که فرد در موقعیت خاصی مثلن پر کردن گزینه های یک پروفایل قرار میگیره دقیقن همونطور که انتظار میره رفتار کنه.
لازم شد برم به یکی از این سایتها عضو بشم تا رفتار خودمو به عینه بررسی کنم!
    پست الکترونیک   وب سایت
 
هستی  
آقا مسعود این اصطلاح عرضه و تقاضا! خیلی اقتصادیه و بنظرم برای اینجور مسائل زیادی کاسبکارانه است شاید همان طالب و مطلوب لطیفتر باشه !
      وب سایت
 
مسعود  
اصطلاح جديدي ياد گرفتم كه گمانم در هرمنوتيك و اين جور چيزا استفاده بشه ...!
‹وضع الفاظ براي ارواح معاني›
توضيح هم نمي خواد .
    پست الکترونیک   وب سایت
 
هستی  
ممنون که توضیح ندادین ! همون ارواح معانی که گفتین خیلی لفظ قشنگیه ...
      وب سایت
 
من  
اومدم اینجا نظر بذارم ولی برای اون پستا گذاشتم .کوپونم تموم شد .بعدم می یام
      وب سایت
 
سینا  
از این پست ها دعوایی خوشم میاد مطلب به حق و جالبی بود
    پست الکترونیک   وب سایت
 
اممير  
مگه تو چقدر وقت داري؟با هيچ معادله اي جور در نمياد.
      وب سایت
 

نوعي نگاه

ارتباطات سیال

مسعود اردكاني

ارتباطات سیال 

چند روز پیش  از طرف یکی از دوستان به یکی دیگر از همین سایتهای شبکه ای دعوت شدم ! چیزی شبیه مرحوم اورکات یا قزاق یا ... روی لینک کلیک کردم ، و عضو شدم ...
به نظر شما اولین کاری که آدم بعد از عضویت باید انجام بده چیه ؟ اگر خیلی به درست یا غلط بودنش گیر ندین براتون می گم که اول سریع دنبال لینکی به اسم Search  یا Find  یا چیزی مشابهی می گردین وسپس سراغ گزینه S E X یا  Gender  می رید و با توجه به جنسیت خودتون جنس مخالف رو انتخاب می کنین ، بذارین بقیه فیلد ها مثل سن و اسم و ... خالی بمونن آخه ممکنه به دلیل محدود شدن دامنه جستجو موردی رو از دست بدین ! راستی برای پر کردن پروفایل خودتون توجه داشته باشید که اگه مثل من اضافه وزن دارین در فیلد Body Style  یا هرچی که همین معنی رو داره گزینه AVERAGE رو انتخاب کنین (گاهی آدم باید باخودش مهربون باشه ) به هر حال یه عکس خوشگل از خودتون و اگه ندارین از بازیگران هالیوود کار رو تکمیل می کنه !
حوصله تون سر رفت ؟ می دونم که همه اینها رو بهتر از من بلد بودین وفقط خواستم جلوی جانماز آب کشیدن گرفته بشه ...
اما مقصود از همه این چرندیات بیان فکریه که از روز دعوت شدن مخم رو به کار گرفته اون فکر چیزی نیست جز چرایی اتفاقات بالا ! من سعی می کنم در ادامه از زاویه های مختلف که به نظرم می رسه به موضوع نگاه کنم و شدیدا" دوست دارم که نظرات شما رو هم بدونم ، مخصوصا دوستانی که در زمینه ارتباطات یا روانشناسی دست اندرکارند .
نگاه من :
من عضو می شم تا بتونم چند تا دختر خوشگل ومامانی رو که عکسای س.ک.س.ی توی پروفایلشون گذاشتن رو دید بزنم ، مخصوصا اگه همشهری گیر بیارم که دیگه نورعلی نوره ؛ اونوقت مخشو کار می گیرم ببینم می تونم یه قرار باهاش ردیف کنم ؟
 چرا ؟ همینجوری !
چرا ؟ خوب دیگه ! نه اینکه فکر کنی تو کف موندم ها اما آدم تو سن وسال ما باید یکی داشته باشه ... یکی بتونه...
چرا ؟ خوب چراکه نه ، اینم یه جورشه دیگه به جای اینکه تو خیابون دور بزنم همین جا طرف می سازم ، که یه سره بیارمش خونه !
این یک دسته از دلایل بود که شاید ریشه در محدودیت های نادرست یا کمبودهای عاطفی یا احساس درک نشدن از طرف اطرافیان یا هرزگی جنسی یا ... داشته باشه ! اما می خوام توجه تون رو به نکته ای جلب کنم که شاید برای من جالبه : چرا من پروفایلم رو با دورغ پر می کنم ؟ به عبارت دیگه چرا پشت آدمی که نیستم قایم میشه ؟ چون خودم رو آدم جالبی نمی دونم ؟ چون برای مورد توجه بودن یه سری چارچوب تعریف شده وجود داره که حتما باید توی اونا بگنجم ؟ چرا  توی چت بلافاصله بعد از Salam  کلمه ASL رو تایپ می کنم ؟ چرا اگه طرف همجنس باشه نمی تونه نیاز منو برآورده کنه ؟ یعنی نیاز من به فرنچ کیس و احتمالا اعمال جنسی محدود می شه ؟ ...
عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو ! حقیقتا همین که من از یک گوشه دنیا دارم با آدمایی حرف می زنم که اونا از روی نوشته هاشون می شناسم نکته کوچیکیه ؟ برای من نه ! اینقدر بدونید که رخ دادن تقریبا 90 درصد روابط اینترنتی من (چه با جنس مذکر و چه مونث) در عالم فیزیکی منتفی بود ! چرا ؟ چون من آدمش نبودم ... (یکی از دلایلش سوتفاهمات جاریست !)...
خیلی حرف زدم اما تمام نشد ، چون دوست دارم باب تکمیل بحث رو نبسته باشم .

توضیحات :
راحت حرف زدم تا راحت باشید ( 21 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3