مجتبي  
راستش زياد نفهميدم
      وب سایت
 
شبلـــــی  
خدا خیرت بده که تو این روز عیدی انقدر از خوندن تفسیرت خندیدم. موندم حیرون که این حرفا رو از کجا آوردی!
حالا دیگه «بیصبرانه» منتظر تفسیر بعدی هستم.

مولا نگهدارت
    پست الکترونیک   وب سایت
 
بادبادک  
اول که سلام
بعدشم یک سوال که مرجع این جایی که این تفاسیر رو نوشتی کجاست؟
باید بگم که استاد ادبیات دوره پیش دانشگاهی ما که این شعر هم در اول کتاب ادبیات پیش دانشگاهی اومده دکترای ادبیات و استاد دانشگاه بود
و اصلا نی این معنی رو نمی ده
این یک
دوما به دلییل تفسیر غلط از آخر موندی که چرا ثروتمندها این کار رو می کند
      وب سایت
 
بادبادک  
بیت اول شعر که میگه :
بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند

در واقع منظور ساقه نیشکر است
و من می تونم تک تک ابیات رو کلا برات تفسیر کنم ولی پول تلفن زیاد میاد

در مورد این بیت :
بعد از پیموندن راههایی که نی می گذره در این بیت می شه یک انسانی که درجات عرفان رو طی کرده و بیشتر شبیه عشق به خدا می شه
و برای همینه که اون فقط می تونه حریف همه بشه
و منظور از پرده راز شدن رازهای هستی که کسی که به اون مراتب برسه می تونه بفهمه

اگه کتاب ادبیاتم رو پیدا کردم کامل تفسیر این شعر که از شعرهای مورد علاقه من هست رو میام می گم

فعلا ب خوش
      وب سایت
 
من  
نه بابا ایول
ترشی نخوری یه چیزی میشی
استاد شما در کدامین دانشگاه تدریس میفرمایید ؟بنده چنان مشتاق کارهای شما گشته ام که شدیدا علاقه مند م چند صباحی شاگردیتان را بکنم تا که شاید از هنر شما مگر به زور هم که شده چیز در وجودمان رخنه کند .
.
      وب سایت
 
من  
نه بابا ترشی نخورین یه چیزی میشینا
نه به اون روزا که هر چی مییومدیم خبری نبود نه به حالا که یکی دو روزه سر نزدما میبینم چه شلوغی راه انداختید
یک پیشنهاد :
نوبتی متن بزنید .اینوطوری یه هفته پشت سر هم متن جدید نمیزنید ویه همفته بی مطلب روزگار سپری کنید .نفهمیدم چی گفتم فعلا
      وب سایت
 
مسعود  
هرچند دیر اما سلام !
در باب تفسیر دوست وبرادر گرامیم جعفرخان به فرنگ نرفته، باید گفت که با وجود تتبع وممارستی از ایشان در ادبیات سراغ دارم از خواندن این تفسیر سخت متعجب شدم !
در همین راستا تفسیر خود را از بیت مذکور می نویسم :
1 - حریف در این بیت دقیقا به معنای رقیب و طرف مبارزه آمده است .
2 - در باب پرده های مادرید حق با جناب جعفر است .
اما بعد , به زعم بنده وسایر دانشمندان هدف شاعر از این بیت یک تذکر مهم به اهالی عشقبازی بوده است ، در واقع شاعر می خواهد سرانجام مثلث های عشقی را به نقد بکشد و با این نگاه به زبان امروزین بگوید که : « وقتی یکی از طرفین دعوا در مثلثات عشقی کم میآورد و از یار می برد (به ضم باء) نباید پنداشت که بواسطه مایه دار بودن حریف کم آورده » و این خود زینهاریست برای کسانی که ضعف اقتصادی را بهانه جدایی از یار می دانند لذا مولانا جلال الدین این خیال باطل را نفی کرده و به گونه ای اشاره به سست عنصر بود فرد از یار بریده دارد ... وقس علیهذا
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
به بادبادک :
علیکم السلام ، ببخشید من هنوز تو شک موندم که شما اون جملات رو جدی نوشتین ! ؟ یا خواستین در راستای ماهیتابه ما جمله ای نوشته باشید ؟
اگر به گوشه بالای هر متن (کنار عنوان) نگاه کنید تا اندازه ای مظمون آن نوشته دستگیرتان می شود ... این مطلب در دسته بندی ماهیتابه ها قرار دارد یعنی تف دادنی می باشد ...
گمانم به اندازه کافی تف داده باشم
    پست الکترونیک   وب سایت
 
شبلـــــی  
من فکر میکنم که احتمالن دوستمون «بادبادک» اولن زیاد به سبک نوشتن جعفر آشنا نیست و ثانین مثل خودم از مریدان مولاناست. دقیقن از رشته تحصیلی یا میزان آگاهی جعفر از ادبیات مطلع نیستم ولی با استناد به مطالبی که ازش خوندم تصور نمیکنم در دریافت معنی واقعی بیت مشکلی داشته باشه! مورد دیگه ای که به نظرم میرسه اینه که بزرگانی مثل مولانا همیشه در قالب های مشخص و از پیش تعیین شده قضاوت و تجلیل شدن و میشن. در نتیجه ذهن خواننده ای که به نوعی مرید این بزرگان هم باشه انعطاف خیلی کمتری نسبت به نوع دیگری از نگرش در مورد آثارشون داره و در بسیاری موارد هیچگونه شوخی و طنزی رو برنمیتابه. درواقع چنین ذهنیتی شوخی با آثار چهره های ماندگار ادبیات رو گناه کبیره به حساب میاره! اینجا که من روزگار میگذرونم به واسطه اعتقاد و احترام به حق «آزادی بیان» روزی نیست که طنز یا کاریکاتوری درباره چهره های شناخته شده و حتی کارگزاران درجه اول سیاسی مملکت در نشریات چاپ نشه، بدون اینکه احترام عمیق توده مردم نسبت به این چهره ها خدشه دار بشه.
در مجموع متآسف شدم که به رغم ظاهر آشکار مطلب، تفسیر جدی تلقی شده.
یک بار دیگه توانمندی و نگاه ظریف و متفاوت جعفر رو نسبت به مقوله «طنز» تبریک میگم.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
بادبادک  
اومدیم یکم جو گیر شدیم
از این دخترای لوس نیستم ناراحت بشم
حرف حق حقه دیگه
بابا من سوتی دارم
      وب سایت
 
بادبادک  
یک سوتی از اون n متری
راحت شدید؟
      وب سایت
 
بادبادک  
حقیقتش پیرو همون قضیه پول تلفن اینا متن رو Scanکردم . وقت نشد کامل load بشه که مفهوم برسه
شرمنده
      وب سایت
 
بادبادک  
انصافا کم هم نذاشتین و محکمه تشکلی دادین


      وب سایت
 
مسعود  
به بادبادك :
از اعتراف صادقانه شما مي شود به لوس نبودن پي برد ! و البته لوس هم بوديد قدمتان و قلمتان محترم بود ...
براي اينكه داستان سوتي دادن هم چندان گران نيايد كامنت بعدي را بخوانيد >>
    پست الکترونیک   وب سایت
 
مسعود  
به شبلي :
مسعود كه عيب مي گرفتي همه عمر
ديدي كه چگونه عيب مسعود گرفت ؟!!
حقيقت اين است كه سه شنبه شب به وقت ايران سري به ايميلم زدم و به اين متن برخوردم :‹(كمي تعارفات مخذوف)... واژه "مضمون" سهوا" با "ظ" تایپ شده. دلم نیامد نگويم› .
از تذكرتان ممنون . اما به جاي تصحيح و ماست مالي قضيه خواستم كمي تمرين اخلاق كنم ، و لذا توجه همگان را به سوتي خود در املا كلمه مضمون جلب كرده و اعتراف مي كنم سوادم نم كشيده !
پيريست و هزار عيب و علت ...
اما بعد در مورد نكاتي كه در موردشوخي با برزگان گفته بوديد بايد بگويم : من هم (از طرف جعفر حرف نمي زنم) تا اندازه زيادي دل در گرو همان مفاخر ادب وهنر و علي الخصوص مولانا دارم ... با ابن حال بايد گفت يكي از تفريحات دوران دانشكده با جعفر (غير از غيبت و مسخرگي ) همين تحريف و تاويل هايي ست كه مي خوانيد البته بدون اطلاع از قواعد غرب در باب مفاخرش !
و جالب تر ابن كه اين ها قسمت پاستوريزه و قابل نشر داستان است ...
و بيتي از او در همين باب :
سخت گيري و تعصب خامي است
نا جنيني كار خون آشامي است .
    پست الکترونیک   وب سایت
 
سیروس  
خوشحال میشم اگه نقد کنید ولی حتما خبرم کنید که برای پستهای خارج از صفحه چیزی نوشتید
      وب سایت
 
آتنا  
با سلام و درود بر شما دوست گرامي

زندگي مثل بازي شطرنج مي مونه
اگه بلد نباشي همه مي خواهند يادت بدهند
واگر بلد باشي همه مي خواهند شكستت بدهند
Kiss u
      وب سایت
 
.·´¯`·«( SORENA )»·´¯`·.  
و عليكم حضور جعفر خان:D
خداييش خسته نشدي اينقدر من باب وهيد و وحيد توضيح دادي؟ اصلا من ميدونم و اين پسره:D
خوفي؟
بلاخره لينكيدمتون. راضي شدي؟
جعفر: بلهههههههههههههههههههه به يه صداي خيلي نازك :))(‌شرمنده)
      وب سایت
 
شبلـــــی  
شیوه برخورد بادبادک و مسعود با «قضیه!» ستودنی است. امیدوارم دوستان خوبی برای هم باشید.
    پست الکترونیک   وب سایت
 
معشوق  
سراسر شور احساس است مجنون

به دنبال گل یاس است مجنون

مپنداری دلش دنبال لیلاست

نگاهش سوی عباس است مجنون

"مجنون رخ لیلا, کو شهره ی آفاق است
از یاس چه می فهمد, معبود دل یار است
کو دیده ببست عمری , از بازی لیلاها
مجنون نتوان بودن, قربانی عباس است! "
      وب سایت
 
samira  
سلام آقا مجتبی
ممنون که به ماه بانو سر زدید ونظرتون رو برام نوشتید
خیلی جالب بود
باز هم به من سر بزن
موفق باشی
      وب سایت
 
شبلـــــی  
جهت صله ارحام خدمت رسیدم، تشریف نداشتی!
    پست الکترونیک   وب سایت
 

ماهیتابه

سلسله مقالات در توجیه و تفسیر متون و اشعار کهن ادب

جعفر بهروان

سلسله مقالات در توجیه و تفسیر متون و اشعار کهن ادب 

در ادامه "سلسله مقالات در توجیه و تفسیر اشعار و متون کهن ادبیات پارسی "به نقش(( اشیا)) در ادبیات می پردازیم.مولانا در" نی نامه "اینچنین می فرماید:

نی حریف هرکه از یاری برید
 پرده هایش پرده های ما درید

در آن ایام در اندلس قریه ای بوده به نام "مادرید" که مردم آن سامان تبحر فوق العاده ای در بافتن پرده های نفیس و فاخر داشته اند. به طوری که پرده های مادریدی همچون مشک ختن و نافه چین و خربزه مشهدی .شهرتی عالمگیر یافته بود. وهمچنین در اسناد ودست نوشته ها آمده که فردی به نام "آلخاندرو آمنابار د آدرز" یکی از چیره دست ترین بافنده گان پرده درمادرید بوده که آخرین اثرش به نام"ال کلاسیکو"هرساله در موزه "سانتیاگو برنابئو " به نمایش عمومی درمی آید.
به دلیل بالا بودن نرخ پرده های مذکور در خود اندلس و بالطبع در دیگر بلاد معمولاً این پرده ها در خانه اشراف زاده گان و متمولین یافت می شده و زینت بخش دیوارها و پنجره های آنان بوده است.وبه همین دلیل اگر می گفتند فلانی پرده های خانه اش از پرده های بافت مادرید است کنایه ای بوده از متمول بودن آن شخص.
فعل" نی" _نون مسکون_که در اول بیت آمده مخفف محاوره ای فعل"نیست" می باشد. از یار بریدن درآن زمان معادل با معنای طلاق و جدایی در این زمان می باشد(نگارنده بعید می داند "به هم زدن" های دوستانه!!! مورد نظر بوده باشد.) .کلمه ی حریف در اینجا برخلاف معنای امروزینش به مفهوم همنشین آورده شده است.
بااین توضیحات به تفسیر بیت فوق الذکر می پردازیم:((متمولین و ثروتمندان همنشین کسانی که از یکدیگر جداشده اند(طلاق داده ویا گرفته اند!)نیستند.))معنای تحت اللفظی و عامیانه امروزین آن می شود ((مایه دارا با طلاق گرفته ها نمی پرن!!!)) .
بنده نیز هنوزبه رازو رمزآوردن این بیت و این تذکر در وسط نی نامه توسط مولانا واقف نگردیده ام. دلیل اینکه چرا متمولین چنین رفتاری را با اهالی متارکه در پیش گرفته بودندو خود را تافته جدابافته می دانستندنیز بر بنده نامکشوف است.همچنین نمی دانم که این بیت در نکوهش متارکه آمده ویا در مدح متمولین !؟!در اینجا همنشینی ثروتمندان با "اهل جدایی" نفی گردیده ولی سخنی از اثبات این همنشینی مابین مساکین وجدائیون به میان نیامده! به هر تقدیر همانگونه که مشاهده می کنید ممارست بنده در راه توجیه وتفسیر ادبیات کهن غباررا از برابر دیدگان شمایان بزدوده وروزنه های جدیدی را می گشاید از برای تفکر! 
 

توضیحات :
حاشیه مسعود بر تفسیر جعفر را در کامنت ها بخوانید ...
نظرات  شما ( 22 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3