![]() خبر آمد خبري در راه است ! |
اين كه دارم مي نويسم زياد هم به حال خوش و وقت اضافه ربطي نداره ، ننوشتن در اين چند وقت هم خيلي به بي مطلب بودن و كم آوردن و اين قسم بهانه ها ربط نداشت . چرا كه همين الان دو تا مطلب تايپ شده از جعفر ، يكي دوتا از مجتبي و تا دلتون بخواد از خودم دارم ... اصلا حسن (به ضم "حا" بخوانيد ) كار كردن با جمعي كه همه اهل نوشتن هستن همينه . از اينها كه بگذريم دلم مي خواد به دوستاني مثل الف ميم ، من ، هستي ، شبلي ، سينا و همه چراگاهيها بگم كه ‹ همراهي ، توجه و بردباريتان را سپاس › و اينكه يكي از علل مبدئه ي اين نوشته شما بوديد !!! (در رابطه با علل مبدئه و مبقيه در جلسات بعد بحث مي كنيم .) جان همه روز از لگدكوب خيال نمي دونم توي كي اما اين دوبيت مولوي رو ( كه خيلي هم دوستشون دارم ) چند بار ديگه توي چراگاه نوشتم ! بر سر آنم كه گر ز دست برآيد خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود و گر فراق بنده از بد بندگيست
و نثري هم از تذكره ي حلاج : نقل است كه روزي شبلي را گفت :‹يا بابكر ! دست برنه كه ما قصد كاري عظيم كرديم ، چنان كه خود را كشتن در پيش داريم › ( قابل توجه بعضيا ! ) |
| توضیحات : |
نوعي نگاه نوشته شده در : چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵ ساعت : ۰۸:۳۷:۲۲ |
|
![]() |
![]() |
|