امروز روز يکسالگي چراگاه ِ . اگه دنبال علت نوشتن اين مطلب مي گردين همون جمله اول کل حرف رو زده ! و از اينجا به بعد چرت و پرت هايي که حول همون محور براي خالي نبودن عريضه نوشتيم . ( تف داديم ! ) راه و رسم اين دنيا ( دنياي وبلاگ ) اينه که معمولا" هر وبلاگي تولد خودش رو به خودش تبريک ميگه تا شايد ديگران هم ... . ما هم به تابعيت همين رسم عمل کرديم ، توي اين يکسال خيلي کارا کرديم و خيلي کارا هم نکرديم ، مثلا چه کاري نکرديم ؟؟ مثلا اگه کل سابقه اين 40 تا مطلب رو بگردين يه مطلب سياسي پيدا نمي کنين ! البته همه آدماي اينجا موضع خودشون رو دارن ، اما از اينکه به تبع جريان هاي مرسوم جامعه که همه رو سياستمدار کرده ما هم جو گير بشيم و ... توي چراگاه خبري نيست . هرچند اين راه و رسم شايد خيلي از ويزيتور هاي بالقوه ما رو پرونده ( پرانده ) باشه اما به هر حال ما کاري رو مي کنيم که ارزشش رو داشته باشه ! و الا کيه که نتونه چهار تا فحش به رجال سياسي امروز و ديروز اين مملکت بده ؟ بگذريم ، اما اگه با انصاف باشيم بايد از خيلي ها هم تشکر کنيم مثلا آرش عليزاده عزيز که اولين کسي بود که ما رو لينک کرد يا قبل از آرش ، خانم « عاقلانه! » بود که چراگاه رو خوند و با حوصله ( چيزي که اين روزا هيچ کس نداره ! ) ما رو راهنمايي کرد ( اگرچه هنوز لينکمون نکرده ) . اولين مطلب چراگاه " روبان قرمز " بود که پارسال توي همين روز منتشر شد ، اولين نويسنده چراگاه - کسي که حرف دلش را نگفت - من بودم ! اما توي اين يکسال دوستايي پيدا کرديم که اگرچه نديدمشون اما با يک زبون ديگه با همه شون ارتباط دارم ، پس زبان همدلي خود ديگر است ، همدلي از همزباني خوش تر است ! اما چيزي که جزء اهداف اوليه چراگاه بوده اما هنوز چندان محقق نشده همون « چرا » ست ، همين که يک جايي براي گير دادن يا نقد مطلب باز باشه و هر کسي نظر و موضع خودش رو بگه ... اگر چه اين فضاي باز هست اما به اقتضاي شرايط وبلاگ هنوز به اون ديالوگ مطلوب نرسيديم . نمي دونم اين جندمين باري هست که به ما سر مي زنين ، اما اگر اولين باره يا حتي آخرين بار از همراهي شما ممنونم ، همين . |