|
و به نام ... سال دارد تمام مي شود و ما نيز . آن هم پاي آ هنگهاي كيتاروDance of sarasvati) ) ... يك روز رفتيم دنبال خوشه پر گندم توي جنگل و پي درخت بلند توي گندم زار ، اگر كسي فهميد عشق دوست داشتني بود يا دوست داشتن عشق ، بگويد كه صدا به صدا نمي رسد . خوشحال ميشويم بدانيم عاقبت جسارت كفر چگونه است يا شايد هم حماقت Ido not know) ) ...قبله مان به دلمان بند بود و وقتي بند از بندش باز شد آوار قبله بر سجده نشست ...بين رد انگشتهاي دستهاي سنگين مردم ، روي صورتمان دنبال بوسه خدا گشتيم و كك به تنبان اعتقادمان افتاد و متكا زديم زير بغل و شيخ وار عرب نشستيم و حب انگور و سه تا نقطه ...شايد سالي است كه دستمان گير پوست گردوست و به گردي اش سر گيجه گرفتيم ، حال خدايان كه كم نيستند لطف بفرمايند و بفرمايند ما را چه ميشود ... نوروزتان پيروز باد هزاران باد ديگركه بلد نيستم مثل درختهاي كاج خيابانهاي بيرجند رديف كنم( عجب سلسله جبال كسره اي ) البته اين " باد " به معني" بر باد رود" نيست بلكه يك جور" بادا" ي بدون " الف " از " بادا بادا "، يك جور فعل محرك جهت خروج نيروي منفي – قر - از نواحي كمر، مثل همين رقصهاي قائم jet ور ( جلوي ) چشمم كه ادم هوس ميكند يك تكاني به خودش بدهد كه قاعدتا تكان خوردن خوب است آن هم قبل از اينكه مجبور شوي ؟؟؟؟؟ يعني ديگران تكانت دهند مثل خا نه تكاني كه دهان خانه سرويس مي شود ؟!؟!؟!عيدي يادتان نرود ... |