doste aziz 1 rooz bishtar be payane paeiz namandeh , lotfan joojeh haie khode ra beshomarid !!... salar
راستش هيچوقت فکر نمي کردم به خاطر يه sms ساده شروع کنم به نوشتن اما متن اين يکي بدجوري عرفانيه ! به هر حال الان نوشتنم اومده و مي خوام براتون جوجه بشمارم .
پارسال شب يلدا وقتي رسيدم شرکت يه پيغام رو منشي بود که بعد از 12 بار گوش دادن ، طرف داشت مي گفت : " سلام مسعود جان ! من حسيني ام ، خواستم بگم بچه ها امشب ميآن اينجا ، مهدي ام هست ، دوست داشتي توام بيا ! "
حدود ساعت 11 رسيدم خونه دانشجويي سيد ، چند تا از بچه هام بودن امين ، مهدي ، حميد شکيبا و ... خلاصه ماکاروني دست پخت سيّد ، يه هندونه نيم بند و چار تا مشت تخمه خورديم ساعت 1 زديم بيرون ؛ دم در بودم که گوشي زنگ خورد :
" بفرمايين ... "
[ با ترديد ]" الو ... "
" بفرمايين خانم ... "
" آقا سينا ؟؟ "
" تشريف ندارن خانم !"
[ متعجب و طلبکار]" يعني چي تشريف ندارن ؟؟؟ "
"يعني رفتن سفر گوشي شونم دست منه ! "
[ مثل کسي که دزد گرفته ]" رفتن سفر گوشي شونو نبردن ؟؟ "
[ بي حوصله ] " خارج از کشور رفتن ... اينه که "
[ نا اميد ]" براي هميشه گوشي شون دست شماست "
" نه خير ! عرض کردم چون رفتن سفر گوشي دست منه تا اگه کسي کار واجب داشت ... "
[ انگاري نمي خواس قطع کنه !] " آهان ! حالا کي بر مي گردن ؟"
" احتمالا تا يکي دو هفته ديگه ."
" خيلي ممنون ، کاري ندارين ؟"
" نه... خواهش مي کنم ، خدا حافظ"
و اما جوجه ها سينا پارسال اين موقع هند بود ( براي کار وتفريح ) امسال مالزيه ! ( براي تحصيل ) ، امين پارسال مجرد بود - يه آس وپاس مثل من - امسال متاهل شده ! ( هنوز شيرينی هم نداده ) مهدي پارسال متاهل بود اما 24 ساعت از خانمش فاصله داشت اما امسال کنارهمن ، سيد پارسال مهموني بچه مثبتي ميداد اما امسال داره به کوب مي خونه واسه فوق ، جعفر پارسال آخرين يلداي خدمتش بود امسال ... ، مجتبي پارسال خیلی بهتر بود !!
بیژن رو سر شب دیدم گفتم "به به بیژن شب یلدا ..."
با اون لحن جدیش گفت " برای من و تو چه فرقی می کنه ؟؟ "
گفتم " آخه چرا ؟ پس ما چی بیژن ؟"
گفت "حرفشو نزن هر وقت موقعش بشه خودش میآد"
من پارسال این موقع یه مهندس با شخصیت بودم توی دفتر کارم ... امسال یه سرباز ِ [حذف به علت عدم انطباق با موازین ] جدیدم ، بیکار و بیعار و ... .
نمی تونم همه جوجه هام رو بشمرم ( هیچ کس نمی تونه) اما مسئله اینجاست که من تخم گذار نیستم بنابراین مجبورم جوجه بزام ( زایمان کنم ) ! واین کارو سخت میکنه ! ... خوش به حال مرغ چون شکل آیرودینامیک تخمش بهش کمک زیادی می کنه اما من ...؟
آخرین جوجه ای که زاییدم همین سربازیه ؛ جوجه اردک زشت ! |