تا اون اسم بالای دفتر نخواد از خودکار و دستاش هم کاری بر نمیاد.
کاغذ سفید
مجتبی جعفري
يک برگ کاغذ سفيد تمام قد زل زده به آدم ِ روي صندلي و فقط يه خودکار و دو تا دستاش مي تونند کمکش کنن ! روي يک صندلي نشسته و مشت زدن روي صندلي هم کاري پيش نخواهد برد .
چشـمـاش بسته مي شوند . صداي پايش تصوير تل کاغذ هاي سفيد را پر مي کند ؛
کات مي زند ،
چشما ش باز هستند ، يک کاغذ سفيد ديگر هم مي رود روي تل کاغذ هاي سفيد فقط با يک اسم بالاي آن گوشه دفتر خدا .
تا امتحان بعد .