![]() بازسازی |
شیش هفت ماه پیش موقع راه انداختن چراگاه با خودم فکر میکردم که ... بگذریم ! اون موقع تصورات غلطی از دنیا وبلاگ داشتم که با توجه به شرایطی که بعد ها برام پیش اومد نتیجه جالبی در پی نداشت .
اما اگه کار به جاي دنياي واقعي توي دنياي الکترونيکي باشه مثلا يه چيزي شبيه وبلاگ احتمالا فرستادن اولين مطلب ( POST ) مترادف با بريدن روبان و زدن کلنگ و ... ست ؛ حالا من مي خوام روبان رو ببرم ! راستش نه من نه بچه هاي ديگه وبلاگ خون و وبلاگ نويس حرفه اي نيستيم ، البته توي دنياي غير الکترونيکي دست به قلم داريم ؛ وقتي ديدم چار نفر آدم که حرفي براي گفتن دارن ، دارم . روي اينترنت هم مجال براي گفتن اون حرفا به شونزده نفر از جنس خودمون هست ، به سرم زد وبلاگ راه بندازم ؛ البته دو سه تا وبلاگ قابل طرح و درست حسابي که توي اين دو سه ماه اخير ديدم عزمم رو جزم کرد . و البته چيزي که از روز اول توي ذهنم بوده طرح و نقد و بحث برخي از چراهاي توي ذهن من و شماست ، به همين خاطر به اينجا مي گن چراگاه . چراهاي شخصي واجتماعي ، با منطق يا بي منطق ، لازم نيست دنبال علامت سوال بگردين چون توي هر مطلبي يه چراي کلي وجود داره . خلاصه " چراگاه عرصه ايست براي ذهن هاي به چرا رفته و چراهاي به ذهن آمده " . اگر حرف و حديثي راجع به ظاهر وباطن چراگاه دارين سراپا گوشيم . |
| توضیحات : |
خارج از دستور نوشته شده در : شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۴ ساعت : ۰۷:۵۸:۳۶ |
|
![]() |
![]() |
|