![]() استعفاء نامه |
گرماي خورشيد به زور از لابه لاي پرده هاي عمود به زمين که پنجره را راه راه کرده بودند ، آمده بود توي اتاقي که سردي را ياد آدم مي اندازد و نورش از حلقه نقره اي که گوشي را نگه داشته بود به در و ديوار مي خورد . |
| توضیحات : |
داستان نوشته شده در : شنبه ۰۷ خرداد ۱۳۸۴ ساعت : ۰۷:۵۷:۲۳ |
|
![]() |
![]() |
|