![]() چرا چراگاه ؟ |
متن زير پاسخ هاي مستقل نويسندگان چراگاه به اين سوال است كه «چرا چراگاه ؟» ، به مناسبت سومين سالروز تاسيس چراگاه ! |
| توضیحات :(1) آينه هاي ناگهان / قيصر امين پور |
نوعي نگاه نوشته شده در : جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت : ۰۷:۳۲:۴۶ |
![]() یکشنبه های تکراری |
"من می دونم این کاری که کردم گناه بزرگیه... ولی به عفو وگذشت خدا اطمینان دارم !...من چندوقت پیش ازحساب شرکت مبلغ زیادی رو برداشتم بدون اینکه به رئیسم بگم ! حساب و کتابا جوری نیس که متوجه بشه ! راستش اول قصد داشتم که اون پولو برگردونم ولی حالا می بینم پس دادن اون پول کار ساده ای نیست و شاید تا اخر عمر نتونم برگردونمش!واسه ی همین می خوام این پولو برنگردونم !... " |
| توضیحات : |
نوعي نگاه نوشته شده در : جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت : ۲۳:۵۵:۱۰ |
![]() الف ميم |
«مسعود جان سلام. جعفر خان سلام...آدرس سایت تان را دادم به دخترخاله ام. به شیرین. گفتم این سایت خوبی است و بر و بچه هایش اهل دل و ذوق اند. اما دخترخاله ام با من لج کرده. با من خوب نیست. ازم بدش می آید. روز دوم رفته بودیم خانه شان عید دیدنی. محل سگ به م نگذاشت. رفت نشست پای تلویزیون و با گوشی اش بازی می کرد. اس.ام.اس های من را هم جواب نداد. توی یکی از همان اس.ام.اس ها آدرس سایت شما را دادم به ش گفتم برو داستان های عاشقانه ی مجتبا را بخوان...برو آن قصه ی جعفر را که من قرار است از روش فیلم بسازم بخوان. برو ببین دل چه جوری است که عاشق مرده هم می شود. قضیه ی شوخی و زن استوندن من را هم آن وسط ها انداختم. |
| توضیحات : |
ديوار نوشته نوشته شده در : شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت : ۲۲:۴۶:۱۶ |
![]() انگيزش |
- آقا «بيگانه ي كامو» دارين ؟ |
| توضیحات :1 - در طي دو هفته گذشته به علت تركيدگي يك عدد آي سي از دسترسي به اينترنت محروم بودم ، در اينجا جا دارد از تمامي كساني كه با نصب پرده و پلاكارد و درج آگاهي در جرايد موجبات تسلي خاطر را فراهم آوردند تشكر كنم ! 2 - در حال حاضر هم از يك دستگاه مانيتور عاريتي براي رفع خماري بهرمندم... لذا براي شفاي عاجل مانيتورم ملتمس دعا هستم ... 3 - روز فردوسي ، همشهري اديب و فرهيخته مان را به شما تبريك مي گوييم . |
خارج از دستور نوشته شده در : سه شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت : ۲۳:۰۸:۴۳ |
![]() بنت الهدی صدر |
نفس هاي بهار مي سوزاند چشمان آسمان را و ستارگان مي گريند اين روزها ... |
| توضیحات : ایشون یه نوا رو هم برای یادگاریشون انتخاب کردن که می تونین بشنوین! |
ديوار نوشته نوشته شده در : جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت : ۰۱:۱۷:۲۹ |
![]() میثم محمدی |
...ميپرسم :« واقعا دوستم داريد؟» |
| توضیحات : علیرغم اطلاع رسانی به موقع!!! متاسفانه! آقا میثم عکس و جمله ی نظرخواهی واسه ما نفرستادن!این عکس و جمله به نیابت از طرف ایشون انتخاب شد! |
ديوار نوشته نوشته شده در : پنج شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت : ۰۲:۰۱:۱۷ |
![]() سه تا نقطه |
باز باران با ترانه |
| توضیحات : |
ماهیتابه نوشته شده در : یکشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت : ۰۰:۰۶:۱۸ |
![]() روایت سره |
پيرمردادامه داد:"...آره!...همه ي اون چيزي و كه مردم مي گن و شنيدن من از پنجره ي اتاقم ديدم!... ولي از يه جاييش حكايت جورديگه ست ...خدائيش تو باورت مي شه كه چندتا جك و جونور تونستن اونو از اتاق بيارنش بيرون؟!!...اون موقع كه اون دوتادختر داشتن سعي مي كردن به زور پاشونو بچپونن تو كفش! من بودم که نرده بون گذاشتم پاي پنجره ي اتاقش !پايه نرده بون ومن!... با همين دستام گرفتم تابياد پائين!...ازم پرسيد :چرا هميشه از پنجره فقط نيگاش مي كردم !...گفتم برو ...الان يه شهر منتظر ديدن توئن وقت اين حرفانيس!.."آهي كشيدو ادامه داد:"...خودمم نفهمیدم چه مرگم بود !اون شبی که فرشته هه کمکش می کرد وقتی سوار کالسکه شد و رفت فرشته ازم پرسید :تو آرزویی نداری؟گفتم چرا ! می خوام اون نرسه به مهمونی !خندیدو گفت : هیچوقت نمی فهمی چی باهاس بخوای!راست می گفت !هنوزم نفهمیدم چه مرگمه !هنوزم آرزوهام کوچیکن! و چه می دونم!... غلطن...اصلش اگه نفهمی چی می خوای باختی اگه نفهمی چته کلات پس ِ معرکه ست !...توبگو! می گن تو قبل ِ اون یارو شازده هه رسیدی بالای سر زیبای خفته ...!تو چه مرگت بودکه قبل اون نبوسیدیش؟!؟" |
| توضیحات : |
نوعي نگاه نوشته شده در : سه شنبه ۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت : ۲۲:۱۰:۳۹ |
![]() تقدير |
دچار
|
| توضیحات :لازم به توضيح مي باشد كه تصوير اين متن هم كار خود تقدير است ! يعني ايشون دست به قلم مو دارند... و اين تصوير براي اولين بار منتشر مي شه ! براي ديدن نقاشي در ابعاد برزگتر اينجا كليك كنيد . |
ديوار نوشته نوشته شده در : یکشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت : ۰۲:۰۳:۱۱ |
|
![]() |
![]() |
|