نوعي نگاه

دري كه بسته نيست ...

مسعود اردكاني

دري كه بسته نيست ... 

سحر گه رهروي در سرزميني
همي گفت اين حكايت با قريني
كه اي صوفي شراب آن گه شود صاف
كه در شيشه بر آرد اربعيني
نمي بينم نشاط عيش در كس
نه درمان دلي نه درد ديني
نه حافظ را حضور درس خلوت
نه دانشمند را علم اليقيني ...
«يكي از نشانه هاي نويسنده ي حرفه اي اين است كه در همه حال توان نوشتن دارد و مي تواند از انعكاس حال دروني اش در حالت نوشته اش جلوگيري كند ...» لطفا جمله ي بالا رو بي دليل و برهان و منطق و استدلال قبول كنيد ! چرا ؟ به خاطر من ! نه ! چون زياد ازش استفاده نمي كنم ، پس دليلي براي درگير شدن باهاش نمي بينم ... چيزي كه مراد از نوشتن اين جمله س اينه كه بگم طبق تعريف بالا مي شه گفت تا اندازه زيادي حرفه اي شدم ! شما كه چيزي حس نمي كنيد ؟ خوب ، همين خودش دليل خوبيه كه من دارم حرفه اي مي شم ... .
البته بين خودمون بمونه من فكر مي كنم نويسنده ي  صد درصد حرفه اي مطابق با تعريف بالا وجود نداره ! و خيلي مواقع خواننده ي غير حرفه اي قسمتي از بار رو به دوش مي گيره .
چيزايي كه تا اينجا خوندين مربوط به اطنابي ست كه در شيوه ي سنتي انشا نويسي (مقدمه ، متن ، نتيجه گيري) در همه سالهاي نوشتن به من تزريق شده و مانع از گفتن همه حرف توي يك جمله مي شه ! يك جمله ساده و كوتاه و با معني ... يه چيزي مثل اين : «خير الكلام ما قل و دل» (بهترين سخنان ، سخن كوتاه و راهگشاست)
اما متن انشاء ! يك ماهي هست كه چراگاه به روز رساني نشده ! يا بهتر بگم نزديك به «اربعيني»  ... در همه ي اين مدت از لطف خواننده هاي چراگاه بي بهره نبوديم ، قبل از رفتن يك قيدِ «به طور موقت» به عبارت خداحافظي اضافه كردم ، باشد براي روز مبادا ! به هر حال امروز چراگاه دوباره به روز شد و اين مژده رو هم بدم كه شروعي با تمام قوا ، با نيرو و مطالب تازه دركار نيست ! فقط خواستم بگم دري كه بسته نيست رو نمي بندم ! خواستم بگم همونطور كه روي ادامه دادن تعصب ندارم روي ادامه ندادن هم ندارم ! اين نوشته رو بدون هماهنگي و اطلاع بقيه مي نويسم تا راه براي هر كسي كه مايل بود ادامه ش بده باز بمونه ... همين !

ره ميخانه ام بنما ، كه هيچ از خانقه نگشود ( 8 )

رسانه

پسرقارون

جعفر بهروان

پسرقارون 

اول به بهانه ی سالگرد جهان پهلوان تختی . دوم به دلیل اینکه شاید در فروردین ماه آینده رمقی و یا نفسی برای نوشتن نباشه این چند خط رو می نویسم.نه از تختی بلکه از فردین.
چه موافقش باشیم و چه  نباشیم  فردین بخشی از تاریخ  سینمای  ایران ِ . حتی از دید آمار, نمی شه حدود 60 فیلم رو نادیده گرفت.نمی شه فروش بی سابقه ی "گنج قارون " رو فراموش کرد!همینطور که نمی شه فراموش کرد فردین در همین آب و خاک موند و در شرایطی در حسرت "بازی" از جهان رفت که ایرج قادری در تدارک ساخت فیلم سومش بود و "خوروش" ها و "کرم رضایی" ها و "بخشی"ها عنوان اساتیدو پیشکسوت تئاتر و سینما رو یدک می کشیدند و "نادره" مادرجدید سینمای ایران شده بود!هرچنداحتمال داشت که اگر بازی می کرد بت فردین شکسته می شد و الان من هم حسی برای نوشتن این چیزا نداشتم!
با همه ی اینکه از نظر ساختار شباهتهای زیادی به هم دارند ولی به نظر من حساب سینمای فردین از جریان فیلمفارسی جداست!.سینمای فردین حتی اگر ابگوشتی بود اصالت آبگوشتی بودن رو داشت. به نسبت خیلی از فیلمهای دیگه و همچنین مهیا بودن شرایط با حیاتر بود.این سینمای آبگوشتی در شرایطی مردم رو به سینما می کشوند که سالنها رو فیلمهای مصری و هندی و... پرکرده بودن. علیرغم همه ی ضعفهای سینمای فردین که غیر قابل انکاره فکر می کنم حتی منورالفکر ها هم حس دوگانه ای نسبت به این پدیده دارن ,مگر نه اینکه یکی از پرچمداران دگر اندیشی سهم خودش رو از سینمای فردین می خواد!!؟
طبق معمول این هم یک نوشته ی مغشوش و در هم و برهم از کار دراومد درست مثل ذهن نگارنده ش! و کلی حرف نگفته باقی موند که ذهن یاری نمی کنه کنار هم ببافمشون ولی فکر می کنم به حد کفایت دیدگاهم رو نسبت به سینمای فردین نوشتم! این چند خط رو هم از مقدمه ی گفت و گوی رضا کیانیان با محمد علی فردین چاپ شده در ضمیمه ی رایگان شماره ی 149 مجله فیلم بخونین:"...من او را ازسالهای نوجوانی می شناختم اما در میانسالی با او آشنا شدم.در سالهای جوانی با او بد بودم.بعد ها با او خیلی خیلی بد بودم.اما خیلی بعد تر که دیگر به جامعه و مسائل اجتماعی دور و اطرافم جوانانه نگاه نمی کردم از او بدم نمی آمد...و بعد تر که دیدم او از انقلاب فرار نکرد و در حسرت یک" بازی" در ایران پیر می شود,اورا دوست داشتم...و بعد تر که فهمیدم او همه ی بازی های بازیگران را مشتاقانه دنبال می کند و در مورد همه آنها نظراتی دارد ,برایم قابل احترام شد. وامروز جای خالی او حس می شود."

توضیحات :

تصویر مطلب :ورود قهرمانان تیم ملی کشتی ایران از مسابقات 1954 توکیو - در عکس زنده یاد تختی بهمراه مرحوم محمدعلی فردین (نفردوم جهان)در حال پاسخگویی به ابراز احساسات مردم دیده می شوند.

از انصاف به دوره که از فردین بگیم و یادی از ایرج و چنگیز جلیلوند نکنیم.  

نظرات   شما ( 10 )

خارج از دستور

جعفر خارجي

مسعود اردكاني

جعفر خارجي 

28 سال پيش در چنين روزي جعفر بهروان از پايه گذاران گروه «اكبره» و از سردمداران مكتب لي چار گويي و لغز پراني  ديده به جهان گشود ... او از كودكي به دليل هجمه ي جنبش منور الفكري علاقه ي زيادي به خارج (همون غرب) پبدا كرد . به شكلي كه اغلب تاريخ تولد خود را كريسمس (با يك روز پس و پيش) اعلام مي داشت و در همان كودكي نام خود را به نحوي مي نوشت كه اغلب خوانندگان آن را به اشتباه جنيفر  مي خواندند !! مورخان همين دوران را سنگ بناي شكل گيري شخصيت لن تراني گوي و لي چارباف و پشت هم انداز وي دانسته اند كه در نوشته جات او روز به روز پر رنگ تر مي گرديد .
علاقه ي جعفر به خارجي بودن به حدي بود كه در گروه سرود مدرسه هميشه خارج مي خواند ، همچنين در فوتبال سعي بر اخراج شدن داشت ... اين ميل به خروج تا جايي پيش رفت كه جعفر از شهر و ديار خارج شد و در چراگاه اقامت گزيد ... و از آن پس به جعفر خارجي شهرت يافت !
روانش پاك و  راهش پر رهرو باد ...
به همين مناسبت مجلسي در محل دائمي چراگاه منعقد ، متمني ست با حضور خود و صرف كيك و نوشابه در شادي ما شريك باشيد .

توضیحات :عكس اين مطلب روايت تصويري جعفر از خودش است .
بيا شعما رو فوت كن ! ( 14 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3