شعر

معجزه گر

احسان خسرو آبادي

ارزانـی خـدای شـما هـر دو عالـمـش
خورشید و آسمان و بهشت و جهنمش
باید هبـوط را به خدایـت نشـان دهم
باید از آسمـان بـه زمینـم بیـارمـش
ابلیس و سیب و گندم وحوا بهانه بود
می خواست زهر چشم بگیرد از آدمش
می خواست تا بهشت شود آرزویمان
می خواست تا همیشه بسوزیم در غمش

***
با این همه خدای شما معجزه گراست
زیرا هنوز در دل خود دوست دارمش

توضیحات :
نگاه شما ( 9 )

خارج از دستور

روزها گر رفت ... !

مسعود اردكاني

روزها گر رفت ... ! 

امروز روز يکسالگي چراگاه ِ . اگه دنبال علت نوشتن اين مطلب مي گردين همون جمله اول کل حرف رو زده ! و از اينجا به بعد چرت و پرت هايي که حول همون محور براي خالي نبودن عريضه نوشتيم . ( تف داديم ! )
راه و رسم اين دنيا ( دنياي وبلاگ ) اينه که معمولا" هر وبلاگي تولد خودش رو به خودش تبريک ميگه تا شايد ديگران هم ... .  ما هم به تابعيت همين رسم عمل کرديم ، توي اين يکسال خيلي کارا کرديم و خيلي کارا هم نکرديم  ، مثلا چه کاري نکرديم ؟؟ مثلا اگه کل سابقه اين 40 تا مطلب رو بگردين يه مطلب سياسي پيدا نمي کنين ! البته همه آدماي اينجا موضع خودشون رو دارن ، اما از اينکه به تبع جريان هاي مرسوم جامعه که همه رو سياستمدار کرده ما هم جو گير بشيم و ... توي چراگاه خبري نيست . 
هرچند اين راه و رسم شايد خيلي از ويزيتور هاي بالقوه ما رو پرونده ( پرانده ) باشه اما به هر حال ما کاري رو مي کنيم که ارزشش رو داشته باشه ! و الا کيه که نتونه چهار تا فحش به رجال سياسي امروز و ديروز اين مملکت بده ؟
بگذريم ، اما اگه با انصاف باشيم بايد از خيلي ها هم تشکر کنيم مثلا آرش عليزاده عزيز که اولين کسي بود که ما رو لينک کرد يا قبل از آرش ، خانم « عاقلانه! » بود که چراگاه رو خوند و  با حوصله ( چيزي که اين روزا هيچ کس نداره ! ) ما رو راهنمايي کرد ( اگرچه هنوز لينکمون نکرده ) . اولين مطلب چراگاه " روبان قرمز " بود که پارسال توي همين روز منتشر شد ، اولين نويسنده چراگاه - کسي که حرف دلش را نگفت - من بودم !
اما توي اين يکسال دوستايي پيدا کرديم که اگرچه نديدمشون اما با يک زبون ديگه با همه شون ارتباط دارم ، پس زبان همدلي خود ديگر است ، همدلي از همزباني خوش تر است !
اما چيزي که جزء اهداف اوليه چراگاه بوده اما هنوز چندان محقق نشده همون « چرا » ست ، همين که يک جايي براي گير دادن يا نقد مطلب باز باشه و هر کسي نظر و موضع خودش رو بگه ... اگر چه اين فضاي باز هست اما به اقتضاي شرايط وبلاگ هنوز به اون ديالوگ مطلوب نرسيديم .
نمي دونم اين جندمين باري هست که به ما سر مي زنين ، اما اگر اولين باره يا حتي آخرين بار از همراهي شما ممنونم ، همين .

توضیحات :همین جا از جعفر ، امین ، مجتبا ، بیژن و احسان هم تشکر می کنم .
کادو بدین ( 4 )

شعر

دانشکده

مسعود اردكاني

مي شوم از چنگ تو آزاد اي دانشکده
از تـو بـس نالانم و ناشاد اي دانشکده
صبحها ، هر روز خواب آلوده سويت مي دوم
از ره دور تــو صـد فريـاد  اي دانشکده
انتظامات دم در بـا دوچشم هرزه گرد
مصلحانت آخر ِ افساد  اي دانشکده
عالمانت بي عمل در پشت کوهي از کتاب
واعـظان با دعـوي ارشـاد  اي دانشکـده
کادر مالي و اداري ، سيستم آموزشي
صدر تا ذيلت همه جلاد  اي دانشکـده
از تو بيزارم همينطور از خودم از بچه ها
از کتاب و دفتـر و استـاد  اي دانشکـده
علم و ثروت ، عشق ونفرت ، زشت وزبيا ، خوب وبد
گشته اي تو جامع الاضداد  اي دانشکده
فکـر نمره ، فکـر دختر* ، فکـر پول شهريه
داده علم و فضل را بر باد  اي دانشکده
پنج سال از عمر ،کلي پول ، کلي درد سر
غير اين کاغذ چه دستم داد  اي دانشکده؟
مي شد آري جور ديگر بگذرد اين چند سال
اي که لـعنـت بر نظامـت بـاد  اي دانشکـده
ازدحام بـره ها سـويت روان از هـر طـرف
صيـدهايي در پـي صيـاد  اي دانشکـده
چنـد حرف مفت در نام تو گنجانيـده انـد
دانش و اسلامي و آزاد  اي دانشکـده
مي روم من سوي سربازي ولي اف برتو باد
مي روم من هـر چـه باداباد  اي دانشکـده
مي روم با بغض پر حجمـي درون حنجـره
که گرفـته فـرصـت فريـاد اي دانشکـده
خاطراتي از تو دارم تلخ شيرين ، خوب وبد
يادگـاري از تـو مـانـده يـاد  اي دانشکـده

توضیحات :* خانم های گرامی میتونن برای همذات پنداری بیشتر ، به جای کلمه " دختر " از کلمه شوهر استفاده کنند .
تو دیگه چی میگی ؟!!؟ ( 7 )

داستان

Online

مجتبی جعفري

Online 

نصف شب دم دمای بی خوابی ، بی حوصلگی یه دفعه آمپر بغضت می چسبه زیر گلوت و بخار از تمام فاصله بین سلول های پوستت بیرون میزنه . پیراهن و زیر پوش  در آوردن هم فایده نداره . آب یخ هم افقه نمی کنه . شکل عقربه های ساعت طوری که با نگاه کردن به تلفن تنها تصویر فحش برات مجسم میشه  و یادت میاد باز هم تنهایی .

 اونقدر آب سرد خوردی که ماهیچه های دلت منقبض شده یا همون که میگن " دلت گرفته " ، از جون مرغ و شیر آدمیزاد . نه پول داری که بزنی بیرون و برای چند ساعت اونقدر دور شی تا برای دفعه  اول تو زندگیت داد بزنی  و نه کارتت موجودی داره و خلاصه پاپی نشین ، نه میشه تلفن زد  و نه میشه رفت بیرون . دیگه تارهای صوتی حنجرت به حد نهایی تحملشون رسیدن  و بغضت طبق تابع انقباض دلت  به صورت تصاعدی ناشناخته زیاد میشه . این کرنش غیر محوری از جاهای دیگه ای هم گل میکنه و با تمام حجم غرور و بی رگیت _ بسته به استاندارد وجودت _ چند قطره آب از گوشه های  چشمت  جهت دفع املاح مضر سبز میشه  و قلبت مور مورش میشه .

 خلا صه تنها راه منطقی و غیر منطقی مونده اینه که تا به خودت اومدی  مانیتور رو از پشت چشمات ، خیس می بینی .

راستی قبلش هم حال هیچ کاری نداشتی ها .  درد وصال مودم و غرغر هاش  تموم شد . یا هو مسنجرت داره بهت میخنده . ( تو هم داره حالت از هر چی بخنده بهم می خوره ) درد بزرگ اینه که تو این بلبشو با کی میشه دو کلام درد دل کرد و اصلا طرف ...

خلاصه واسه همه در به درا این دیگه راه آخره ... غریبی بهتره
یه جوری از یه آی دی  خوشت میاد و بدون جواب طرف تمام دکمه های خیس کیبوردت رو تقدیم طرف  می کنی ...
...
وقت بای بای میشه و حالت یه خورده بهتر شده و میپرسی :" نگفتی اسمت چیه " یا  " u??? "

_ " god is always on line !! "

توضیحات :خواهشمندست دوستان عزیزی که به واسطه خواندن این مطلب تصمیم گرفتند مجتبی رو از تنهایی در بیارن ، یک آف هم به ما بزنند
r u online ? ( 10 )

شعر

گاهی به یاد آن گناه مشترک باش

احسان خسرو آبادي

گاهی به یاد آن گناه مشترک باش 

وقـتـي رخـت بـا آیـنـه هـمـدسـت بـاشـد
خب قابل فهم است چشمت مست باشد
منـظـور مـن از عشـق یعنـی تـک خـدایی
منظور تو از عشق هر چه هست، باشد!!
شـعـله بگیـر،آتش بـزن ،خاکستـرش کن
جزمن هر آن کس را به تو دل بست...باشد؟!
حوای من آدم به وقت عشـق بازی
باید زبانش با دلش یکدست باشـد
گاهی به یاد آن گناه مشترک باش
آدم نبایـد اینقدر هم پست باشـد

***
حالا نگاهم در نگاهت خیره مانده
خب قابل فهم است چشمم مست باشد

توضیحات :

این اولین شعر از احسان خسروآبادی ِ که در چراگاه منتشر می شه ! والبته  امیدوارم آخریش نباشه .

به هر حال به رسم ادب ورود احسان رو خیر مقدم می گیم .

                                                     « بر و بچ چراگاه »

آینه ها ( 7 )

گزيده ي آرشيو
نويسندگان
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
 Yahoo Messenger
فهرست مطالب
موضوعات
شعر  
داستان  
نوعي نگاه  
خارج از دستور  
ماهیتابه  
ديوار نوشته  
معرفي كتاب  
رسانه  
rss-feed
پیوند ها
آرشيو ماهانه
بهمنماه 1386» 1
دیماه 1386» 3
آذرماه 1386» 10
آبانماه 1386» 10
مهرماه 1386» 8
شهریورماه 1386» 11
مردادماه 1386» 10
تیرماه 1386» 9
خردادماه 1386» 9
اردیبهشت ماه 1386» 9
فروردین ماه 1386» 7
اسفندماه 1385» 12
بهمنماه 1385» 8
دیماه 1385» 14
آذرماه 1385» 1
آبانماه 1385» 1
مهرماه 1385» 1
شهریورماه 1385» 2
مردادماه 1385» 1
تیرماه 1385» 2
خردادماه 1385» 4
اردیبهشت ماه 1385» 5
فروردین ماه 1385» 4
اسفندماه 1384» 5
بهمنماه 1384» 3
دیماه 1384» 4
آذرماه 1384» 6
مهرماه 1384» 1
شهریورماه 1384» 2
تیرماه 1384» 1
خردادماه 1384» 7
اردیبهشت ماه 1384» 3