![]() معجزه گر |
ارزانـی خـدای شـما هـر دو عالـمـش *** |
| توضیحات : |
شعر نوشته شده در : دوشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۸۵ ساعت : ۰۸:۳۱:۵۱ |
![]() روزها گر رفت ... ! |
امروز روز يکسالگي چراگاه ِ . اگه دنبال علت نوشتن اين مطلب مي گردين همون جمله اول کل حرف رو زده ! و از اينجا به بعد چرت و پرت هايي که حول همون محور براي خالي نبودن عريضه نوشتيم . ( تف داديم ! ) |
| توضیحات :همین جا از جعفر ، امین ، مجتبا ، بیژن و احسان هم تشکر می کنم . |
خارج از دستور نوشته شده در : جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت : ۰۸:۳۰:۰۰ |
![]() دانشکده |
مي شوم از چنگ تو آزاد اي دانشکده |
توضیحات :* خانم های گرامی میتونن برای همذات پنداری بیشتر ، به جای کلمه " دختر " از کلمه شوهر استفاده کنند .![]() |
شعر نوشته شده در : دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت : ۰۲:۱۸:۴۴ |
![]() Online |
نصف شب دم دمای بی خوابی ، بی حوصلگی یه دفعه آمپر بغضت می چسبه زیر گلوت و بخار از تمام فاصله بین سلول های پوستت بیرون میزنه . پیراهن و زیر پوش در آوردن هم فایده نداره . آب یخ هم افقه نمی کنه . شکل عقربه های ساعت طوری که با نگاه کردن به تلفن تنها تصویر فحش برات مجسم میشه و یادت میاد باز هم تنهایی . اونقدر آب سرد خوردی که ماهیچه های دلت منقبض شده یا همون که میگن " دلت گرفته " ، از جون مرغ و شیر آدمیزاد . نه پول داری که بزنی بیرون و برای چند ساعت اونقدر دور شی تا برای دفعه اول تو زندگیت داد بزنی و نه کارتت موجودی داره و خلاصه پاپی نشین ، نه میشه تلفن زد و نه میشه رفت بیرون . دیگه تارهای صوتی حنجرت به حد نهایی تحملشون رسیدن و بغضت طبق تابع انقباض دلت به صورت تصاعدی ناشناخته زیاد میشه . این کرنش غیر محوری از جاهای دیگه ای هم گل میکنه و با تمام حجم غرور و بی رگیت _ بسته به استاندارد وجودت _ چند قطره آب از گوشه های چشمت جهت دفع املاح مضر سبز میشه و قلبت مور مورش میشه . خلا صه تنها راه منطقی و غیر منطقی مونده اینه که تا به خودت اومدی مانیتور رو از پشت چشمات ، خیس می بینی . راستی قبلش هم حال هیچ کاری نداشتی ها . درد وصال مودم و غرغر هاش تموم شد . یا هو مسنجرت داره بهت میخنده . ( تو هم داره حالت از هر چی بخنده بهم می خوره ) درد بزرگ اینه که تو این بلبشو با کی میشه دو کلام درد دل کرد و اصلا طرف ... خلاصه واسه همه در به درا این دیگه راه آخره ... غریبی بهتره _ " god is always on line !! " |
توضیحات :خواهشمندست دوستان عزیزی که به واسطه خواندن این مطلب تصمیم گرفتند مجتبی رو از تنهایی در بیارن ، یک آف هم به ما بزنند ![]() |
داستان نوشته شده در : جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت : ۰۸:۳۰:۰۰ |
![]() گاهی به یاد آن گناه مشترک باش |
وقـتـي رخـت بـا آیـنـه هـمـدسـت بـاشـد |
| توضیحات : این اولین شعر از احسان خسروآبادی ِ که در چراگاه منتشر می شه ! والبته امیدوارم آخریش نباشه . به هر حال به رسم ادب ورود احسان رو خیر مقدم می گیم . « بر و بچ چراگاه » |
شعر نوشته شده در : یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت : ۰۸:۳۰:۰۰ |
|
![]() |
![]() |
|