...با هر بار تازه سازي(رفرش) صفحه يك مطلب به صورت تصادفي بارگذاري خواهد شد

Online


Online 

نصف شب دم دمای بی خوابی ، بی حوصلگی یه دفعه آمپر بغضت می چسبه زیر گلوت و بخار از تمام فاصله بین سلول های پوستت بیرون میزنه . پیراهن و زیر پوش  در آوردن هم فایده نداره . آب یخ هم افقه نمی کنه . شکل عقربه های ساعت طوری که با نگاه کردن به تلفن تنها تصویر فحش برات مجسم میشه  و یادت میاد باز هم تنهایی .

 اونقدر آب سرد خوردی که ماهیچه های دلت منقبض شده یا همون که میگن " دلت گرفته " ، از جون مرغ و شیر آدمیزاد . نه پول داری که بزنی بیرون و برای چند ساعت اونقدر دور شی تا برای دفعه  اول تو زندگیت داد بزنی  و نه کارتت موجودی داره و خلاصه پاپی نشین ، نه میشه تلفن زد  و نه میشه رفت بیرون . دیگه تارهای صوتی حنجرت به حد نهایی تحملشون رسیدن  و بغضت طبق تابع انقباض دلت  به صورت تصاعدی ناشناخته زیاد میشه . این کرنش غیر محوری از جاهای دیگه ای هم گل میکنه و با تمام حجم غرور و بی رگیت _ بسته به استاندارد وجودت _ چند قطره آب از گوشه های  چشمت  جهت دفع املاح مضر سبز میشه  و قلبت مور مورش میشه .

 خلا صه تنها راه منطقی و غیر منطقی مونده اینه که تا به خودت اومدی  مانیتور رو از پشت چشمات ، خیس می بینی .

راستی قبلش هم حال هیچ کاری نداشتی ها .  درد وصال مودم و غرغر هاش  تموم شد . یا هو مسنجرت داره بهت میخنده . ( تو هم داره حالت از هر چی بخنده بهم می خوره ) درد بزرگ اینه که تو این بلبشو با کی میشه دو کلام درد دل کرد و اصلا طرف ...

خلاصه واسه همه در به درا این دیگه راه آخره ... غریبی بهتره
یه جوری از یه آی دی  خوشت میاد و بدون جواب طرف تمام دکمه های خیس کیبوردت رو تقدیم طرف  می کنی ...
...
وقت بای بای میشه و حالت یه خورده بهتر شده و میپرسی :" نگفتی اسمت چیه " یا  " u??? "

_ " god is always on line !! "

توضیحات :خواهشمندست دوستان عزیزی که به واسطه خواندن این مطلب تصمیم گرفتند مجتبی رو از تنهایی در بیارن ، یک آف هم به ما بزنند